ثن ایچ
من انگار روحمو، سال پیش، بین خاطره های عراق جا گذاشتم؛ بین اون عکسایی که حالا میفهمم لبخندم توشون چق
منم همینطور
منم همینطور...
جدیدا خیلی نمیتونم بقیه رو درک کنم
یا بقیه خیلی دارن چرت و پرت میگن
سر همه اینجوری میشم که .. خب ؟ که چی؟ چه ربطی داشت؟ به من چه الان؟