🟣چیزی از دست دادی تاسف نخور و چیزی به دست آوردی خوشحال نشو
🔸کنترل ذهن در مسیر تقرب به خدا
🔹جلسه سیزدهم
💚رسول خدا(ص) فرمودند: فال بد نزنید، من دوست ندارم کسی از شما فال بد بزند. (کانَ یُحِبُّ الفَألَ الحَسَنَ و یَکرَهُ الطِّیَرَةَ...؛ مکارمالاخلاق/350) فکر بد به ذهنتان خطور ندهید؛ نگویید نمیشود، بگویید انشاءالله میشود.✅
❌کنترل ذهن علاوه بر مسائل معنوی، در مسائل عادی زندگی ما هم تأثیر دارد❌. خیلی وقتها اتفاقهای زندگی ما بهخاطر مشغلهها و خطورات ذهنی خودمان است‼️‼️.
یکی از اصحاب امامصادق(ع) میگوید: میخواستم نزد امام(ع) بروم، یک لباس نو پوشیده بودم که خیلی از آن خوشم آمده بود. در راه، شتری که سوارش بودم، چموشی کرد و لباسم پاره پاره شد. پیش حضرت آمدم و داستان را تعریف کردم، حضرت فرمود: وقتی یک لباس جدید پوشیدی ✅ذکر لااله الّا الله محمدٌ رسولالله(ص) بگو تا از آسیبها در امان بمانی✅.
🔆 یعنی به ذهنت حرفهای خوب بیاور.🔆 (فَلَبِسْتُ ثِیَابِی وَ نَشَرْتُ طَیْلَسَاناً جَدِیداً کُنْتُ مُعْجَباً بِهِ...؛ کافی/6/459)
و بعد فرمود: 🔵وقتی یک چیزِ دنیایی را دوست داری، زیاد در ذهنت، از آن یاد نکن، 🔵«إِذَا أَحْبَبْتَ شَیْئاً فَلَا تُکْثِرْ مِنْ ذِکْرِهِ» (همان)
🔐 کنترل ذهن برای این جاها لازم است. اصلاً زشت است که ذهن آدم، غرق مسائل کوچک و ظاهری دنیا بشود.🔓
قرآن میفرماید: برای چیزهایی که از دست دادهای، تأسف نخور، و برای چیزهایی که به تو رسیده، زیاد خوشحال و دلخوش نباش (لِّکَیْلَا تَأْسَوْاْ عَلىَ مَا فَاتَکُمْ وَ لَا تَفْرَحُواْ بِمَا ءَاتَئکُمْ؛ حدید/23)
ادامه جلسات⬅️ اینجا
#کنترل_ذهن_در_مسیر_تقرب_به_خدا
#منبر_یک_دقیقهای
@samawriter | سماء🌌
مشتش را توی صورتم کوبید
صدای شکستن استخوان بینی ام را شنیدم
تا آمد مشت بعدی را نثارم کند
سرهنگ از سر کوچه فریاد زد
ول کن آن ضعیفه را
اگر مردی، برادرش را گیر بیاور
تا آمد بگوید به حساب آن هم میرسد
من در رفتم ،دویدم... تا آنجا که میشد تند دوید!
باد توی صورتم شلاق میزد و استخوان بینی تکان میخورد!
از شدت درد جلویم را تار میدیدم
به در خانه که رسیدم فقط با لگد کوبیدم به در و فریاد زدم: دارند میایند عماد را بگیرند
فراری اش دهید
داد زدم،بلند تر از آنی که حنجره ام ظرفیتش را داشت
اما کلید ننداختم که بروم داخل!
نخواستم مادرم صورتم را ببیند
نخواستم غمش دوتا شود
نمیدانست من و عماد توی یک تیم عملیاتی باهم کار میکنیم فکر میکرد من همان دختر چند سال قبلم
اما من امروز منی بود که با آرمان های امام موسی صدر آشنا شده
منی بود که جلوه حق را دیده بود!
