لزوم_معرفت_(امام_جواد).mp3
زمان:
حجم:
4.1M
#سخنرانی_کوتاه
یا جواد الائمه اغثنی
@sarallah73
15.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درد و دل با امام زمان عج...
@sarallah73
علیّ بن مهزیار که از ثقات اجلّای بزرگ شیعه است میگوید: به امام جواد علیه السلام نامه نوشتم، دو خواسته داشتم. یکی اینکه آقا جان یک مقدار پول از پولهای شما پیش من است، میشود من آن را مصرف کنم؟ یکی هم اینکه برای من دعا کنید. «فَکَتَبَ أَبو جَعفَر»،
امام جواد علیه السّلام فرمود: امّا در مورد آن پولی که گفتی پیش تو است و میخواهی آن را خرج کنی، بیشتر آن را برای تو میفرستم، قابل تو را ندارد. امّا در مورد دعایی که خواستی «فَإِنَّکَ بَعْدُ لَسْتَ تَدْرِی»
ای علی بن مهزیار تو نمیدانی
«کَیْفَ جَعَلَکَ اللَّهُ عِنْدِی»،
نمیدانی من چقدر تو را دوست دارم، تو را دعا کنم؟
«رُبَّمَا سَمَّیْتُکَ بِاسْمِکَ وَ نَسَبِکَ»،
بارها تو را با اسم خودت دعا کردم. امام زمان ما را دعا میکند؟ مرگ و حیات من برای او مهم است؟ من یک قدمی برای ایشان برمیدارم که برای حضرت اهمّیّت داشته باشم؟
فرمود: نمیدانی
«کَثْرَهُ عِنَایَتِی بِکَ»،
تمام توجّه من به تو است،
«وَ مَحَبَّتِی لَکَ»،
از محبّت من بیخبر هستی.
«وَ مَعْرِفَتِی بِمَا أَنْتَ إِلَیْهِ»،
دقیقاً اشراف دارم که داری چه انجام میدهی. «فَأَدَامَ اللَّهُ لَکَ أَفْضَلَ مَا رَزَقَکَ مِنْ ذَلِکَ».
امام میفرماید: خدا از این محبّت من بیشتر روزی تو بکند، خدا محبّت من را به تو افزایش بدهد. این را شاگرد نمیگوید، جا دارد که شیعیان از عشق اهل بیت علیهم السّلام بمیرند. این امام معصوم است برای شیعهی خود میگوید، میفرماید: خداوند از محبّت من به تو روزی عطا کند، محبّت من به تو افزایش پیدا کند.
«رَضِیَ عَنْکَ بِرِضَایَ عَنْکَ»،
من از تو راضی هستم، خدا از تو راضی باشد، خدا به بهترین نیّت کارهای تو را قبول کند.
«حَفِظَکَ اللَّهُ»،
خدا تو را حفظ کند،
«دَفَعَ الشَّرَّ»،خدا از تو بلا دفع کند.
امام میفرماید: «وَ کَتَبْتُ بِخَطِّی»، ندادم کاتب من بنویسد، خواستم دست خطّ خود من را داشته باشی، هر بار این نامه را باز میکنی بگویی امام جواد علیه السّلام به من چه چیزی گفته است.
