eitaa logo
پاسخگو
834 دنبال‌کننده
486 عکس
116 ویدیو
18 فایل
مجموعه پرسش و پاسخ های (پایه های 1 تا 10) حوزوی؛ تحت اشراف جمعی از اساتید سطوح عالی حوزه علمیه قم مدیر کانال: @Salooni
مشاهده در ایتا
دانلود
✅کانال پاسخگو(سلونی) یه کانال علمی هست که در حد توان سؤالات درسی شما طلبه ها و دانشجوهای عزیز و همه علاقه مندان علوم انسانی رو پاسخ میده☺️ 💢به همین دلیل، ما بنا نداریم روزانه تعداد زیادی پیام بگذاریم؛ تا دوستان همت کنند و پرسش و پاسخها رو با دقت مطالعه کنند👌 ✳️ اما در کیفیت، مدعی هستیم هیچکدوم از سایتها و مراکز پاسخگویی(که نوعا تمرکزشون در شبهات اعتقادی و احکام هست نه پرسشهای درسی)، به دقت کارشناسهای ما سؤالات شما رو پاسخ نمیدن. ❌ ادعای ما رو باور نکنید. فقط کافیه خودتون مقایسه کنید...
🔹 : از ظهر عرفه تا غروب عرفه ساعات مهمی است؛ لحظه لحظه‌ی اين ساعات مثل اكسير حائز اهميت است. 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 دوستانتون رو به پاسخگو(سلونی) دعوت کنید🔻🔻🔻 https://eitaa.com/joinchat/780861721C8c93ba02f5 ╭━❀❓❀━╮ @saluni ╰━❀📚❀━╯
ممنون میشم هر کجا هستید، من و کل اساتید و طلاب (پاسخگو) رو دعا کنید🙏 اگه دوست داشتید از کربلا و مشهد و نجف و قم و هر مکان مقدسی که هستید، برامون عکس بفرستید📷
❓پرسش 112: در فروع دین، «تولا و تبرا» صحیح است یا «تولی و تبری» ⁉️ ✍️پاسخ: ✅ همهٔ کلمات «تولا و تولی» و «تبرا و تبری» در زبان ، صحیح هستند اما آن چه به عنوان محسوب می شود، و است. ❌ این کلمات در زبان ، به غلط به صورت «تولا و تبرا» تلفظ می شود؛ البته از آنجا که این غلط مشهور است، برخی اینگونه استعمال را بر اساس میزان رواج، صحیح می دانند. مانند «محال» به فتح میم که غلط مشهور و رایج است. ✳️ توضیح مطلب چنین است که این دو کلمه در صورتی که مقصود از آنها فروع دین باشد، از نظر نگارش زبان عربی به صورت «تولِّی و تبرِّی» نوشته می شود و از نظر صرفی، مصدر باب تفعُّل هستند. البته کلمات «تولَّی و تبرَّی» نیز صحیح هستند که بر وزن تفعّلَ و فعل ماضی صیغه یک باب تفعُّل اند. معنای تولَّی همان معنای فعلی مصدر تولِّی ( دوست داشت، اعراض کرد و تبعیت کرد و برعهده گرفت) است. 🍀مانند: «إِلَّا مَنْ‏ تَوَلَّى‏ وَ كَفَرَ [الغاشية/ 23]» معنای تبرِّی نیز به همین صورت است و به معنای (بیزاری جست، ناراحت شد و متعرض شد) می باشد. 🔆قاعدۀ اختصاصی : کلماتی که ناقص یایی هستند در باب تفعّل، حرف ماقبل یاء در آن ها مکسور می شود مانند ترقُّی که به ترقِّی تبدیل می شود. 📚صرف ساده، ابواب ثلاثی مزید، باب تفعّل 📚 مفردات ألفاظ القرآن ؛ ص886 📚لسان العرب، ج‏14، ص: 72 🌿〰️🌺〰️🌿〰️🌸〰️🌿〰️🌺〰️ دوستانتون رو به پاسخگو(سلونی) دعوت کنید🔻🔻🔻 https://eitaa.com/joinchat/780861721C8c93ba02f5 ╭━❀❓❀━╮ @saluni ╰━❀📚❀━╯
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تو بیا عیدِ من و حالِ پریشانم باش من نثارِ قدمت جان را به "قربان" می‌کنم... 🎊 🌼🌸🌺🌼🌸🌺🌼🌸🌺 دوستانتون رو به پاسخگو(سلونی) دعوت کنید🔻 https://eitaa.com/joinchat/780861721C8c93ba02f5 ╭━❀❓❀━╮ @saluni ╰━❀📚❀━╯
