eitaa logo
یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
469 دنبال‌کننده
95 عکس
47 ویدیو
72 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج روضه ، قرآن‌ ،روایت و سخنرانی ارتباط @hamdelimohebin
مشاهده در ایتا
دانلود
hargah karam zar shod-MASHHAD-MABAS.mp3
زمان: حجم: 5.9M
روضه و مداحی شب 27 رجب حرم امام رضا علیه السلام @sarallah73
در هر زمانی صلوات فرستادن نیکوست، امادر بعضی از اوقات، دارای پاداشی ویژه است. از آن جمله صلوات در شب و روز مبعث رسول خدا صلی الله علیه و آله است. حسن بن راشد گفت: به امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم: «آیا غیر از اعیاد مشهوره، عید دیگری نیز هست؟» فرمود : شریف ترین و کامل تر از همه آن ها روزی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث گردید. عرض کردم: «آن روز، کدام روز بود؟» فرمود: «آن روز شنبه بیست و هفتم ماه رجب بود.» عرض کردم: «در آن روز، چه عملی باید به جای آورد؟» فرمود: روزه می گیری و صلوات بسیار بر محمد و آل محمد می فرستی. عمیره دختر نفیل می گوید: شنیدم که فاطمه دختر حسن بن علی(علیه السلام) فرمود: ظهوری که منتظر آن هستید تحقق پیدا نمی کند تا آن زمان که بعضی از شما از بعضی دیگر دوری کنند و برخی از شما برخی دیگر را لعن کنند و گروهی از شما آب دهان بر صورت گروهی دیگر بیندازد؛ تا آنجا که جمعی از شما بر کفرِ جمعی دیگر شهادت دهند. پرسیدم: در آن زمان خیر در چیست؟ فرمود: خیر تمامش در ظهور است. در آن روز قائم ما قیام می کند و تمام آن دشمنیها را از بین می برد.» @sarallah73
۲۸ رجب روز خروج امام حسین علیه السلام از مدینه به سمت مکه چون حضرت امام حَسَن عليه السّلام به رياض قدس ارتحال نمود شيعيان در عراق به حركت در آمده عريضه به حضرت امام حسين عليه السّلام نوشتند كه ما معاويه را از خلافت خلع كرده با شما بيعت مى كنيم حضرت در آن وقت صلاح در آن امر ندانسته امتناع از آن فرموده وايشان را به صبر امر فرمود تا انقضاء مدّت خلافت معاويه پس چون معاويه عليه اللّعنه در شب نيمه ماه رجب سال شصتم هجرى از دنيا رخت بر بست فرزندش يزيد عليه اللّعنه به جاى او نشست و به اِعداد امر خلافت خود پرداخت نامه اى نوشت به وليد بن عتبة بن ابى سفيان كه از جانب معاويه حاكم مدينه بود به اين مضمون كه : اى وليد! بايد بيعت بگيرى از براى من از ابو عبداللّه الحسين و عبداللّه بن عمر و عبداللّه بن زبير و عبد الرحمن بن ابى بكر، و بايد كار بر ايشان تنگ گيرى و عذر از ايشان قبول ننمائى و هر كدام از بيعت امتناع نمايد سر از تن او برگيرى و به زودى براى من روانه دارى . چون اين نامه به وليد رسيد مروان را طلبيد و با او در اين امر مشورت كرد. مروان گفت :كه تا ايشان از مردن معاويه خبر دار نشده اند به زودى ايشان را بطلب و بيعت از براى يزيد از ايشان بگير و هر كدام كه قبول بيعت نكند او را به قتل رسان . پس درآن شب وليدايشان را طلب نمود و ايشان در آن وقت در روضه منوّره حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم مجتمع بودند، چون پيغام وليد به ايشان رسيد امام حسين عليه السّلام فرمود كه چون به سراى خود باز شدم من دعوت وليد را اجابت خواهم كرد. پيك وليد كه عمر بن عثمان بود برگشت عبد اللّه زبير گفت كه يا ابا عبد اللّه ! دعوت وليد در اين وقت بى هنگام مى نمايد و مرا پريشان خاطر ساخت در خاطر شما چه مى گذرد؟ حضرت فرمود: گمان مى كنم كه معاويه طاغيه مرده است و وليد ما را از براى بيعت يزيد دعوت نموده . چون آن جماعت بر مكنون خاطر وليد مطّلع گرديدند عبداللّه عمر و عبدالرّحمن بن ابى بكر گفتند كه ما به خانه هاى خود مى رويم و در به روى خود مى بنديم . و ابن زبير گفت كه من هرگز با يزيد بيعت نخواهم كرد. حضرت امام حسين عليه السّلام فرمود كه مرا چاره اى نيست جز رفتن به نزد وليد پس ‍ حضرت به سراى خويش تشريف برد و سى نفر از اهل بيت و موالى خود را طلبيد و امر فرمود كه سلاح بر خود بستند وآنها را با خود برد و فرمود كه شما بر در خانه بنشينيد و اگر صداى من بلند شود به خانه در آئيد. پس حضرت داخل خانه شد چون وارد مجلس گرديد ديد كه مروان نيز در نزد وليد است پس حضرت نشست . وليد خبر مرگ معاويه را به حضرت داد آن جناب كلمه استرجاع گفت پس وليد نامه يزيد را كه در باب گرفتن بيعت نوشته بود براى آن حضرت خواند، آن جناب فرمود: من گمان نمى كنم كه تو راضى شوى به آنكه من پنهان با يزيد بيعت كنم بلكه خواهى خواست از من كه آشكارا در حضور مردم بيعت كنم كه مردم بدانند، وليد گفت : بلى چنين است . حضرت فرمود: پس امشب تاءخير كن تا صبح تا ببينى راءى خود را در اين امر. وليد گفت : برو خداوند با تو همراه تا آنكه در مجمع مردم ترا ملاقات نمائيم . مروان به وليد گفت كه دست از او بر مدار اگر الحال از او بيعت نگيرى ديگر دست بر او نمى يابى مگر آنكه خون بسيار از جانِبَين ريخته شود اكنون دست بر او يافته اى او را رها مكن تا بيعت كند و اگرنه او را گردن بزن . حضرت از سخن آن پليد در غضب شد و فرمود كه يابن الزّرقاء! تو مرا خواهى كشت يا او، به خدا سوگند كه دروغ گفتى و تو و او هيچ يك قادر بر قتل من نيستيد. پس رو كرد به وليد و فرمود: اى امير! مائيم اهل بيت نبوّت و معدن رسالت و ملائكه در خانه ما آمد و شد مى كنند و خداوند ما را در آفرينش مقدّم داشت و ختام خاتميّت بر ما گذاشت و يزيد مردى است فاسق و شرابخوار و كشنده مردم به ناحقّ و علانيه به انواع فسوق و معاصى اقدام مى نمايد و مثل من كسى با مثل او هرگز بيعت نمى كند و ديگر تا ترا ببينم گوئيم و شنويم . اين را فرمود و بيرون آمد و با ياران خود به خانه مراجعت نمود و اين واقعه درشب شنبه سه روز به آخر ماه رجب مانده بود، چون حضرت بيرون رفت مروان با وليد گفت كه سخن مرا نشنيدى به خدا سوگند ديگر دست بر او نخواهى يافت . وليد گفت : واى بر تو! راءيى كه براى من پسنديده بودى موجب هلاكت دين و دنياى من بود، به خدا سوگند كه راضى نيستم جميع دنيا از من باشد و من در خون حسين عليه السّلام داخل شوم ، سُبحان اللّه تو راضى مى شوى كه من حسين رابكشم براى آنكه گويد با يزيد بيعت نكنم ؛ به خدا قسم هر كه در خون او شريك شود او را در قيامت هيچ حسنه نباشد و نخواهد بود، مروان در ظاهر گفت كه اگر از براى اين ملاحظه بود خوب كردى ولكن در دل راءى وليد را نپسنديد . ادامه👇 @sarallah73
چون صبح شد امام حسين عليه السّلام از خانه بيرون آمده و در بعضى از كوچه هاى مدينه مروان آن حضرت را ملا قات كرد و گفت : يا ابا عبداللّه ! من ترا نصيحت مى كنم مرا اطاعت كن و نصيحت مرا قبول فرما. حضرت فرمود: نصيحت تو چيست ؟ گفت : من امر مى كنم ترا به بيعت يزيد كه بيعت او بهتر است از براى دين و دنياى تو!؟ حضرت فرمود: اِنّا لِلهِ وَ اِنّا اِلَيهِ راجِعُونَ وَ عَلَى اْلاِسْلامِ السَّلام ... كلمات حيرت انگيز مروان باعث اين شد كه حضرت كلمه استرجاع بر زبان راند و فرمود: بر اسلام سلام باد هنگامى كه امّت مبتلا شدند به خليفه اى مانند يزيد و به تحقيق كه من شنيدم از جدّم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم كه مى فرمود خلافت حرام است بر آل ابى سفيان و سخنان بسيار در ميان حضرت و مروان جارى شد پس مروان گذشت از آن حضرت به حالت غضبان. چون آخر روز شنبه شد باز