هر که را اسرار حق آموختند
مهر کردند و دهانش دوختند
هر که بیدرک سخن، دم میزند
جز پشیمانی ز گفتن، چه بَرَد؟
شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها رابستم
باد با شاخه در آویخته بود
من در این خانه تنها
تنها
غم عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم
که کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس پنجره ام میگرید
صبحگاهان شبنم
می چکید از گل سیب...
#هوشنگ_ابتهاج