@sarallah73
#دوازده_رجب
#مرگ_معاويه
دوازدهم رجب سال ۶۰ هجری قمری معاويه بن ابی سفيان (لعنتاللهعليه) در سن ۷۸ سالگى در شام به درک واصل شد و به جهنم شتافت،
روز_شادى اهل ايمان و روز حزن و اندوه اهل كفر و طغيان است، روزه اين روز به جهت شكر الهی برای هلاكت معاويه ملعون مستحب است،
راغب اصفهانى در محاضرات و ابن ابى الحديد از ربيع الابرار زمخشرى نقل میكنند كه معاويه (لعنتاللهعلیه) را به چهاركس نسبت میدادند:
مسافر بن ابى عمرو، عمارة بن وليد بن مغيره، عباس بن عبدالمطلب و صباح كه مغنى عمارة بن وليد بود،
ابوسفيان (لعنتاللهعلیه) مردى زشت و كوتاه قد بود، و يک چشم او در طائف و چشم ديگرش در يرموک كور شده بود،
باطنش كورتر از چشمش بود و نهايت عداوت و دشمنى با پيامبر (صلیاللهعلیهوآله) را داشت، ابوسفيان (لعنتاللهعلیه) در هر جنگ و فتنهاى كه بر عليه پيامبر (صلیاللهعلیهوآله) بوجود میآمد دخالت داشت و در سال فتح_مكه از ترس اسلام آورد و با نفاق زندگى كرد تا به درک واصل شد و به جهنم شتافت،
مادر معاويه (لعنتاللهعلیه) هند جگر خوار است،
هند به ظاهر همسر ابوسفیان و مادر معاویه و عتبه و یزید بود، اما از صاحبان پرچم بود،
وقتی پيامبر (صلیاللهعلیهوآله) در فتح مكه ريختن_خون معاويه و ابوسفیان را مباح شمردند، عباس عموی پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) شفاعت آنان را کرد و چند بار مانع کشته شدن آنان شد تا پنج_ماه قبل از شهادت پيامبر (صلیاللهعلیهوآله) به ظاهر_اسلام آوردند،
ماجرای تخلف معاویه از دستور پیامبر(ص) و به دنبال آن، نفرین حضرتشان است: «پیامبر(ص) به معاویه پیام داد گفتند: او مشغول غذا خوردن است. لحظاتی گذشت و پیامبر دوباره پیام خود را تکرار کرد. باز هم گفتند: او مشغول صرف غذا است! پیامبر(ص) دقایقی صبر کرد و برای بار سوم برایش پیام فرستاد و برای بار سوم نیز گزارش دادند که او هنوز دارد غذا میخورد! اینجا بود که پیامبر(ص) فرمودند: «لا أشبع الله بطنه؛ خدا هیچگاه شکمش را سیر نکند».
معاويه (لعنتاللهعلیه) نیز به نفرین حضرت دچار شد، در مسير مكه به شام به حدی_بيمار شده كه بدن_نحسش میلرزيد و دهان او بسته نمیشد، تا وارد شام شد،
دائم_گرسنه بود و از غذا خوردن خسته میشد ولی سیر_نمیشد، آخرالامر آنقدر طعام خورد تا شکمش_پاره شده به درک واصل شد و به جهنم شتافت،
معاويه (لعنتاللهعلیه) در هنگام مرگ گفت چند گناه_بزرگ كردهام: حق على بن ابیطالب (علیهالسلام) را غصب كردم، حسن بن على (علیهالسلام) را با فريب دادن جعده شهید کردم، و يزيد را به جانشينى خود انتخاب كردم، و حجر بن عدى و اصحاب او را به قتل رساندم.
