صبح امروزم رو از تابش نور خورشید که از پنجره به پذیرایی خونمون اومده بود لذت بردم خواستم صبحانه درست کنم خواهر بزرگترم اومد و باهم صبحونه خوردیم
و راهی بیرون شدیم
امروز مثل اینکه باید از عصر شروع کنم به درس خوندن ....
یک نفر بهم گفت، "اینکه دلت میخواد فرار کنی نشونهی خوبیه. انقدر برای ذهنت عزیزی که میخواد از این شرایط نجاتت بده." و حالا سلولبهسلول جسم من نیاز داره درس بخونه :) نیاز ندارم یک فصل از زندگیم رو تموم کنم و یکی جدید رو شروع کنم، من نیاز دارم یک کتاب جدید از زندگیم رو بنویسم. نیاز دارم روی زندگیم رنگ سفید بریزم و همه چیز رو از اول رنگ کنم. نیاز به یک شروع تازه دارم. مثل لحظهی شروع بیگبنگ.
یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبر الیل والنهار
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
سال 2025 مبارک
خب یه چیزی امروز کشف کردم درباره خودم اونم اینکه وقتی عصبیم خودمو تو اتاق حبس کنم و کارای عقب افتادم رو انجام بدم👀
و خب میدونی داره جواب میده
سمفونی زندگان
خب یه چیزی امروز کشف کردم درباره خودم اونم اینکه وقتی عصبیم خودمو تو اتاق حبس کنم و کارای عقب افتادم
یارا انقدر نوشت و نوشت و نوشت و نوشت که رنگ غم رو از شبش پاک کرد و الان مغزش پر از خالی و آماده برای درس🧘🏻♀.