👶🏻جمع آوری خانه قبل و بعد از بچه😅
(#کودک_نو_پا)
همین حالا که مشغول جمع آوری خانه بودم دو یا سه بار لبخند روی لبم نشست و یکبار خنده ام گرفت و خواستم اینجا برایتان توصیف کنم!
قبل از آمدن دخترم برنامه ام برای جمع آوری خانه این بود :
لباس های تمیز باید تا و جا داده میشد👕
ظرف ها شسته و چیده🍳☕️ ،گاز چند وقت یکبار تمیز🍯 ،شیشه ها و آینه ها دستمال🧤،سکوها و سطوح گردگیری،دو یا سه هفته یکبار برای ما دو نفر جارو لازم میشد،سرویس بهداشتی باید سفیدی خود را بدست می آورد و بعضی کشو ها چند وقت یکبار نیاز به نظم دوباره داشت...
همه این کار ها را تقسیم میکردم در هفته یا ماه و اینطوری لازم نبود روزانه وقت زیادی بابت کارهای خانه از من برود
پخت و پز و ظرفها در یکی دو ساعت حتی کمتر تمام میشد
اگر درس و کار و فعالیت های شخصی اجازه میداد ،سالی یکی دوبار میشد تمیزکاری و جمع آوری عمیق انجام داد
حالا بعد از آمدن دخترم برنامه جمع آوری خانه من این است:
تمرکزم روی جمع کردن کف خانه(روزانه) 😂 و هدایت وسایل به محدوده اتاق یا جای خودشان هست🤦🏻♀😅
🐜 به فرش و موکت که نگاه میکنم مورچه ها عروسی گرفته اند 😅 و خرده های کیک و نان در جاهای مختلف،نشان از خوردن ،هنگام دویدن دارد
ظرف یکبار مصرف غذا که در سطل زباله خشک بوده حالا کنار گلدان ها گوشه هال است😅
👖هرکدام از لباس ها که دستش می رسیده از روی بند به زمین کشیده شده اند
📚چند کتاب کوچک جلوی اتاقش افتاده و کنار یکی از آنها یک برگ کاغذ،پاره و خرد شده و این یعنی مجروح این هفته ،
کتاب احساسات نی نی است😐
🥛روی موکت دایره تیره نشان میدهد که ساعتی قبل لیوان آب در آن جا چپ شده و یاد آور چشم های خوشحال و خنده مرموزانه اند...
یک لنگ ساقه دستی که گم شده بود به پای یکی از عروسک ها کشیده شده و امروز خود آن عروسک مفقود را پشت کتاب خانه پیدا کردم، بی زبان به زور بین چوب و دیوار چپانده شده بود😂
🧂یک نمکدان و مقداری نمک وسط آشپزخانه اند و یحتمل دوباره لیس زده شده و چسبان اند
🥒یک خیار نصفه پرت شده به انتها ترین بخش زیر کابینت و باید تا کپک نزده با جارو دربیاید!
کنار ساک بچه،بسته دستمال مرطوب افتاده و درش باز است و این سمت تر چند دستمال مرطوب خشک شده و جان داده اند
پس یاد گرفته زیپ کیف را باز کند🤔😊
راستی به جای هر سه هفته یکبار
هفته ای سه بار به جارو نیاز است
شاید هم مثل دیروز بشقاب به خاطر پرتاب تیله بشکند و🪴 خاک گلدان بخواهد بیرون بپاشد،آن وقت روزی دوبار لازم میشود😄
تاکید میکنم ،برنامه ام برای جمع آوری خانه
سرو سامان دادن کف خانه است😉😉😉
✍🏻فاطمه یزدی
#مادری_بدون_سانسور
بفرست برای مادرانی که کودک نوپا دارن❤️
@samawriter | سماء🌌
آب در صورت تو خود را شست
بعد در فقه ما،مطهر شد...
#جانم_زهرا_سلام_الله_علیها❤️
@samawriter | سماء🌌
🛑یکی از اساتید مون یک توصیه ای کردند
که خیلی از طلبه ها جواب گرفتند🥺
🌸خانم ها ، اگر میخواهید به حضرت زهرا سلام الله علیها نزدیک شوید🌸
✅محبت خاصی به پدر و همسرتون داشته باشید،توجه ویژه داشته باشید🌹❤️
(اگر پدر یا همسرتون در قید حیات نیستند یک کار مستمر نیک رو بهشون هدیه بدید تا توجهتون همیشگی باشه🌷
مثلا میشه ثواب صدقه یا قرآن خوندنتون تا آخر عمر رو هدیه کنید بهشون🍃🌼)
#عیدتون_مبارک💐
در ثواب نشر این توصیه شریک باشیم🌹
@samawriter | سماء🌌
مادر جان❤️
چیزی عزیز تر و بهتر از جانم برای هدیه به شما پیدا نکردم...
