eitaa logo
سلام رفیق
131 دنبال‌کننده
676 عکس
463 ویدیو
10 فایل
*سلام رفیق « حال خوب 💕💕 » ارتباط با ما f_bolandi
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌱🎻 ✔️✔️ تو نمیتونی به عقب برگردی و اول ماجرارو تغییر بدی؛ اما میتونی از جایی که هستی شروع کنی و آخر ماجرا رو تغییر بدی. 💚💙 ❣️Join @salamRafigham
زمان: حجم: 561K
✨چرا امام حسین علیه‌السلام در کربلا برای رسیدن به آب، چاه حفر نکردند؟ منابع: ارشاد، ج۲ ابن اعثم کوفی،الفتوح،ج۵ص۹۱ ینابیع الموده،ج۲ص۳۴۰ مقتل ابی مخنف،ص۵۷ بطل العلقمی ج۲،ص۳۵۷ ارتباط با ما @Nogaray @salamRafigham برای بودن درکنار ما اینجا کلیــــــــــک کنیـــــ💚ـــد〰🤩
داستان: توطئه ای پس از غدیر 6⃣ منافقین به صورت پنهانی برای خود، هم پیمان و هم عهد پیدا می کردند. تعداد منافقین و همدستان آن ها به حدود چهار هزار نفر رسید.👥👥👥 هر کس که از نبی اللّه و خانواده ی او عقده و کینه ای در دل داشت و یا به هر دلیلی نفع خود را در مخالفت با پیامبر و توصیه های ایشان می دانست، با منافقین همراه شد.❌ پیامبر مهربان و دلسوز، که همیشه برای حفظ جان و دین مردم، فکری و چاره ای می اندیشید، هم اکنون نیز باید کاری می کرد که مسلمانان بعد از او به گمراهی نیفتند و خلافت بعد از پیامبر به دست کسی باشد که دین اسلام را حفظ کند و مردم را به همان راهی که پیامبر راهنمایی فرموده، رهنمون شود.☘ پیامبر دستور داد سپاه و لشکری از این افراد که چهار هزار نفر بودند تشکیل شود و فرمانده ی آنان را اُسامه بن زید قرار داد که لشکر را به سوی شام بِبَرَد. این گروه منافق برای این که در شهر بمانند و هر چه بیشتر فتنه کنند و یار و همپیمان بیشتری جمع کنند، بهانه آوردند که تازه از سفر حج بازگشته ایم و کمی اجازه بده تا در مدینه بمانیم و کارهای لازم سفر را انجام دهیم و و سائل سفر را آماده کنیم.🍂 پیامبر نیز اجازه داد که به اندازه ای که احتیاجات خود را برطرف کنند در مدینه بمانند؛ به اُسامه بن زید هم دستور داد که در خارج از مدینه لشکر گاهی ایجاد کند و منتظر این عده بماند.🥷 پیامبر به صورت مُکرَّر آن ها را امر به پیوستن به سپاه و حرکت به سوی شام می کرد زیرا قصد داشت مدینه را از وجود منافقین و همدستان آن ها خالی نماید تا زمینه برای خلافت و جانشینی امیرالمؤمنین فراهم گردد.✋ در این اثنا پیامبر مبتلی به بیماری شد و آن ها تا این موضوع را فهمیدند در رفتن سُستی بیشتری کردند. پیامبر به گروهی از یارانشان دستور داد که آن عده ای که در رفتن از شهر، سُستی می کنند را از مدینه خارج کرده و به لشکر مُلحق کنند. سپس به اُسامه گفتند: پیامبر فرموده تاخیر نکنی و همین ساعت حرکت کنی. یاران پیامبر نزد ایشان آمدند و خبر حرکت لشکر را دادند اما پیامبر فرمود: هنوز لشکر حرکت نکرده است. موضوع چه بود؟ موضوع توطئه منافقین برای بازگشت به مدینه بود.