میرم بخوابم و امیدوارم خوابم ببره
ساعت چهار هم پا میشم میرم سراغ کارام
خدا بزرگه
ساعت شش و نیم بابام با یه حالت مضطربی بیدارم کرد
در حالی که ساعت یه ربع به هفت باید مدرسه میبودم
افکار و زندگی انسانی خوابآلوده
دارم برای بار هزارم اینو میخونم و گریه میکنم و میگم واقعا فردا قراره به خورشید لبخند بزنم؟
لبخند زدم و امروز تا به حال رنگ نور بوده و امیدوارم کدر نشه
و میخوام برای برفی لباس بدوزم(فقط خدا میدونه قراره چه گندی بزنم توی پارچه هام)(اخر هفته)
کاملا خوشحالم اما از لحاظ جسمی داغون ترینم
درستش میکنم و امروز رو خوب پیش میبرم
هدایت شده از ˒ 𝖦ᥲ𝗅ᥲ𝗑𝗒
ونوس بدون پلی لیستت زندگی واست بی معناعه.
ولی می دونی چیه؟هر روز مثل آسمونه و هر لحظه ممکنه یهو ابری شه.باز دوباره آفتاب بتابه.ولی در هرصورت ما نگاهمون به زندگی و روزمون مثل آسمونه باید بپذیریم که آسمون خیلی صاف و آبی،ابریم میشه
افکار و زندگی انسانی خوابآلوده
ولی می دونی چیه؟هر روز مثل آسمونه و هر لحظه ممکنه یهو ابری شه.باز دوباره آفتاب بتابه.ولی در هرصورت م
وای آره دقیقا ، دختر حرف هات نجات دهنده ان ، مواظب خودت باش