eitaa logo
سمع
17 دنبال‌کننده
2 عکس
0 ویدیو
0 فایل
سمع مخفف سیدمحمد علوی به معنای شنیدن از آنجایی که شنونده غم دیگرانم و سینه ام اسرار ها دارد.😇 یادداشت - شعر - دلنوشته کانال شعرِ «سمع» 🆔 شناسه: Rubika.ir/same_ir https://ble.ir/same_ir https://eitaa.com/same_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی از ارزش دوست داشتن حرف می‌زنیم، در واقع از یک اثر، یک جریان و یک نشانه زنده سخن می‌گوییم. صرف به زبان آوردن کلمات، هرچقدر هم که زیبا و دلنشین باشند، تا زمانی که در حصار حنجره باقی بمانند و به رفتاری ملموس تبدیل نشوند، هیچ گرهی از ابهام‌ها و سختی‌های زندگی باز نمی‌کنند. انسان در میانه روزهای سخت و دلواپسی‌های عمیقش، به دنبال یک نقطه اتکای واقعی می‌گردد؛ پناهگاهی که بتواند در تلاطم روزگار به آن تکیه کند. در چنین شرایطی، شنیدن یک «دوستت دارم» خالی، نه تنها باری از دوش جان خسته آدم برنمی‌دارد، بلکه گاهی رنج تنهایی را عمیق‌تر و گزنده‌تر می‌کند؛ چرا که آدم با خود می‌اندیشد چطور می‌شود میان این همه ادعای عاشقی، این چنین تنها و بی‌یاور در سیاهی مشکلات رها شد؟ واقعیت این است که ارزش هر عاطفه‌ای در این جهان، به میزان حضوری است که در بحران‌ها از خود نشان می‌دهد. عشق واقعی یک فعل حرکتی و سرشار از مسئولیت است؛ دست پیش می‌آورد، آستین بالا می‌زند و بخشی از سنگینی بار معشوق را به دوش می‌کشد. کسی که واقعا دوستت دارد، حضورش آمیخته با فهم، همدلی و مرهم گذاشتن بر زخم‌هاست، نه تماشاچی بودن در روزهای سختی. کلمات وقتی محترم و باورکردنی هستند که پشتوانه‌ای از جنس عمل و فداکاری داشته باشند. در غیر این صورت، جهان پر است از حرف‌های قشنگی که می‌آیند و می‌روند، بی‌آنکه در دنیای واقعی تفاوت کوچکی ایجاد کنند یا دستی را به مهربانی بگیرند. بهای عشق به جاری بودن آن در رفتار است، وگرنه گفتار محض، در بازار حقیقت خریدار چندانی ندارد. وقتی که در دلواپسی‌ها بی‌پناهی وقتی که می‌سوزی تو در وقت سیاهی ​وقتی که خالی و تهی مانده دو دستت تنها برایت مانده اشک و جان خستت ​دیگر چه فرقی می‌کند یک واژۀ سرد؟ وقتی نمی‌کاهد کسی از حجم این درد ​ای سمع ! رها کن قصۀ معشوق و عاشق جایی که خشکیده در این صحرا شقایق ​باید کسی باشد که دستت را بگیرد در روزهای بی‌کسی ، پایت بمیرد ​ورنه هزاران «دوستت دارم» به گفتار یک ارزن کوچک نمی‌ارزد به بازار!
عاقبت سرمایه‌ی جان را به پای غم زدیم دل به دست غصه‌های این جهان کم زدیم ​نقد عمر نازنین را در قمار روزگار ساده‌دل بودیم و آسان بر رخ ماتم زدیم ​ما برای جرعه‌ای شادی در این دشتِ جنون طعنه بر عقل و به رسم عالم و آدم زدیم ​سوختیم و دم نیاوردیم و آخر فاش شد آتش پنهان که بر این جان ناهمدم زدیم ​قصه کوتاه است؛ ما رفتیم و بعد از ما هنوز این همان راه است که ما با غفلت خود هم زدیم @same_ir
نشد که دوست بداری مرا، نشد که نشد درون قلب تو این عشق جا نشد که نشد @same_ir
سرخوش آنی که شده جانِ شما پروانه اش ... قسمتِ ما نشد آن گوشه‌ی خلوت‌خانه اش .... @same_ir
اعمال شب عرفه رو داخل کانالم گذاشتم اگر سختتونه پیدا کردنش ... https://ble.ir/same_ir/7296976662266998026/1779733948649
بیشتر فعالیت من داخل بله است اما اکثر شعرا رو میذارم اینجا
آبرویی را که کم‌کم جمع کردم حاضرم روز دیدار تو یکجا خرج رسوایی کنم فاضل نظری