وليد كسى به خدمت حضرت امام حسين عليه السّلام فرستاد و در امر بيعت تاكيد كرد حضرت فرمود: صبر كنيد تا امشب انديشه كنم و در همان شب كه شب دو روز به آخر رجب مانده بود متوجّه مكّه شد و چون عازم خروج از مدينه شد سر قبر جدّش پيغمبر و مادرش فاطمه و برادرش ‍ حسن عليهماالسّلام رفت و با آنها وداع كرد و با خود برداشت فرزندان خود و فرزندان برادر و برادران خود و تمام اهل بيت خود را مگر محمّد بن الحنفيه كه چون دانست كه آن حضرت عازم خروج است به خدمت آن حضرت آمد وگفت : اى برادر گرامى ! تو عزيزترين خلقى نزد من و از همه كس به سوى من محبوب ترى و من آن كس نيستم كه نصيحت خود را از احدى دريغ دارم و تو سزاوارترى در باب آنچه صلاح شما دانم عرض كنم ؛ زيرا كه تو ممازجى با اصل من و نفس من و جسم من و جان من و توئى امروز سند و سيّد اهل بيت و تو آن كسى كه طاعتت بر من واجب است ؛ چه آنكه خداوند ترا برگزيده است و در شمار سادات بهشت مقررّ داشته است . اى برادر من ، صلاح شما را چنين مى دانم كه از بيعت يزيد كناره جوئى و از بلاد و شهرهائى كه درتحت فرمان او است دورى گزينى و به باديه ملحق شوى و رسولان به سوى مردم بفرستى و ايشان را به بيعت خويش دعوت نمائى پس اگر بيعت تو را اختيار نمايند خدا را حمد كنى و اگر با غير تو بيعت كردند به اين دين و عقل تو نكاهد و به مروّت و فضل تو كاهش نرسد. همانا من مى ترسم بر تو كه داخل يكى از بلاد شوى و اهل آن مختلف الكلمه شوند گروهى با تو و طايفه اى مخالف تو باشند و كار به جدال و قتال منتهى شود آن وقت اوّل كس توئى كه هدف تير و نشان شمشير شوى و خون تو كه بهترين مردمى از جهت نفس و از قبل پدر و مادر ضايع شود و اهل بيت شريف ، ذليل و خوار شوند. حضرت فرمود كه اى برادر، پس به كجا سفر كنم ؟ گفت : برو به مكّه و در همانجا قرار گير و اگر اهل مكّه... حضرت فرمود كه اى برادر هر آينه نصيحت و مهربانى كردى و اميد دارم كه راءيت محكم و متين باشد برادر، اكنون عازم مكّه معظّمه گرديده ام و مهيّاى اين سفر شده ام و برادران و فرزندان برادران و شيعيان خود را با خود مى برم و اگر تو خواهى در مدينه باش و ديده بان و عين من باش و آنچه سانح شود به من بنويس . پس آن حضرت دوات و قلم طلبيده وصيّت نامه نوشت و آن را در هم پيچيده و مهر كرد و به دست او داد و درآن ميان شب روانه شد. و در وقت بيرون رفتن از مدينه اين آيه را آن حضرت تلاوت نمود كه در بيان قصّه بيرون رفتن حضرت موسى است از ترس فرعون به سوى مَدْيَن . (فَخَرَجَ مِنْها خاَّئَفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّني مِنَ الْقَوْم الظّالِمينَ)؛ يعنى پس بيرون رفت از شهر در حالتى كه ترسان و مترقَب رسيدن دشمنان بود گفت پروردگارا نجات بخش مرا از گروه ستمكاران . و از راه متعارف آن حضرت روانه شد پس اهل بيت آن حضرت گفتند كه مناسب آن است كه از بيراهه تشريف ببريد چنانكه ابن زبير رفت تا آنكه اگر كسى به طلب شما بيايد شما را در نيابد، حضرت فرمود كه من از راه راست به در نمى روم تا حق تعالى آنچه خواهد ميان من و ايشان حكم كند. و از جناب سكينه عليهاالسّلام مروى است كه فرمود وقتى ما از مدينه بيرون شديم هيچ اهل بيتى از ما اهل بيت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم ترسان و هراسان تر نبود. علاّمه مجلسى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده اند كه چون حضرت سيّدالشّهدا عليه السّلام از مدينه معلّى بيرون رفت فوجهاى بسيار از ملائكه با علامتهاى محاربه و نيزه ها در دست و بر اسبهاى بهشت سوار، بر سر راه آن حضرت آمدند و سلام كردند و گفتند: اى حجّت خدا بر جميع خلايق بعد از جدّ و پدر و برادر خود، به درستى كه حقّ تعالى جدّ ترا در مواطن بسيار به ما مَدَد و يارى كرد اكنون ما را به يارى تو فرستاده است . حضرت فرمود: وعده گاه ما و شما آن موضعى است كه حقّ تعالى براى شهادت و دفن من مقرّر فرموده است ، و آن كربلا است. برگرفته شده از منتهی الامال شیخ عباس قمی @sarallah73