منابع:
مسارالشيعه ص ۳۴ ، فيض العلام ص ۳۱۶ ، تتمةالمنتهى ص ۴۷ ، منتخب التواريخ ص ۴۴۸ ، وقايع الايام ج رجب ص ۱۷۴ ، احقاق الحق ص ۲۶۵ ، نهج الحق ص ۳۱۱
اللهم العن الجبت و الطاغوت
اللهم عجل لولیک الفرج
@sarallah73
در ولادت باسعادت اميرالمؤ منين عليه السّلام
مـشـهـور آن اسـت كـه آن حـضـرت در روز جـمـعـه سـيـزدهـم مـاه رجـب بـعـد از سـى سـال از عـام الفـيـل در مـيـان كـعـبـه مـعظمه متولد شده است ،(1) پدر آن حضرت ابـوطـالب پـسـر عـبـدالمـطـّلب بـوده كـه بـا عـبـداللّه پـدر حـضـرت رسـول صـلى اللّه عـليـه و آله و سـلّم بـرادر اعـيـانـى (پـدرى و مـادرى ) بـوده و مادر آن حـضـرت ، فـاطـمـه بـنـت اسـد بـن هـاشـم بـن عـبـدمـنـاف بـوده و آن حـضـرت و برادرانش اوّل هـاشـمـى بـودنـد كـه پـدر و مـادرشان هر دو هاشمى بودند. و در كيفيت ولادت آن جناب روايـات بـسـيـار اسـت و آنـچـه بـه سـنـدهـاى بـسيار وارد شده آن است كه روزى عباس بن عـبـدالمـطّلب با يزيد بن قعنب و با گروهى از بنى هاشم و جماعتى از قبيله بنى العزّى در بـرابـرخانه كعبه نشسته بودند ناگاه فاطمه بنت اسد به مسجد درآمد و به حضرت امـيـرالمـؤ مـنـيـن عـليـه السـّلام نـُه مـاه آبستن بود و او را درد زائيدن گرفته بود، پس در برابر خانه كعبه ايستاد و نظر به جانب آسمان افكند و گفت :پروردگارا! من ايمان آورده ام بـه تـو و بـه هـر پـيـغـمـبـر و رسـولى كـه فـرسـتـاده اى و بـه هـر كـتـابـى كـه نـازل گـردانـيـده اى و تـصـديـق كـرده ام بـه گـفـتـه هـاى جـدّم ابـراهـيـم خـليـل كـه خـانـه كـعـبـه بـنـا كـرده او اسـت ، پـس سـؤ ال مى كنم از تو به حق اين خانه و به حق آن كسى كه اين خانه را بنا كرده است و به حق ايـن فـرزنـدى كـه در شـكـم مـن است و با من سخن مى گويد و به سخن گفتن خود مونس من گـرديـده اسـت و يـقـين دارم كه او يكى از آيات جلال و عظمت تو است كه آسان كنى بر من ولادت مرا.
عـبـاس و يـزيـد بـن قـعنب گفتند كه چون فاطمه از اين دعا فارغ شد ديديم كه ديوارِ عقب خـانـه شـكـافته شد فاطمه از آن رخنه داخل خانه شد و از ديده هاى ما پنهان گرديد، پس شكاف ديوار به هم پيوست به اذن خدا. و ما چون خواستيم در خانه را بگشاييم چندان كه سعى كرديم در گشوده نشد دانستيم كه اين امر از جانب خدا واقع شده و فاطمه سه روز در انـدرون كـعـبـه مـانـد اهـل مـكـّه در كـوچـه هـا و بـازارهـا ايـن قـصـّه را نـقـل مـى كـردنـد و زنـها در خانه ها اين حكايت را ياد مى كردند و تعجب مى نمودند تا روز چهارم رسيد پس همان موضع از ديوار كعبه كه شكافته شده بود ديگر باره شكافته شد فـاطـمـه بـنـت اسـد بـيـرون آمـد و فرزند خود اَسَداللّه الغالب على بن ابى طالب عليه السـّلام را در دسـت خـويـش داشـت و مـى گـفـت : اى گـروه مردم ! به درستى كه حق تعالى بـرگـزيد مرا از ميان خلق خود و فضيلت داد مرا بر زنان برگزيده كه پيش از من بوده اند؛ زيرا كه حق تعالى برگزيد آسيه دختر مزاحم را و او عبادت كرد حق تعالى را پنهان در مـوضـعـى كـه عـبـادت در آنـجـا سـزاوار نـبـود مـگـر در حـال ضـرورت يـعـنى خانه فرعون ؛ و مريم دختر عمران را حق تعالى برگزيد و ولادت حـضـرت عـيـسى عليه السّلام را بر او آسان گردانيد و در بيابان درخت خشك را جنبانيد و رُطـَب تـازه از براى او از آن درخت فرو ريخت و حق تعالى مرا بر آن هر دو زيادتى داد