افکار و زندگی انسانی خوابآلوده
روزم رو آبی کردی
آبی اسمونی با رگه های نقره ای
ولی از اوناییم که وقتی یخشون باز میشه با تیری که به پاشون می خوره میشینن سرجاشون
خواستم بگم امروز عجیب ترین روز توی پنج ماه اخیر بود ، انقدر عجیب بود که فکر نکنم تا مدت ها چنین روزی رو تجربه کنم
افکار و زندگی انسانی خوابآلوده
خواستم بگم امروز عجیب ترین روز توی پنج ماه اخیر بود ، انقدر عجیب بود که فکر نکنم تا مدت ها چنین روزی
امیدوارم امروز یه خواب بوده باشه
زندگیم توسط اون دوست عزیزم برای لحظاتی ابی اسمونی شد و به خاکستری برگشت