منظورتون چیه هر روز بیرونید؟ من یه روز برم بیرون تا ماها و حتی شاید سالها باطری اجتماعیم رو صفر میمونه.
سهرابِ سپهری میگه: من به اندازهی تنهاییِ خود میفهمم، که چرا باغِ گلِ و ریحان کم نیست؛ در دلِ من چیزیست، مثلِ خوابِ دمِ صبح، و چنان بیتابم، که دلم میخواهد، بدوم تا ته دشت، بروم تا سرِ کوه. دورها آواییست، که مرا میخواند...
همیشه کسانی بیشتر از بقیه توجهش را جلب میکرد که از گذشته زخمهای زیادی داشتند؛ کسانی که در چشمانشان اندوه خاصی وجود داشت و در روحشان خراش هایی نادیده داشتند . .