eitaa logo
•|صَمْت|•
220 دنبال‌کننده
583 عکس
127 ویدیو
5 فایل
صَمْت، سکوتی پر معنا چاهِ من است. و کاش یوسفی مصطفی‌ از آن سربرآورد، نه مغروقی مطرود! @Nazdikim69
مشاهده در ایتا
دانلود
•|صَمْت|•
امروز، روز پاسدار بود میلاد حضرت سیدالشهدا دوسال پیش تو همین لباس مقدس اومدی و رفیقِ رفیق ما شدی..
این مداحی را آخر کار خواندیم. یادگار قدیمی از دوران نوجوانی و اوجِ مدافعان حرم... این را به یاد شهدای جنگ اخیر خواندیم، به یاد مدافعان حرمِ جمهوری اسلامی که اصل حرم هاست... به آخرین بخش که رسیدم و خواندم« ای سایه سرم، تا که تو رفتی همسرم» تمام خاطرات زهرا جلوی چشمم آمد، تمام اشک هایش، تمام امیر حسین هایش. تصویر اقا امیرحسین از جلو چشمانم کنار نرفت و گلویم همراهی نکرد برای ادامه. سکوت کردم و بغضم را به سختی فرو نشاندم. از همه خواستم اینجا به بعد را به نیت به سینه بزنند. به یاد تنهایی ها و دلتنگی های زهرا.... حال مخاطب هم عوض شد. اینبار همه بغض داشتند... پارسال همین خرداد ماه بود که رفیقم تماس گرفت و با هق هقی که به سختی میشد صدایش را شنید گفت: امیر حسینِ زهرا شهید شد....
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💌[ زندگینامه شهید امیرحسین حسن پور ] ╭═━••••••⊰❄️🤍❄️⊱••••••━═╮ @shahid_amirhosseinhassanpour
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💌[ زندگینامه شهید امیرحسین حسن پور ] ╭═━••••••⊰❄️🤍❄️⊱••••••━═╮ @shahid_amirhosseinhassanpour
«مغز انسان» میدان اصلی جنگ قرن ۲۱ ام می‌باشد تا جایی که حتی فتوحات نظامی نیز وابسته به کیفیت دستکاری در عملکرد مغزها و فتح ذهن‌ها خواهد بود. در جنگ شناختی
همیشه «درک و برداشت» از آنچه رخ داده است مهم تر از آن چیزی است که واقعا رخ داده است! برای همین است که در جنگ روایت‌ها، از پیروزی شکست و از شکست پیروزی ساخته می‌شود.
:) در انتظار...
و آنگاه که آدمی خود، حیات زیبای حقیقی اش را قطع میکند و آتش را در آغوش میکشد. آری ، هزار بار از آن لحظه توبه...
در کنار بعضی انسان ها آسمان به زمین نزدیک تر است. حتی در کنار نامشان حتی کنار فکرشان و حتی... مزارشان...
قرار بود برود خوزستان. عجله داشت و دل در دلش نبود که زودتر برسد. میدانست ممکن است اگر راه طولانی بشود، خوابش بگیرد و راه را خطا برود، برای همین تصمیم داشت همه سعیش را برای سرعت بالا بکند. و کرد! در بین همان سرعت و جهد چشمش گرم شد. چند ثانیه ای پلک روی هم گذاشته بود و راه را اشتباهی رفت. آنجا که فهمید، با خود گفت ای کاش سرعتم انقدر بالا نبود. حالا باید راه برگشت را پیدا می‌کرد. باید برمیگشت و جاده کجی را که اشتباه آمده بود جبران میکرد. تنها بود. نشست. بلند بلند گریه میکرد. راه دور شده بود.
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_ کار تشکیلاتی در سطح دانشگاه یا استان؟ + کشور :)
خدایا یا از ایده های در مغز من بکاه... یا به تعداد انسان های اطرافم و توان کمم اضافه کن من توان اجرای اینهمه ایده خوبی که تو رزقم میکنی رو ندارم مهربون...