eitaa logo
•|صَمْت|•
220 دنبال‌کننده
576 عکس
127 ویدیو
5 فایل
صَمْت، سکوتی پر معنا چاهِ من است. و کاش یوسفی مصطفی‌ از آن سربرآورد، نه مغروقی مطرود! @Nazdikim69
مشاهده در ایتا
دانلود
•|صَمْت|•
راستی... چه چشم های قشنگی داری....
خوابیدم خواب چشم های تورا دیدم و با وحشت از خواب پریدم... غم زیادی به جانم نشاندی ماکان... مادرت چه.... ؟
و عروج دوباره، چگونه و کِی رخ خواهد داد؟
هر موقع خیلی «سخت» شد خدمت رسیدم. هر وقت که دیگه «نمیشد» در زدم. هربار که بغض «اشک» میشد مزاحم شدم. هر دفعه که امید ها «بریده» میشد به حرمت پناهنده میشدم. و تو خلق شدی که بشر کمی در زمین آسمان را لمس کند... میلادت مبارک تاج سر.. ‌
روزت مبارک دختر قشنگم... :) تو لایق بهترین هایی ندیدمت اما هزار بار دوستت دارم و هزار بار از خدا میخوام مراقبت باشه. تو این چند سال وجودت برام پر از نور و برکت بود. کاش برام دست به دعا بشی گل بهشتی من... که دعا با دست های کوچولو تو حتما مستجابه....
زمان: حجم: 38.3K
چقدر دلت اشک دارد و طوفانی‌ست آسمان...
فَمَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجعَلْ لَهُ مَخرَجاً
بدون کربلا گذشت...
رسید لب رودخانه سرگشته بود به دنبال صدفش میگشت این ماهی کوچک! همه جارا به دنبالش گشت. نبود که نبود. پرسیدند: چرا؟ گفت: زیباست، دوستش دارم، صدف بوی دریا میدهد! پاسخ دادند: پس دریا را پیدا کن، بوی دریای صدف زود می‌پرد! گوش نداد، باز سرگشته به دنبال صدفش می‌گشت. چند سالی گذشت. حالا آن ماهی کوچک، بزرگ شده بود. آمد کنار رودخانه پرسیدند: صدف را پیدا کردی؟ گفت: بله! بارها پیدا کردم و بوییدم! بوی دریا میداد! اما زود بوی دریایش پرید! خالی شد. باز صدفی دیگر و باز هم بوی دریایی که پرید و باز صدفی دوباره... پرسیدند: بازهم آمده ای صدف پیدا کنی؟ لبخند زد. سر پایین انداخت آرام گفت: آمده ام دریا را پیدا کنم... دریا همیشه دریا میماند.. گفتند: تو از همان اول هم به دنبال دریا بودی! صدف بهانه ی نقد ترِ دریایِ دور دست و نسیه بود. جواب داد: دریا خیلی بزرگ است. در وسعت قلب من جا نمیشود... آمده ام قلبم را وسعت بدهم، شاید دریا درونش جا شد...
اگر در این چشم ها خدا نیست، پس چیست ؟
ققنوس بود. نمی‌دانست. آتش گرفت، اما پرواز نکرد. سوخت! نمی‌دانست یک مرحله قبل پرواز آتش گرفتن از درون خود است.