منی که درونش انقلاب شده بود...
انقدر داد زدم تا صدای گریه مادر را شنیدم
گریه ای که با صدای لرزان خداحافظی از عماد ترکیب شده بود
خیالم راحت شد که عماد از حیاط همسایه فرار میکند
رفتم
کوچه پس کوچه های تنگ و خاکی بیروت را پشت سر گذاشتم را تا به درمانگاه برسم
بوی زباله های کنار جوب هارا حس نمیکردم
از پایین فک تا بالای پیشانی ،لمس شده بود
وقتی رسیدم صورتم را نزدیک صورت خانم دکتر جوان بردم و گفتم همین الان دماغم را جا بینداز
دکتر که از چهره با حجاب و خونی من جا خورده بود گفت : از کجا فرار کرده ای دختره ی ...
دستم را گرفتم دور گلویش
آنقدر فشار دادم که بدنم به لرزه افتاد اما چهره ام قوی بود و عصبانی،
آنقدر که فهمید ترسی از خفه کردنش ندارم و چیزی برای از دست دادن نمانده
اگر مرا میگرفتند زحمت این دوسال به باد میرفت...
رد انگشتانم داشت گلویش را کبود میکرد، _کمکم کن،میفهمی؟؟؟
بی رحمانه دستش را روی بینی ام گذاشت و جا انداخت
از درد پس افتادم
یک آتل کوچک روی آن گذاشت
اشک هایش را پاک کردم
و مقنعه را زیر خون بینی گرفتم و در حالی که مسکن ها را توی جیبم میریختم بیرون زدم...
باید برای امشب جایی را پیدا میکردم
اجرای ماموریت فردا، قبل از صحبت امام موسی صدر در بخش های
جنوب شرقی بیروت با افراد گروه من و عماد بود
منی که حالا به جز عماد
تمام افرادم را هم از دست داده بودم...
✍🏻فاطمه یزدی
#بخشی_از_کلاس_نویسندگی_امروز
#دست_نوشته
#پرونده_شخصیت_سازی
@samawriter | سماء🌌
🟣 تو حسین (ع) را داری...
🔸کنترل ذهن در مسیر تقرب به خدا
🔹جلسه چهاردهم
💚قرآن میفرماید: «لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ» (طه/131) چشمت را به دنیای دیگران ندوز! یعنی به آن فکر نکن. نمیفرماید «نگاه نکن» بلکه میفرماید «لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ...» یعنی به نعمتهایی که به دیگران دادهام، فکر نکن. چرا ذهنت را درگیر میکنی؟! ✅این اخلاق آدم را فاسد میکند. اگر آدم مدام دربارۀ نعمتهای دیگران فکر کند، دچار حسادت و ناسپاسی میشود.❌❌
بعد میفرماید: «وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقى» (طه/131) آن روزیِ پروردگار و آن بهرههای معنوی و آن رزقی که از خدا به تو رسیده، بهتر است❤️. بعد از فتح مکّه، رسول خدا(ص) نبردی انجام دادند و غنائمی به دستشان آمد. اهل مدینه (انصار) دیدند که پیامبر(ص) اکثر غنائم را به مردم مکّه دادند که تازه مسلمان شدهاند و زحمتی برای اسلام نکشیدهاند.‼️ لذا به پیامبر(ص) اعتراض کردند. حضرت به آنها فرمود: بگذارید اینها اموال و شترها را ببرند، شما مرا ببرید. (تفسیر المیزان/9/232)
محبین امامحسین(ع) ،هر جا در امور دنیا، دیدید چیزی از کسی کم دارید، همین را به یاد بیاورید و بگویید: در عوض، من «حبّ الحسین» و اشک بر حسین(ع) را دارم. ❤️
ادامه جلسات⬅️ اینجا
#کنترل_ذهن_در_مسیر_تقرب_به_خدا
#منبر_یک_دقیقهای
@samawriter | سماء🌌
جایی بودم و یکی از کفشی که پای دخترم بود خوشش اومد
پرسید ببخشید اینو از کجا گرفتید
گفتم از اون مغازه ای که دم حرم...
