دَمِ آخر، که مرا عُمر به سَر میآید
گر تو آیی به سَرَم، عُمرِ دگر میآید ...
-هلالیِجغتایی
#halaaaaaaal
با خیالِ رفتگان هم قانعم از بیکسی
کاش گردون واگذارد یادِ یارانم به یاد
- بیدل
#halaaaaaaal
راهی شدم، نه برای نام، نه برای عنوان،
بلکه برای دلی که چهل سال در هوای درست شدن میتپد.
اشتباه رفتم، بارها… اما هنوز امید دارم.
امیدوارم این سفر، نه فقط به خانهی خدا،
که به خانهی قلب خودم ختم شود؛
به راهی که از نو ساختن را یادم دهد.
حاجی شدن، اگر نصیبم شد،
دعایم برای همهی دلهاییست که هنوز در راهند…
#سفرنامه_حج
#halaaaaaaal
🕋 روزی از سفر دل
هر کسی با آرزویی آمده…
یکی برای درمان دل، یکی برای توبه،
یکی برای آرامش، یکی شاید فقط برای گریه.
خدا خودش میداند در این دلها چه میگذرد؛
چه زخمهایی، چه حسرتهایی،
چه بغضهایی که در سکوت شب وا نمیشود…
اما با همهی این دردها،
نور امید توی چشمها موج میزند.
آدمها از گوشهگوشهی دنیا آمدهاند،
غریبهاند شاید…
اما کنار هم که مینشینند،
احساس غربت نمیکنی؛
انگار دلها به هم آشنا شدهاند،
در محضر یک آسمان…
#سفرنامه_حج
#halaaaaaaal
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕋 در آغوش طواف
هفت بار چرخیدم…
اما بیشتر از اینکه من دور خانهاش بگردم،
انگار خانهاش دور من چرخید؛
منو بغل کرد،
بیهیچ سؤال، بیهیچ قضاوت،
فقط با یک آغوش بزرگ و بینهایت گرم.
در هر قدم، حس کردم نزدیکترم
نه از روی لیاقت — از روی عشق.
همون عشقی که به همه میرسه،
حتی وقتی ساکتی، حتی وقتی فقط نگاه میکنی…
اونجا، روبهروی کعبه،
نه آرزویی گفتم، نه شکایتی…
فقط گفتم:
“خدایا، همین که تویی، برای من بسه…”
#سفرنامه_حج
#halaaaaaaal