و هـمچنين بر جميع زنان عالميان كه پيش از من گذشته اند؛ زيرا كه من فرزندى آورده ام در مـيـان خـانـه بـرگـزيـده او و سه روز در آن خانه محترم ماندم و از ميوه ها و طعامهاى بهشت تـنـاول كـردم و چون خواستم كه بيرون آيم در هنگامى كه فرزند برگزيده من بر روى دسـت مـن بود، هاتفى از غيب مرا ندا كرد كه اى فاطمه ! اين فرزند بزرگوار را (على ) نـام كـن بـه درسـتـى كـه مـنـم خـداونـد عـلىّ اعـلا و او را آفـريـده ام از قـدرت و عـزّت و جلال خود و بهره كامل از عدالت خويش به او بخشيده ام و نام او را از نام مقدّس خود اشتقاق نـموده ام و او را به آداب خجسته خود تاءديب نموده ام و اُمور خود را به او تفويض كرده ام و او را بـر عـلوم پـنـهـان خـود مـطـلع كـرده ام و در خـانـه مـحـتـرم مـن مـتـولّد شـده اسـت و او اول كـسـى اسـت كـه اذان خـواهـد گـفـت بـر روى خانه من و بتها را خواهد شكست و آنها را از بـالاى كـعـبـه بـه زيـر خـواهـد انداخت و مرا به عظمت و مجد و بزرگوارى و يگانگى ياد خـواهـد كـرد و اوست امام و پيشوا بعد از حبيب من برگزيده از جميع خلق من محمد صلى اللّه عـليـه و آله و سـلّم كـه رسـول مـن اسـت و او وصـى او خـواهـد بـود خـوشـا حـال كـسـى كـه او را دوسـت دارد و يـارى كـنـد او را، و واى بـر حال كسى كه فرمان او نبرد و يارى او نكند و انكار حق او نمايد.(2)
و در بـعـضى روايات است كه چون حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام متولد شد ابوطالب او را بر سينه خود گرفت و دست فاطمه بنت اسد را گرفته به سوى ابطح آمدند و ندا كرد به اين اشعار:
شعر :
يارَبِّ ياذَا الْغَسَقِ الدُّجِىِّ
وَالْقَمَرِ الْمبْتَلَجِ الْمضِىِّ
بَيِّنْ لَنا مِنْ حُكْمِكَ المَقْضيِّ
ماذا تَرى فى اِسْمِ ذَا الصَّبِىِّ👇
@sarallah73
مضمون اين اشعار آن است كه اى پروردگارى كه شب تار و ماه روشن و روشنى دهنده را آفريده اى ، بيان كن از براى ما كه اين كودك را چه نام گذاريم ؟ ناگاه مانند ابر چيزى از روى زمين پيدا شد نزديك ابوطالب آمد، ابوطالب او را گرفت و با على عليه السّلام بـه سـينه خود چسبانيد و به خانه برگشت چون صبح شد ديد كه لوح سبزى است در آن نوشته شده است :
شعر :
خُصِّصْتُما بِالْوَلَدِ الْزَّكِىِّ
وَالطّاهِرِ الْمُنْتَجَبِ الْرَّضِىِّ
فَاِسْمُهُ مِنْ شامِخٍ عَلِي
عَلِىُّ اشْتُقَ مِنَ الْعَلِىِّ
؛حـاصـل مـضـمـون آنـكه مخصوص گرديديد شما اى ابوطالب و فاطمه به فرزند طاهر پاكيزه پسنديده ، پس نام بزرگوار او على عليه السّلام است و خداوند على اعلا نام او را از نام خود اشتقاق كرده است .
پـس ابـوطـالب آن حضرت را على نام كرد و آن لوح را در زاويه راست كعبه آويخت و چنان آويـخـتـه بـود تـا زمـان هـشام بن عبدالملك كه آن را از آنجا فرود آورد و بعد از آن ناپيدا شد.(3)
و اخبار در باب ولادت آن حضرت و كيفيت آن بسيار است و مقام را گنجايش بيش از اين نيست و ايـن فـضـيـلت از خـصـايـص آن حـضـرت اسـت ؛ چـه اشـرف بِقاع حَرَمِ مكه است و اشرف مـواضـع حـرم مـسـجد است و اشرف موضع آن كعبه است و احدى غير از حضرت اميرالمؤ منين عـليـه السـّلام در چـنـيـن مكانى متولد نشده ، و نيز متولّد نشده مولودى در سيّد ايّام كه روز جمعه باشد در شهر حرام كه ماه رجب باشد در بيت الحرام سواى اميرالمؤ منين عليه السّلام ابوالائمّة الكرام عَلَيه وَ آلِهِ آلاف السَّلام .
