eitaa logo
سَماویَّه:)
110 دنبال‌کننده
991 عکس
1.1هزار ویدیو
5 فایل
رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ تقدیم‌به‌پیشگاهِ‌حضرت‌صاحب https://eitaa.com/samavye110
مشاهده در ایتا
دانلود
سخن گرچه کم، پُخته، بهتر زِ خام ... -بیدل‌ِشیرازی
دَمِ آخر، که مرا عُمر به سَر می‌آید گر تو آیی به سَرَم، عُمرِ دگر می‌آید ... -هلالیِ‌جغتایی
با خیالِ رفتگان هم قانعم از بی‌کسی کاش گردون واگذارد یادِ یارانم به یاد - بیدل
راهی شدم، نه برای نام، نه برای عنوان، بلکه برای دلی که چهل سال در هوای درست‌ شدن می‌تپد. اشتباه رفتم، بارها… اما هنوز امید دارم. امیدوارم این سفر، نه فقط به خانه‌ی خدا، که به خانه‌ی قلب خودم ختم شود؛ به راهی که از نو ساختن را یادم دهد. حاجی شدن، اگر نصیبم شد، دعایم برای همه‌ی دل‌هایی‌ست که هنوز در راهند…
🕋 روزی از سفر دل هر کسی با آرزویی آمده… یکی برای درمان دل، یکی برای توبه، یکی برای آرامش، یکی شاید فقط برای گریه. خدا خودش می‌داند در این دل‌ها چه می‌گذرد؛ چه زخم‌هایی، چه حسرت‌هایی، چه بغض‌هایی که در سکوت شب وا نمی‌شود… اما با همه‌ی این دردها، نور امید توی چشم‌ها موج می‌زند. آدم‌ها از گوشه‌گوشه‌ی دنیا آمده‌اند، غریبه‌اند شاید… اما کنار هم که می‌نشینند، احساس غربت نمی‌کنی؛ انگار دل‌ها به هم آشنا شده‌اند، در محضر یک آسمان…
حـیات‌مـٰال ِحسـین‌اسـت ؛ مـرگ‌وصـٰال‌ ِحسـین‌اسـت :)
زایـن ُآن‌فهمیدم ؛ عـشق‌جـمال ِبی‌مثـال ِحسـین‌است :)
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و‌حسین‌با‌همه‌هستی‌اش‌به‌کربلاء ..
هدایت شده از علویةء ؛
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عزیز ِ دلم :)
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕋 در آغوش طواف هفت بار چرخیدم… اما بیشتر از اینکه من دور خانه‌اش بگردم، انگار خانه‌اش دور من چرخید؛ منو بغل کرد، بی‌هیچ سؤال، بی‌هیچ قضاوت، فقط با یک آغوش بزرگ و بی‌نهایت گرم. در هر قدم، حس کردم نزدیک‌ترم نه از روی لیاقت — از روی عشق. همون عشقی که به همه می‌رسه، حتی وقتی ساکتی، حتی وقتی فقط نگاه می‌کنی… اونجا، روبه‌روی کعبه، نه آرزویی گفتم، نه شکایتی… فقط گفتم: “خدایا، همین که تویی، برای من بسه…”
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕋 صفا و مروه – میان رفتن و آمدنِ دل رسیدم به صفا و مروه… دو کوه، دو نشانه، اما انگار بیشتر از سنگ، از صبر ساخته شدن. بین‌شون راه می‌رم، نه فقط با پا، که با دلی که دنبال نجات، دنبال رحمت، دنبال نشونه‌ست. همه‌مون مثل هاجر‌یم… می‌دویم، امید می‌کاریم، و هر بار که بین صفا و مروه برمی‌گردیم، انگار خدا از اون طرف نگاه‌مون می‌کنه… با همون آغوشی که همیشه بازه. اینجا فقط راه نمی‌ری، اینجا قلبت داره یاد می‌گیره؛ که وقتی هیچ‌کس نیست، خدا هست. که وقتی چیزی نمی‌بینی، یه چشمه در راهه…