اصن بعضی روزا فقط تو دفترچه باید بنویسم
To do list:
«تلاش برای زنده موندن»☑️
و آخر شب تیک بزنم «زنده موندم»✅
آرامش درون فقط وقتی از حموم میای، با حوله میشینی رو تخت و به هیچی فکر نمیکنی.
برف هفت سالگی را بخاطر صدای پدر دوست داشتم که میگفت :
"پاشو ببین چه برفی اومده"
برف ده سالگی را بخاطر آدم برفیهایش،
برف چهارده سالگی را بخاطر اخبار و تعطیلی هایش،
برف هجده سالگی را درست یادم نیست در میان افکار یخ زده بود!
برف بیست سالگی را به خاطر قدم زدنهای عاشقانه و رد پاهایم،
امّا برف بیست و پنج سالگی به بعد فقط سرد بود و سرد بود و سرد...
- صادق هدایت
برای زندگی کردن در لحظه خیلی دارم تلاش میکنم. آیا آسونه؟ نه، ولی همهی تلاشمو میکنم که با جزئیات کوچیک لبخند بزنم و غم و شادیم رو کنار هم نگه دارم و ادامه بدم.