یهو چند نفر گفتن نمیخواد بگی حالا دم حرم،بهش نمیخوره
بگو از فلان جا،کی میفهمه؟!
من:😐😐😐😐
گفتم مگه دم حرم مشکلی داره؟
مگه کلاس میخوایم بزاریم الکی؟
خودشون یهو جا خوردن و کلا بحث و عوض کردن و گفتن کی خواست کلاس بزاره همه دنیا دیگه الان میدونن آدم عقل داشته باشه چیز گرون میگیره که مدام نخواد بگیره
گفتم عزیزم این قانون هم درست باشه و من بخوام عمل کنم ،شایدبرای خودم و همسرم یا وسایل خونه عمل کنم که ماندگار هست
اما کفش بچه که تو سن رشد هست و کلا پنج ماه هم نمیپوشه تو این سن ،چرا باید ماندگار بشه؟؟😂😂
والا!
پ.ن: آدم تو جمع های خاکی خیلی راحت تره😉
پ.ن تر:آدم میتونه گرون و ماندگار هم بپوشه ولی خاکی باشه😊
پ.ن تر تر:چیشد به این جا رسیدیم که بعضی ارزش ها عوض شد؟؟
نظرتون کلا چیه؟🤔
✍🏻فاطمه یزدی
@samawriter | سماء🌌
سماء | فاطمه یزدی
مشتش را توی صورتم کوبید صدای شکستن استخوان بینی ام را شنیدم تا آمد مشت بعدی را نثارم کند سرهنگ از س
👆🏻ممنون که دوستش داشتین🥺 و لطف داشتین❤️🙏
چند نفر پرسیدن این و خودتون نوشتید؟
منبر ها رو خودتون مینویسید؟
اومدم بگم که هر متنی که پایینش اسم خودمو بزنم دست نوشته خودم هست
منبر ها دست نوشته من نیست
و هر سری از منبرها از صحبت های بزرگان و علما هست که من خلاصه میکنم و مرتب میکنم
که راحت تر باهم بخونیمشون❤️
@samawriter | سماء🌌
🌙این شبای آخر ماه شعبان ،بریم غرق بشیم تو مناجات شعبانیه🥺
چقدررررر حرف دله😢
@samawriter | سماء🌌
خدای من !
شب به نیمه رسیده و در دلم ترس از تو افتاده...
نکند هرچه خوب میکنم برای خوب شدن جلوی بنده های تو باشد؟؟!!
دوست دارم برای تو خوب باشم
اما راه دلم کج میشود و تا دو نفر از من خوبی میبینند و تا یک نفر تحسین میکند
قند در دلم آب میشود!!
میدانی چرا ؟ چون عجب در من ریشه دوانده...
تو خودت مرا تشنه محبت و توجه آفریدی
چرا خودت سیرابم نمیکنی که به غیر دلخوش نشوم؟
تو خودت مرا میشناسی ،چرا صدایم نمیکنی؟
تو که بزرگی بیا و به من کوچک محبت کن...
میدانم پر توقعم
اما تو بنده پرتوقعت هم دوست داری...
گفتم محبت؟؟
حتما با خود میگویی سر تا پای زندگی این بنده پر از محبت های من است و او نمیبیند...
راست میگویی
کور شده ام
تو همه چیز داده ای...
