قهوه میریزم برایت ، نیستی آن سوی میز
هِی شکر میریزم و تلخ است جای خالیات . .'
مى خواستم بمانم،
رفتم.
مى خواستم بروم،
ماندم.
نه رفتن مهم بود و نه ماندن . .
مهم من بودم
كه نبودم.
درد عاشق را دوایی بهتر از معشوق نیست . .
شربت بیماری فرهاد را شیرین کنید!
- عنصری تبریزی