eitaa logo
سَماویَّه:)
111 دنبال‌کننده
981 عکس
1.1هزار ویدیو
5 فایل
رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ تقدیم‌به‌پیشگاهِ‌حضرت‌صاحب https://eitaa.com/samavye110
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از عِشق‌ِ اَلَسْت☫`
51.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مردِ مردا ابالفضله‌ 🤎 - در کلاس عاشقي عباس'ع غوغا می‌کند در دل هر عاشقي عباس'ع مأوا می‌کند .
شبِ سی‌اُم ...
پیشِ رُخِ تو باید بر خاک سَر نهادن شرط است سجده بردن آیینه‌ی خدا را -همامِ‌تبریزی
"وَ تُفَرِّجُ عَمَّن لاذَبِكَ" و هرکَس به تو پناه آوَرَد، غم و اندوهَ‌ش را از بین می‌بری ... -صحیفه‌ی‌سجّادیه
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عبـٰاس‌قلب ِامیرالمؤمنین‌است.
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سفارش حضرت رضا(علیه‌السلام) به جناب عبدالعظیم حسنی: سلام مرا به دوستانم برسان! به آنان بگو: برای شیطان، راهی به درونشان باز نکنند! و(از سوی من) سفارش کن: راستگو... و امانتدار باشند... در اموری که مهم نیستند،«سکوت» کنند... و با هم جدال و مشاجره نکنند... و تأکید کن که با هم باشند... و مدام به دیدار و زیارت هم بروند... که این رفتار، آنان را به «من» نزدیک می‌کند... مبادا پیروانم مشغول پرده از اسرار هم بردارند... یا آبروی هم ببرند... زیرا من... با خود پیمان بسته‌ام... از خدا بخواهم... کسی را آبروی یکی از دوستانم را برده... یا یکی از دوستانم را خشمگین کرده... به شدیدترین عذاب دنیایی‌اش مجازات کند! 📚 بحارالانوار، جلد ٧٠ @mhpooyanfar
79.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا نباید تو را دوست داشت؟! وقتی همه‌ی هزینه‌های‌مان را... به‌عهده گرفتی! چرا نباید تو را دوست داشت؟! وقتی که همه پُشتِ‌پا زدند... تنها تو بودی که... پای‌مان را به باز کردی! چرا نباید تو را دوست داشت؟! وقتی کشتی‌های‌مان غرق شده بود... دست‌مان را گرفتی و... نشانی را دادی! چرا نباید تو را دوست داشت؟! وقتی نه راهِ پس داشتیم... نه پیش... تا تَهِ خط ایستادی کنارمان! چرا نباید تو را دوست داشت؟! وقتی از زمین و زمان برای‌مان می‌بارید... مثل کوه ایستادی پُشتِ‌مان و... گفتی: مالِ بَد... بیخِ ریشِ صاحب‌ش! من... اگر یک دلیل برای زندگی داشته باشم؛ آن هم تو هستی؛ عزیزدلم! تولدت مبارک قدیمی‌ترین رفیق! @mhpooyanfar
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیابان هم که باشی... حسین، آبادت می‌کند؛ مثل کربلا! @mhpooyanfar
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از وقتی یادم می‌آید؛ چیزی جز تو... یادم نمی‌آید! جایی حوالیِ خودت... دست و بالَم را بند کردی! گفتی: پیشِ خودم بمان... تو آدمِ هر جایی نیستی! یک روز... یک‌جا... پرچمِ روضه را نشانم دادی... و مسیرِ زندگی‌ام... برای همیشه... عوض شد! استکان‌های روضه... دیگ و آب‌گردان و مَلاقه... پرچم و پایه‌بلندگو و دوربین... شدند رفیق‌های من! غمِ من... شادی و سَرخوشی‌ام... گِره خورد به شب‌های هیئت! خداخدا می‌کردم... مراسم‌ها دَهِگی باشد... تا بیشتر پیشِ تو باشم! تو سَر قرار بودی؛ حتی روزهایی که من نمی‌آمدم! مهربان بودی؛ وقتی از همه شاکی بودم! آرام بودی؛ روزهایی که بِهَم ریخته بودم! حالا... از آن روزها... خیلی می‌گذرد! و من... بیش‌تر از آن روزها... به تو وابسته شدم! تولدت مبارک؛ پناهِ من! @Mhpooyanafar
عاقلان را پیشه خاموشی بُوَد ... -عطّار
شبِ سی‌و‌یکُم ...