😨 سه نفر از منافقین و عده ای از اصحاب که به هر دلیلی با منافقین همدل شده بودند نزد اُسامه رفتند و گفتند: آثار مرگ در چهره رسول الله پیداست و اگر ما برویم و مدینه را خالی بگذاریم اتفاقاتی می افتد که بعدا نمی توانیم آن ها را اصلاح کنیم. پس فعلا در مدینه می مانیم تا ببینیم چه پیش می آید. اُسامه قانع شد و لشکر که کمی راه پیموده بود، به جای اولش بازگشت. منافقین، شخصی را به مدینه فرستادند تا برایشان خبری بیاورد. خبر آمد که: بیماری پیامبر شدیدتر شده و امیدی به بهبود نیست.😔 منافقین به اُسامه گفتند:آیا سزاوار است که ما اینجا باشیم و از دیدن پیامبر در این ساعات آخر محروم باشیم؟ اُسامه به آنان اجازه ورود به مدینه داد ولی گفت هیچ کس از ورود شما خبردار نشود و اگر پیامبر شفا پیدا کرد به سپاه برگردید و اگر از دنیا رفت به ما هم خبر دهید تا بین مردم بیاییم. آن شب به محض اینکه حال حضرت کمی بهتر شد فرمود: امشب شرّ عظیمی وارد مدینه شده است. و تکرار فرمود: وای بر شما سپاه اُسامه را به حرکت وادارید.....💥💥 پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم رحلت فرمود و امیرالمؤمنین و یاران نزدیک ایشان مشغول کارهای کفن و دفن نبی خدا شدند در حالی که سرکرده های منافقین در محلی به نام سقیفه ی بنی ساعده با هم پیمان بستند که بعد از پیامبر، ابوبکر خلیفه باشد.❌❌ ❌انتشار فقط با لینک مجاز است. ❣️Join @salamRafigham
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❀͜͡♥️● بہ‌هیچڪس‌غیراز‌خدادرذهنت‌قدرت‌نده! روۍآدم‌هـٰاحسـٰاب‌نڪن،روۍخداۍَ آدم‌هـٰاحسـٰاب‌ڪن...! اون‌صدایۍڪہ‌ازدرون‌بھت‌قدرت‌وانرژۍ‌میده، صداۍِخداست...シ ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌
❤️ | حسینیه دل 🥺 یک ماموریت برای غمی که در دل‌هایمان داریم ◼️مامان از باقی‌مانده پارچه لباس مشکی‌اش یک بلوز مشکی کوچک برایم دوخت و بابا بعد از کلی گشتن کوچک‌ترین سایز پیراهن مردانه را برای برادرم خرید. هر دو خیلی کوچک بودیم و خیلی وقت‌ها چیز زیادی از هیئات و حرف‌هایی که سخنران و مداح می‌زد، نمی‌فهمیدیم. 🌷 از یک جای مراسم به بعد هم می‌خزیدیم زیر چادر مامان و می‌خوابیدیم. حالا سال‌ها از آن روزها گذشته، ما خیلی بزرگ‌تر شده‌ایم، حالا دیگر باقی‌مانده قواره لباس مامان اندازه‌مان نمی‌شود و زیر چادرش جا نمی‌شویم، می‌فهمیم مداح از چه می‌گوید و مثل بقیه بزرگ‌ترها اشک می‌ریزیم و گریه می‌کنیم، اما این‌ها برایمان کافی نیست. محبتی که از کودکی در قلبمان رشد کرده و حالا بزرگ و پر حرارت شده است به هیئت رفتن و فقط عزاداری کردن رضایت نمی‌دهد. دلمان کارهای بزرگ‌تر و مؤثرتری می‌خواهد. 🚩 برای همین تصمیم گرفتیم امسال محرم کاری بکنیم؛ کاری که حجم محبت و اندوهمان را به بیرون از ساعات هیئت و حسینیه عزاداران بکشاند، بیاورد در زندگی روزمره‌مان و این ماه محترم را طور دیگری زندگی کنیم؛ اما چه‌طوری؟ چیزهایی که به نظر ما رسید این‌ها بود: 1️⃣ با همدیگر احادیثی را که از امام حسین علیه‌السلام برای ما نقل شده پیدا کنیم، چندتا از آن‌ها را بنویسیم و به دیوار خانه، در اتاق‌هایمان و ... بچسبانیم. 