خیلی بیشتر از لیاقت من
اما مگر تو پروردگار کور ها نیستی؟
من محبت میخواهم، میدانی از کدام محبت ها ؟
از آن ها که حواسم پرت نشود و مبهوتت بمانم،از آن ها که معنای عشق را بفهمم،از آن ها که محبت هیچ بنده ای دیگر به چشمم نیاید
خدای من؟
من تشنه ی تو ام
اما چه کنم که لایق تو نیستم؟
چه کنم که خود مرا تشنه آفریدی و مدام با لیوان ها کوچک آب میخورم ؟
بیا و به ناتوان ها بیشتر کمک کن😔
✍🏻فاطمه یزدی
#مناجات_با_تو
#مناجات_شبانه
@samawriter | سماء🌌
🟣ظرفیتت را بالا ببر...
🔸کنترل ذهن در مسیر تقرب به خدا
🔹جلسه پانزدهم
خداوند گاهی اوقات، نعمات مادی و معنوی به بندگان خودش نمیدهد،
بهدلیل اینکه آنها ظرفیت ندارند‼️؛ یعنی آنها بهجای اینکه از این نعمات، برای ارتقاء روحی یا مادی خود استفاده کنند، موجبات انحطاط خودشان را فراهم میکنند❌.
🔅اصلِ ظرفیتداشتن، مربوط به ذهن است؛🔅 یعنی انسان وقتی به یک نعمتی رسید، فکر و ذهنش به خطا نرود🔐. البته ذهن انسان، هم موقعِ بلا و هم موقعِ نعمت، نباید به خطا برود✅.
قرآن میفرماید: انسان نه در نعمت بگوید «رَبىِّ أَکْرَمَن» (به این معنا که من شایستۀ تحویل گرفتن هستم!) نه در بلا بگوید «رَبىِّ أَهَانَن» (فجر/16) یعنی خدا مرا خوار و زبون کرد!
احمد بزنطی میگوید: با جمعی از اصحاب، خدمت امامرضا(ع) بودیم. جلسه که تمام شد، حضرت به من فرمود: شما بنشین. مقداری از شب گذشت، گفتم: اگر اجازه بدهید من بروم. حضرت فرمود: بمان.💚 من خیلی خوشحال شدم؛ چون حضرت از بین اصحابش، مرا انتخاب کرد و با من گفتگو کرد و شب هم در منزل خود، مرا نگه داشت. سر به سجده گذاشتم و گفتم خدایا ممنونت هستم. وقتی بلند شدم، حضرت دستم را گرفت و فرمود: صعصعة بن صوحان در شب ضربتخوردن علی(ع) با اصرار، اجازۀ ملاقات و عیادت گرفت، وقتی میخواست بیرون برود حضرت به او فرمود: ❌به رفقایت فخر نفروشی که من تو را راه دادم «وَ اتَّقِ الله» یعنی این حرف در ذهنت هم نیاید.❌ کنترل ذهن به این میگویند! ✅(دَخَلْتُ عَلَى أَبِی الْحَسَنِ ع... قَالَ یَا صَعْصَعَةُ لَا تَفْتَخِرَنَّ عَلَى إِخْوَانِکَ بِعِیَادَتِی إِیَّاکَ وَ اتَّقِ اللَّهَ؛ مستدرکالوسایل/۱۲/۹۰)
بااینکه آقای بزنطی «الحمدلله» گفته بود، اما در ذهنش یک «منم» داشت. لذا امامرضا(ع) به او تذکر داد که تقوای ذهنی داشته باشد.💡
ادامه جلسات⬅️ اینجا
#کنترل_ذهن_در_مسیر_تقرب_به_خدا
#منبر_یک_دقیقهای
@samawriter | سماء🌌
رسیدیم به این مراحل که روزی سه بار میخواد ظرف بشوره و کلا خسته نمیشه
اما یاد گرفته تا میگم بیا وسایل اتاقتو باهم جمع کنیم بهم میگه خستم😐
✍🏻فاطمه یزدی
#مادری_بدون_سانسور
@samawriter | سماء🌌
🟣فرار کن از ...
