eitaa logo
•|صَمْت|•
220 دنبال‌کننده
576 عکس
127 ویدیو
5 فایل
صَمْت، سکوتی پر معنا چاهِ من است. و کاش یوسفی مصطفی‌ از آن سربرآورد، نه مغروقی مطرود! @Nazdikim69
مشاهده در ایتا
دانلود
إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ فعلی که برای خدا فرستاده می‌شود فقط درصورتی که اهل مبارزه با درون‌خودت باشی از تو قبول میشود و نامش را میتوان «جهاد» گذاشت. و اگر نه، تلاشیست شاید برای خودت و شاید دیگری و پوچی می‌شود که دستت را نخواهد گرفت... کاربرای خدا هزار بار جنگیدن با «من»ی میخواهد که هر دقیقه تورا به بندگی خویش می‌طلبد. و مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخرَجاً و اگر از کارزار این مبارزه تو حرف خدا را تقدم بخشیدی و نفست را هربار افسار زدی و خلاف میلِ شقیِ خود عمل کردی، خدا راه های نجات را به قوت بازخواهد کرد. حتی اگر ۷ درِ قصرِ قفل شده به روی یوسف نبی باشد. و اگر کار گره خورده... تنها اوست تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ و راه گره گشایی را نشان داده...
توحید افعالی چه بود؟ آنکه منشأ تمام اثرات را پروردگار واحد عالم ببینی و بدانی و جز او هیچ فعلی نبوده و نیست و هرچه هست در طول اراده او قرار میگیرد.
مومن نه چندان از درد و نقصی ناراحت میشود و نه چندان از لطفی خرسند. نه زیاد از تهمت و افترایی غمگین میشود و نه زیاد از تعریف و تمجیدی به وحد می‌آید. نه آنقدر از سرزنشی محزون میشود و نه آنقدر از تشویقی به ذوق می‌رسد. بلکه «الحمدلله علی کل حال» را از آن جهت میگوید که میداند تمام احوال عنایت رَبّ است به عبد خود و در همه حال شکر دارد و سپاس این لطف را باید بجای آورد که هرچه هست لازمه ی عبودیت و بندگی و توحید اوست. ! ۱
اضطراب زمانی حاصل میشود که عبد بیش از حد لازم و واقع، خود را صاحب اثر میبیند! و گمان میکند باید و میتواند و گردنش است هزار کار! اما نمیکند یا نکرده است! و سرمی‌گذارد به شماتت خود و از دل همان دردی پدید می‌آید و اضطرابی شکل میگیرد که ریشه ی آن بیش از اندازه مسئولیت روی دوش خود گذاشتن است‌. و این است همان مسئولیت پذیری غیر توحیدی! ۲
فرمود الحمدلله رب العالمین.... این عالم تنها یک رب دارد یک مربی! مادر ها و پدر ها و معلم ها و مربی ها و اساتید و راهنماها و اتفاقات و نشانه ها و کتاب ها و علم ها و دانشگاه ها و حوزه علمیه ها و سرگذشت ها عبرت ها و تاریخ ها و... همه وسیله و یدالله اند. همه سرباز خدا هستند.
مادر گاهی از رب هم دلسوز تر میشود! آنقدر که هر قدم خطایی از فرزندش را بر عهده خود میداند و بیش از اندازه دچار اضطراب تربیت و هدایت پاره ی تنش می‌شود! شیره جان است. ولی قبل از آنکه فرزند و نهال عمر من باشد، عبد خالق و رب و مالک خود است!
در پازل پروردگار جهان تربیت می‌کند. خود را وسیله و یَدِ الله میداند و در مسیر توحید بنده ی خدا را پرورش میدهد. قواعدی دارد که عالمی حرف و بحث میطلبد. تربیت توحیدی نه به معنای تربیت فردی موحد. بلکه به معنای تربیت به‌گونه ی الهی و تالی‌تلو ربّ العالمین... ۳
و اگر یک به حق تربیتی توحیدی و بر مبنای ربوبیت الله داشته باشد و خود را تماما وقف و حلّ و هضم در ربوبیت الله کند و به قله ای برسد که در مسیر تربیتش هیچ نفسی راه ندهد و هیچ منی را دخیل نکند و هیچ میلی را بندگی نکند... به راستی که او تجلیِ حقیقیِ رب و نماینده ی راستین خداوند بر روی زمین است. در چهره ی این مادر میتوان را به نظاره نشست.
•|صَمْت|•
پسر قشنگم... شنیدم تنها چیزی که ازت موند پلیور آبی و یکی از کفش هات بوده.. حضرت زهرا و خیلی دوست
باز به یاد چشم های تو افتادم ماکان... چشم هایی که هیچ رد و اثری از آن نماند! چه شهادت زیبایی... حَلَّتْ بِفِنائِکَ....