2️⃣ بعدش فکر کردیم اگر تعداد زیادی از این حدیث‌ها را بنویسیم می‌توانیم در شب‌های هیئت کنار چای روضه به بقیه هم بدهیم و آن‌ها را هم در ثواب خواندن و فکرکردن درباره حرف‌های امام حسین علیه‌السلام شریک کنیم. 3️⃣ تصمیم گرفتیم برای این ماه یک کتاب که درباره عاشوراست پیدا کنیم، با همدیگر بخوانیم و درباره‌اش صحبت کنیم. ما کتاب‌های «ماه به روایت آه»، از ابوالفضل زرویی، «فرمانده گندم‌خوار»، از سیدسعید هاشمی و «مقتل حسینی نوجوان»، از علی شعیبی را پیدا کردیم. قرار شد یکی از این‌ها را انتخاب کنیم و هر روز ده صفحه‌اش را بخوانیم. احتمالاً صدایمان را ضبط کنیم در گروه دوستانمان هم به اشتراک بگذاریم. 4️⃣ دوست داریم فضای اتاق و خانه‌مان هم سیاه‌پوش و عزادار باشد. پول‌هایمان را روی هم گذاشتیم و دو پرچم سیاه که رویش یاحسین علیه‌السلام نوشته بودند، خریدیم. یکی‌شان را جلوی در خانه و دیگری را در اتاقمان نصب کردیم. ✌️ شما هم با ما همراه شوید. هر کدام از این ایده‌ها را که دوست داشتید انتخاب کنید، انجام بدهید و عکس و فیلم یا صدایی که از خودتان ضبط کردید برایمان بفرستید. *سلام دوستم « ما اینجاییم تا با پادکست هامون راحت ومختصر چالش های ذهنی تون رو پاسخ بدیم وحال خوب رو به هم هدیه بدیم تا بهتر زندگی کنیم🌺 » 👇👇 ارتباط با ما @Nogaray ❣️Join @salamRafigham
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کتاب📚🌹☘🌹  کتاب قصه‌‌ کربلا کتاب قصه کربلا نوشته مهدی قزلی برش‌هایی از زندگانی امام حسین (ع) از آغاز تا پرواز است. در کربلا اتفاقات دلخراش زیادی افتاد که هنوز هم عده زیادی از مفسران تاریخ از تحلیل همه‌جانبه‌ آن عاجزند و هر بار فقط گوشه‌هایی از آن واقعه بزرگ را تجزیه و تحلیل می کنند، زیرا اوج فداکاری و ایثار سالار شهیدان، حسین بن علی (ع)، خاندان و یاران وفادارش به اندازه‌ای عظیم و گسترده است که نمی توان در یک یا چند مراسم سخنرانی یا یک یا چند کتاب آن را با همه گستره و ابعادش توضیح داد. قصه کربلا شامل ده فصل است که تاکنون به صورت مجموعه ده جلدی و کتاب صوتی هم منتشر شده است. فصل اول به زاده شدن و رویدادهای سال‌های نخستین زندگی امام حسین(ع) می‌پردازد و در ادامه به روایت زندگی یاران امام و وقایع عاشورا می‌پردازد. قزلی در این اثر سعی نموده با گزینش وقایع تاثیرگذار از رویداد بزرگ تاریخ شیعه به روایت گوشه هایی از آن واقعه تاریخی بپردازد.  خواندن کتاب قصه کربلا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم همه دوست‌داران داستان‌های مذهبی و کسانی که می خواهند درباره واقعه عاشورا بیشتر بدانند. ❣️Join @salamRafigham
زمان: حجم: 437K
✨امام حسین علیه‌السلام در بهشته ؛ پس چرا گریه می کنید ؟ ارتباط با ما @Nogaray @salamRafigham برای بودن درکنار ما اینجا کلیــــــــــک کنیـــــ💚ـــد〰🤩