🔸کنترل ذهن در مسیر تقرب به خدا
🔹جلسه شانزدهم
یکی از راههای کنترل ذهن، غفلت است‼️؛ یعنی غفلت از دنیا! سعی کنیم خودمان را از دنیا غافل کنیم.✅ اراده کنیم و هروقت دنیا دوستی سراغمان آمد یا کاری در ذهنمان آمد که در راستای دنیا دوستی است ،آن را انجام ندهیم و به آن فکر نکنیم
📌(شاید برخی بگویند خیلی از روتین های عادی زندگی برای دنیاست،باید گفت منظور این نیست برای دنیا کاری نکن،منظور این است دل نبند و وابسته نشو و اولویتت نشود)📌
آقای بهجت(ره) میفرمود: علاجِ ریا، ریا است؛ یعنی برای خدا ریا کن!🔅 (بهسوی محبوب/۷۰) بگو: خدایا چرا من خودم را به دیگران نشان بدهم؛ خُب به تو نشان میدهم! نفسِ تو میخواهد خودش را پیش یک کسی عزیز کند، خُب برو پیش خدا ریا کن و خودت را عزیز کن.✅
✂️چارۀ غفلت هم غفلت است. هروقت دنیا به فکرت آمد، کنارش بزن. آقای بهجت(ره) میفرمود: «خواطر سوء را-که غیرِ ارادی به ذهنت میرسد- از ذهنت بیرون کن. اگر دوباره آمد، دوباره بیرون کن!» نمیخواهد خودت را اذیت کنی. هر موقع متوجه شدی که فکرت دارد به یک سمتی میرود، آن فکر را از ذهنت بیرون کن. غفلت یکی از بهترین راههای کنترل ذهن است.
💡یعنی روی این متمرکز بشو که:
🔒«من به چه چیزهایی نباید فکر کنم؟»📝
در یک آزمایش مشهور روانشناسی، در مقابل هربچهای یک شیرینی گذاشتند🍰🧁🍩🍪 و گفتند: هر کسی شیرینی خودش را نخورد به او جایزه میدهیم.🎁 بچهها را ۲۰دقیقه با شیرینی تنها گذاشتند و از رفتارهایشان فیلم گرفتند. دیدند هر بچهای که به شیرینی نگاه میکند-حتی اگر بر کلنجارِ درونی با خودش تمرکز کند- بالاخره نمیتواند تحمل کند❌ و شیرینی را میخورد.⛔️ امّا هر بچهای که صورتش را آنطرف میکند و خودش را به حواسپرتی میزند، شیرینی را نمیخورد.🎉 یعنی گاهی توان مبارزه نداری و فایده ندارد؛ فرار کن و از فکرش برو بیرون!👊🏻🏃♂🏃
#کنترل_ذهن_در_مسیر_تقرب_به_خدا
#منبر_یک_دقیقهای
@samawriter | سماء🌌
معبود من
چیزهایی از من میدانی و پوشانده ای که اگر کسی میدانست ،در این دنیا تنها ترین میشدم...
تو تنها کسی هستی که تمام بدی هایم را میداند و بازهم دوستم دارد!!!
شرمنده ام میکنی با تمام الطاف شبانه روزی ات به این بنده پست!
کمکم کن بیشتر لایق لطفت باشم و کمتر قدر نشناسی کنم
خدای من...
دوست دارم با من حرف بزنی ،حرف هایی که بماند در وجودم و نورش خارج نشود از این روح و تن ...
اما برای برآورده شدن دوست داشتنی هایم بیش از حد کوچکم
میدانم تو به خواسته ی دل کوچکترین هاهم توجه داری...
در این ساعت های آخر ماه شعبان ،خودت لایقم کن برای میهمانی بزرگت...
دستم را بگیر که از این راهی که بازکردی پیش رویم،به سرعت عبور کنم تا تو❤️
✍🏻فاطمه یزدی
#مناجات_با_تو
@samawriter | سماء🌌