❓پرسش 113: از کیست و توضیح آن چیست؟ 🌼🌸🌺🌼🌸🌺🌼🌸🌺 دوستانتون رو به پاسخگو(سلونی) دعوت کنید🔻🔻🔻 https://eitaa.com/joinchat/780861721C8c93ba02f5 ╭━❀❓❀━╮ @saluni ╰━❀📚❀━╯
پاسخگو
❓پرسش 113: #برهان_اسد_و_اخصر از کیست و توضیح آن چیست؟ #برهان #منطق #فلسفه 🌼🌸🌺🌼🌸🌺🌼🌸🌺 دوستانتون رو
تا حالا اسم این برهان رو شنیدید؟🧐🤨 پس با ما باشید تا براتون شرح بدیم👌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
این شما و این یه بیان اسد و اخصر برای برهان 😁👇🏻
❓پرسش 113: از کیست و توضیح آن چیست؟ ✍🏽پاسخ: 🌀توضیح اجمالی: برهان «اسد و اخصر» یکی از براهین برای اثبات محال بودن تسلسل در سلسلۀ علل است و استحالۀ تسلسل در سلسلۀ علل از اموری است که در فلسفه برای به کار می رود. مبدع این برهان است و بسیار مورد توجه قرار گرفته است تا جایی که اغلب فلاسفه در ادله امتناع تسلسل به آن اشاره کرده اند. 🌀وجه تسمیه: از آن جا که این برهان از محکمترین ادله برای اثبات محال بودن تسلسل در علل است به آن «اسد» و چون از کوتاه ترین و مختصرترین براهین است به آن «اخصر» گفته اند. 🌀توضیح تفصیلی: در این استدلال، مدعا این است که تسلسل در علل محال است. ، مجموعه‌ای بی‌نهایت از عللِ متوالی است که به ترتیب، هر یک معلول عضو بالاتر و علت عضو پایین‌تر باشند؛ یعنی هر یک، هم علت باشند نسبت به عضوِ پایین‌ترِ مجموعه‌ و هم معلول نسبت به عضو بالاتر مجموعه‌ و به علتی که معلولِ عضوِ پایین‌تر نیست ختم نمی‌شود. هم‌چنین یکی از ویژگی‌های تسلسلِ اصطلاحی در فلسفه این است که اعضای این مجموعه، باید همه با هم موجود باشند. فرض کنید مجموعه ای به نام «آ» داشته باشیم که در آن «الف» موجودی است که مترتب بر موجود قبلی هست اما هیچ موجودی مترتب بر آن نیست. آن موجود قبلی «ب» است که«الف» مترتب بر آن است و از طرفی باید موجودی مانند «ج» باشد که «ب» بر آن مترتب باشد و ....و همین طور این روند ادامه دارد تا به «ی» برسد که همه بر آن مترتب هستند ولی «ی» بر هیچ موجودی مترتب نیست. حال اگر فرض شود که «ی» نباشد و تا بی نهایت این روند ادامه پیدا کند که نام آن تسلسل در علل است، چنین امری محال است. توضیح مطلب این چنین است که زمانی که این ها دارند، معنایش این است که مثلا اگر «ب» نباشد، وجود «الف» ممتنع است ( و اگر «الف» باشد وجود «ب» ضروری است.) همچنین اگر «ج» نباشد، وجود «ب» ممتنع است و... و نهایتاً اگر «ی» نباشد، محال است مجموعه «آ» موجود باشد که معنای این امر، استحالۀ تسلسل در علل است. به عبارت دیگر، زمانی که همگى حلقه ها در وصف مشروط بودن به وجود چيزى بيش از تحقق خود مشتركند، در اين صورت بايد چيزى كه خود جزء آنها نيست وجود داشته باشد تا اينها و کل زنجیره بتوانند محقّق شوند و آن بايد مسبوق به ديگرى نبوده، قائم بالذات باشد و لاجرم بايد پايانه اى بر آنها در نظر گرفت. 📚 نهایة الحکمة، طباطبایی، سید محمدحسین، ص۱۶۹. 📚الأسفار الأربعة، شیرازی، صدرالدین، ج‌۲، ص۱۶۶. 📚شرح‌ المنظومة، سبزواری، ملا هادی، ج‌۲، ص۴۵۶. 🌼🌸🌺🌼🌸🌺🌼🌸🌺🌼🌸🌺 دوستانتون رو به پاسخگو(سلونی) دعوت کنید🔻🔻🔻 https://eitaa.com/joinchat/780861721C8c93ba02f5 ╭❀❓❀╮ @saluni ╰❀📚❀╯