#کرمان_تسلیت😔
#ایران_تسلیت
#یا_زهرا_س
@samawriter | سماء🌌
بعضی ها هم یک طوری سر هموطنان از دست رفته در پرواز اوکراین عزاداری میکردند و دلشون خون بود که الان از نوع سکوتشون میشه فهمید اگه اون پرواز مثلا به مقصد نجف بود انقدر غصه نمیخوردن...❗️
آخه هموطن با هموطن فرق داره برای خیلی ها...
اما سردار همونی بود که برای همه و همه دل میسوزوند...خون مظلوم فرقی نداره برای هم فکر ما هست یا نه💔
#حق
#دفاع_از_مظلوم
@samawriter | سماء🌌
بعضیا مثل اون مردی هستن که همسر و دوتا بچشو که دفن میکردن بلند داد میزد چیزی جز زیبایی نمیبینم😔
بعضیا هم اینطورین که اگه به بچشون خط بیفته ،مقصر و غیر مقصر و سراپا یکی میکنن و حق و زیر سوال میبرند...
خدایا کمک کن قوی باشیم ...
خدایا عاقبتمون و بخیر کن🙏
✍🏻فاطمه یزدی
@samawriter | سماء🌌
| یا من ارجوه لکل خیر |
ای آنکه هر خیری را
از او امید دارم ...
💙هر خیری را !💙
* قسمتی از دعای ماه رجب
#ماه_رجب
@samawriter | سماء🌌
قامت خم شده اش،
دیگر صاف صاف شده بود
آرام گرفته بود و چند ساعتی بود که پرکشیده...
دور تا دورش اما کمر خم شده فرزندانش را میشد دید...
چشم دوخته ام به تک تک فرزندان،همه پخته و کامل شده اند،ریش و گیسو سفید کرده اند ...
پدرشان که پرکشید مسئولیت شش بچه پشت سرهم روی دوش مادر افتاد،
دختر کوچک فقط چهار سال داشت...
و چگونه یک مادر این ها را به دندان کشید و بزرگ کرد؟؟؟چگونه تاب سختی این زندگی را به دوش کشید؟؟
مگر میشود قهرمان نبود و اینگونه موفق بود؟؟
چقدر دور ما پرشده از مادر بزرگ ها یا مادر هایی که قهرمان بزرگ زندگی خودشان هستند ...
آرام و افتاده شده اند،اما چقدر سریع و پرکار بوده اند...
زبان به گلایه باز میکنند و زودرنج شده اند،
اما چقدر زبان بسته و رنج کشیده و خم به ابرو نیاورده،بوده اند...
قدرشان را بدانیم💔
چرخه دنیا تفسیر این آیه را چه خوب نشان میدهد😔:
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَشَيْبَةً يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ(54/روم)
خدا همان کسی است که شما را آفرید در حالی که ضعیف بودید؛ سپس بعد از ناتوانی، قوّت بخشید و باز بعد از قوّت، ضعف و پیری قرار داد؛ او هر چه بخواهد میآفریند، و دانا و تواناست.
فاتحه ای نثار عزیز درگذشته ما بخوانید🙏
✍🏻فاطمه یزدی
@samawriter | سماء🌌
🚶🏻دیروز فهمیدم منم از اونایی هستم که اگه وسط خیابون نرده نمیکشیدن ،از پل هوایی نمیرفتم🤔...
قابل تعمیم...؟
✍🏻فاطمه یزدی
@samawriter | سماء🌌
بخشی از اولین انتقام...👊🏻
#انتقام_سخت
#دوران_بزن_و_در_رو_تمام_شده
#شهدای_کرمان
#دختر_کاپشن_صورتی💞
@samawriter | سماء🌌
بدو بدو اومد تو آشپز خونه گفت:
مامان جیک جیک اوف!
رفتم تو اتاقش دیدم جوجش سالمه
گفتم : جوجه که خوبه،چیشده؟مثلا مریض شده؟من دکتر بشم؟
گفت : نه جیک جیک افتاد اوف...
بعد دویید رفت تو اتاق خواب
رسیدم به این صحنه که در عکس مشاهده میکنید!
چقدررر قشنگ برام توصیف کرده بود😅
حال منم دیدنی بود🤦🏻♀این گنجشک یادگاری بود و گذاشته بودم در بالاترین نقطه، لبه آینه !
اما خب حواسم نبود ممکنه بتونه بره روی میز آرایش
و با نوک انگشتش وسایل بالای آینه رو بریزه😊
مادری اینجا برام این شکلی بود که بهش گفتم تو ام ناراحت شدی جوجه شکست؟
گفت : بله...🥺
✍🏻فاطمه یزدی
#مادری_بدون_سانسور
@samawriter | سماء🌌