«اینکه به تو پشت کردهام و میروم برای دیدن روزهای بهتر نیست برای ندیدن روزهاییست که شاید از این هم بدتر باشند.»
- تورگوت اویار
قهوه میریزم برایت ، نیستی آن سوی میز
هِی شکر میریزم و تلخ است جای خالیات . .'
مى خواستم بمانم،
رفتم.
مى خواستم بروم،
ماندم.
نه رفتن مهم بود و نه ماندن . .
مهم من بودم
كه نبودم.