سَماویَّه:)
...
عشقم ُ خودم با دستای خودم خاک کردم
هوا روشن شده ُ بازم باید برگردم
به خونهای که دیگه تنهام ...
سَماویَّه:)
شهادت میدهم که خداوند عدل محضی است که عدالت ورزیده، و حاکمی است که حق و باطل را از هم جدا ساخته. و
(١) سلام بر تو ای پیامبر خدا، سلام من و دخترت که اکنون در کنار تو آمده، و به سرعت به تو پیوسته. ای رسول خدا، بر مرگ دخت برگزیده تو شکیباییام اندک شد، و طاقت و توانم از دست رفت، ولی مرا که غم بزرگ جدایی تو را دیدهام و رنج مصیبت تو را کشیدهام جای شکیبایی است؛ زیرا من با دست خود تو را در بستر قبر خواباندم، و سرت بر سینه من بود که جان به جان آفرین تسلیم کردی؛ پس ما از خداییم و به خدا باز میگردیم.
(٢) آن امانت [که نزد من سپرده بودی] بازگردانده شد، و آن روحِ گروگان در بدن گرفته شد. اما از این پس اندوه من همیشگی است، و شبم با بیداری میگذرد، تا زمانی که خداوند همان جایگاه را که تو در آن اقامت کردهای، برای من برگزیند.
-نهجالبلاغهیامیرالمؤمنین؛خطبهی٢٠٢