افکار و زندگی انسانی خوابآلوده
نویسنده ی مورد علاقت کیه؟ و ژانر مورد علاقت؟ من خیلییی وقته که دنبال یک کتابخون حرفه ای می گردم
برای نویسنده احساس میکنم نیازه کتابای بیشتری بخونم اما فعلا قلم کافکا و عباس معروفی و در عینحال آگاتا کریستی برام دوست داشتنی بوده ، معمولا جنایی_معمایی_ترسناک میخونم ، فلسفه رو دوست دارم اما ادبیات ایران توی قلبم واقعا جا داره
افکار و زندگی انسانی خوابآلوده
اگر جدی دنبال بشه ، چرا که نه؟
پس اگه یک روز یک کتابخونه داشتم حتما باید بیای و بهم سر بزنی.منم همین کارو می کنم
کافکا رو متاسفانه نخوندم.از عباس معروفیم سمفونی مردگان رو خوندم که خیلی گریه کردم تهش.ولی به نظرم یکم زیاده روی کرده بود در نشون دادن افکار قدیمی پدرو مادر آیدین.البته نگاهش رو به اینکه اگر شاعرا و هنرمندای جامعه که روح جامعه هستن رو دست کم بگیریم به خودمون آسیب زدیم خیلی دوست داشتم.از آگاتا کریستی هم یک کتابی رو خوندم فکر کنم اسمش سه موش بود.جنایی و معمایی واقعا💞
فلسفه؟جالبه.یکی از کتابای فلسفی هم که خوندی رو میشه بگی؟مثلا از نشر میلکان می خونی؟
کلا ادبیات هر کشوری برای مردم خودش ی رنگ و بوی دیگه ای داره
منم همین طور
نمی تونم تصور کنم دیدن مردمی که لا به لای شلوغی هاشون میان اونجا تا یک نفسی بگیرن و زندگی های مختلف رو تجربه کنن چه حسی داره!!!
افکار و زندگی انسانی خوابآلوده
کافکا رو متاسفانه نخوندم.از عباس معروفیم سمفونی مردگان رو خوندم که خیلی گریه کردم تهش.ولی به نظرم یک
وای سمفونی مردگان ! خیلی زیاد با افرادی که روی اعتقاداتی که اصلا بهش فکر نشده و صرفا پذیرفتن و از قضا بی نهایت روشون تعصب دارن مواجه شدم بنظرم لازم بود و طرز نگاه عباس معروفی واقعا شگفت انگیزه ، فراسوی نیک و بد از نیچه یا اسطوره سیزیف از آلبرکامو ، درباره ی دکارت شناسی و فلسفه ی مدرن هم یسری کتاب خوندم ، و نشر میلکان ؟وای اره چندتا کتاب ازش خوندم اکثرا درباره ی خودیاری بودن
چندتاشون هم فانتزی
افکار و زندگی انسانی خوابآلوده
وای سمفونی مردگان ! خیلی زیاد با افرادی که روی اعتقاداتی که اصلا بهش فکر نشده و صرفا پذیرفتن و از قض
درباره ی آگاتا کریستی هم بنظرم قتل راجر اکروید یا قتل های الفبایی جالب بودن ، قتل در قطار سریع السیر شرق هم واقعا خوب بود
برای کافکا هم معمولا با مسخ میشناسنش ولی من قصر و محاکمه رو بیشتر دوست داشتم
افکار و زندگی انسانی خوابآلوده
منم همین طور نمی تونم تصور کنم دیدن مردمی که لا به لای شلوغی هاشون میان اونجا تا یک نفسی بگیرن و زند
وای فکر کن ، پناهگاه امن مردم جایی باشه که تو خلقش کردی !
چقدر جالب ، امروز ولنتاینه😀
بعد من امتحان تاریخ و ریاضی دارم با یه کوه تحقیق😀
از چی براتون عکس بگیرم خب😀
تعریف میکنم روزم رو و چند تا اهنگ شاید بفرستم و دو سه تا کلیپ(؟)
بزارید از امروز تا به حال بگم و برم سراغ ادامه ی درسا
خب روزها معمولا با بیدار شدن توی صبح شروع میشن و امروز من هم مثل بقیه ی آدمی زادها با بیدار شدن حوالی پنج صبح بعد از چهار ساعت خواب باکیفیت(؟)شروع شد ، اول صبح بیشتر از هرچیزی فرو رفتن توی اعماق تختم رو میخواستم ولی خب؟مجبور بودم بیدار باشم ، یسری ریزه کاری(انشا نوشتن)از کارای دیروز مونده بود که میخواستم تا دیر نشده انجامش بدم ، بعدم که باید لباس های چروکی که آخر شب شسته بودم رو اتو میکردم ، دیدم دارم از بی خوابی بیهوش میشم پس چایی عزیزم اومد که من رو نجات بده ، خلاصه جونم براتون بگه که مرور درسهام و این حرفها و بدو بدو رفتم مدرسه ، با دوستای دلقکم مواجه شدم و زنگ اول با هندسه گذشت ، زنگ تفریح همه در حال حرص خوردن برای امتحان زنگ بعد بودن و زنگ موعود فرا رسید ، با استرس عجیب و غریب و هزاربار پاک کردن و دوباره نوشتن و نامطمئنی از نتیجه برگه رو علی رغم میلم تحویل دادم ، زنگ سوم و چهارم هم به درس های دیگه گذشت ، گذشت و گذشت تا زنگ آخر رسید نوبت تحویل برگه ها شد ، اینطوری بود که سر هر برگه ای که صحیح میکرد یه ساعت طول میداد و کلی نچ نچ میکرد ، خلاصه بعد از هزار ساعت کلی اضطراب یکی درمیون یا حسین ، یا ابوالفضل گفتن و ۱۰۰ صلوات نذر کردن برگه ی منم با نمره ی ۲۰ داده شد و از اعماق قلب یه نفس راحت کشیدم و اضطراب ناعزیز آغوشمو ول کرد
بدو بدو بیا خونه ، لباساتو عوض کن و خونه رو تمیز کن بعد از ناهار خوردن و یکم توی این تخته جعبه گشت و گذار کردن و صحبت با آنه ی عزیزم به دوست نداشتنی ترین قسمت روز رسیدیم که باید شروع میکردیم و درس های آوار شده رو سرم رو بازسازی میکردیم این وسطا چند تا لیوان چایی و شام درست کردن ، غرغر و اهنگ های کریستال کستلز و مانسکین اومدن کمک ، الانم به مرحله ی تزئینات خونه و محکم کاری آخرش رسیدیم البته خبرها میگن فردا دوباره قراره زلزله بیاد و همه چیز رو سرم آوار شه ولی خب من دیگه توی بازسازی خونه استاد شدم ، بعدشم قراره به اعماق تختم فرو برم و به وعده ای که اول صبح به خودم دادم عمل کنم
تا یه روز نرمال و خسته کننده دیگه خدانگهدارتون
آری ادمی زادهای عزیزم
یکساعته دارم دنبال اهنگ میگردم بفرستم😀