من امشب برای هرچیزی یکبار گریستم ؛
برای خانوادهام ،
برای زندگی ،
برای تو ،
برای خودم ،
برای مردمم ،
برای وطنم ،
برای وطنم ،
برای وطنم .
و در آخر همهی موزیکها ، احساسات ، آدمهای اشتباه ، مشکلات بزرگ و درسهای زندگی برمیگرده به 14 ، 15 سالگی .
هنوز چنلی پیدا نکردی که درکت کنه؟
اینجا، واژهها به جای آدمها، میفهمنت… جایی برای دلهایی بیپناه.
میان هر نفسِ نوشته، من سکوتت را میخوانم.♥️🫂
همینجا، کنار واژهها… لنگرِ روحم افتاده. https://eitaa.com/samindly