سَماویَّه:)
الهی! ضعیفان را پَناهی قاصدان را بر سَر راهی مومنان را گواهی چه عزیز است آنکَس که تو خواهی... - خو
وَعَن قَلبي حَبيبي لا يَغيب
او هرگز از قلبَم بیرون نخواهد رفت ...
#halaaaaaaal
پذیرش دین تاوان دارد.
وقتی از خبر سوختن زنی در تاریخ میسوزی، وقتی ذوب میشوی در علی، باید منتظر باشی مثل آنها غربتت به چشم بیاید. دیوانگی مجنون، سهم عشق به لیلی بود. محرومیت هم سهم عشق به علی است.
رسم دنیا این گونه است. خیلی چیزها تا باهم تناسب نداشته باشند، کنار هم تعریفی ندارند.
راکب و مرکوب. خالق و مخلوق. عاشق و معشوق.
دمزدن از علی، جگری چون جگر حمزه میخواهد. دلی به پهنای آسمان، صبری بهاندازه صبر علی در احد وقتی چشمش به شهدا افتاد. در مقابل سوختن گلش وقتی دورهاش کرده بودند. در آن شب تاریک وقتی با دستان خیبرگشا تکه دیگری از خودش را در دل خاک پنهان کرد.
شیعهبودن تاوان دارد.
ابوذر در ربذه، میثم تمار در زندان، مالک اشتر آواره بیابانهای مصر، مقداد، سلمان، صعصعهبنصوحان، جندببنعبدالله و ... .
شیعه تافتهجدابافته است. تقدیرش با همه فرق میکند. مثل دهسالگی علی، عقایدش را به سخره میگیرند.بوی خطر که مشموم میشود،
تنهایش میگذارند
و تنهایش میگذارند،
و تنهایش میگذارند.
ابالحسن،عزیزم!
میخواهمقبرممخفیباشد
خودتمیدانیچقدربهتووابستهام.
وقتیدفنمکردی،کنارقبرمبنشین
وبرایمقرآنبخوان.دعابخوان.
دلمبرایقرآنخواندنتتنگمیشود،علی ...