@sarallah73
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
14farazi az jamee kabire.mp3
زمان:
حجم:
1.5M
فرازی از جامعه کبیره
یا ولی الله...
@sarallah73
دوست دارم موسم شادی و غم ، باشی قرینم
در همه حـال و عـوالـم ، خـاصــه روز واپـسینم
دوست دارم گَــرد باشم تا ز دامــان تو خیزم
طــوف کـوی تو نمــایم، مقــدمت گردد مکینم
دوست دارم آه بــاشم، تا برایم از نهادت
رخنه در افلاک بنماید شرار آتشینم
دوست دارم خال باشم جا نمایم بر عذارت
هـمـچـو زنــگی بـچه از گــلزار رویـت گل بچینم
دوست دارم صید باشم بسته در زنجیر مهرت
گر بود پای گریزم خود تو باشی در کمینم
دوست دارم ژالـــه بـــاشـم تا ببارم ز ابر مویت
با سرانگشت محبت خــود بــگــیـری از جبینم
دوست دارم آینه باشم فـتد عکس تـو در مـن
تــا تـــو خــود در مــن ببینی من رخ مـاهـت ببینم
گفتم ای دل با که این سان گرم رازی و نیازی
فـــاش گـفـتـا مــن غـــلام آن نـــگـــار نـازنینم
قـائــل قـول سـلونـی واقـف سرّ درونـی
عالـم عـلــم لـدُنّـی خــسـرو دنـیـا و دیـنـم
آن یـکـی دانـد خـدایش دیگـری داند جدایـش
گـر از او پرسـی هـمی گوید که نه آنم نه اینم
من خـداجـویـم، خدا رویـم، خدا گـوی
آیـت عظـمـای حـق یـعنی أمیرالمؤمـنیـنم
هـل اتی باشـد به شـأنم بـرتـن احمد چو جـانـم
بـر رسـل او گـشـت خـاتم من بر آن خـاتم نگیـنم
من عـلی ام، عالی ام، اعلی ترم از ماسـوا اللّٰه
در جـهـان نفـس نـفیـس شـخص خـتم المـرسـلینـم
#امام_علی_علیه_السلام
@yamahdisarallah73
moloode kabe.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
مداحی
ولادت امیرالمومنین
@sarallah73
1391-03-15--327 Batene Kabeh Ahval Jame.mp3
زمان:
حجم:
25.3M
سخنرانی
باطن کعبه
@sarallah73
امام صادق عليه السلام از قول حضرت رسول صلوات الله علیه فرمودند:
خداوند تعالى قرار داده براى برادرم علی بن ابى طالب علیه السلام فضائلی را كه از كثرت و زيادى شمرده نمی شود،
پس هر كس یكی از فضائل او را بخواند با اقرار به آن، خداوند گناهان گذشته و آينده او را می بخشد
و هر كس یک فضیلت از فضائل او را بنویسد تا وقتى كه اثر آن نوشته باقى باشد ملائكه براى او استغفار می كنند
و هر كه گوش فرا دهد به يكى از فضائل او خداوند گناهان او را كه از راه گوش انجام داده می آمرزد
و هر كه تماشا كند (بخواند) به نوشته اى از فضائل او خداوند گناهانی را كه او از راه چشم مرتكب شده می آمرزد.
سپس فرمود نگاه به علی بن ابى طالب علیه السلام عبادت است خداوند ايمان بنده اى را نمی پذیرد مگر با ولایت او و بیزاری از دشمنانش.
منبع:
أمالی شیخ صدوق، مجلس بیست و هشتم، حدیث ۱۰،
#امام_علی_علیه_السلام
@yamahdisarallah73