28رجب_خروج_امام_حسین_علیه_السّلام.txt
حجم: 24.4K
28 رجب سالروز خروج امام حسین علیه السّلام از مدینه به سوی مکه @sarallah73
🩸 وداع حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام با قبر مطهر مادرش زهرای مرضیه سلام‌الله‌علیها... در نقلی آمده است: حضرت مولانا سیدالشهداء عَلَيْهِ‌السَّلَام آماده خروج از مدینه بود تا اینکه نیمه‌های شب، در دل تاریکی بالای سر قبر مطهر مادرش فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها آمد تا با آن وداع کند؛ بر سر قبر مطهر ایستاد و اینگونه مادر را خطاب نمود: 📋 السّلامُ عليكِ يا أُمّاه، حُسَينُكِ جاءَ لِوِداعِك و هذهِ آخرُ زيارتِهِ إيّاكِ. ▪️سلام بر تو ای مادرجان! حسینت آمده تا با شما وداع کند. و این آخر زیارت حسین (علیه‌السلام) ، از قبر شماست. 🥀 ناگه از درون قبر ندا آمد: 📋 وَ عَليكَ السّلامُ يا مَظلومَ الأُمِّ و يَا شَهيدَ الأُمّ و يا غَريبَ الأُمّ. ▪️سلامِ مادر به تو ای مظلومِ مادر؛ سلامِ مادر به تو ای شهیدِمادر ؛ سلامِ مادر به تو ای غریبِ مادر! 🥀 با شنيدن اين جواب، قطرات اشک از چشمان مبارک ابی‌عبدالله علیه‌السلام جاری گشت و به سمت قبر مطهر امام حسن علیه‌السلام راهی شد و همین‌گونه، قبر برادر را زیارت نمود و قریب به طلوع فجر بود که به خانه برگشت. 📚 معالي السّبطين، ج۱ @ghasemnemati_ir @sarallah73
‌‌ای کاش این زحمات را در راه امام زمان انجام میدادم تأسّف مرحوم حاج شيخ حسنعلی نخودکی در رابطه با انجام عبادات و اوراد و ختومات آقای سید مرتضی مجتهدی سیستانی می نویسد: مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی (معروف به نخودکی) از دوران کودکی به عبادات و ریاضت ها اشتغال داشته و زحمات فراوان و طاقت فرسایی را برای رسیدن به اهداف بلند روحی متحمل شده بودند که فوق العاده مهم و پر زحمت بوده است. (تا جایی رسید که با یک نفسی و ذکری و... مریض شفا می دادند و ... ) آن بزرگوار هر چه ذکر و ورد و ختم و نماز و آیات قرآنی که در مدت عمر خود از کودکی انجام داده بودند را یادداشت کرده و در کتابی جمع آوری نمودند؛ و چون در این کتاب رازها و نکات مهمی وجود داشت، صلاح نمی‌دانستند که آن را در اختیار همگان قرار دهند، به همین جهت آن را مخفی نگه داشتند و در دسترس افراد قرار نمی دادند. مرحوم پدرم در ارتباط با آن کتاب می فرمودند: مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی در اواخر حیات خود آن کتاب را به مرحوم آیت الله حاج سید علی رضوی دادند. مقصود از نقل این جریان، نکته مهمی است که مرحوم حاج شیخ در آخر آن کتاب مرقوم فرموده اند. نکته ای که باید درس مهمی برای همه کسانی که در راه معنویات و سیر و سلوک شرعی سعی می کنند. نکته مهم مطلب اینجاست: آنچه ایشان در آخر کتاب خود نوشته اند این است:️ ای کاش این اذکار و ختومات و این وردها و زحمات را در راه نزدیک شدن و تقرب به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انجام میدادم. اللهمَّ عجل لولیک الفرج به حق زینب کبری سلام الله علیها @sarallah73
...: ((به نیت فرج و ظهور حضرت مهدی علیه السلام امام غریب و تک و تنها و آواره )) خداوند در روز اول شعبان به در‌های بهشت امر می‌کند که باز شوید و به شاخه‌های درخت طوبی امر می‌کند که شاخه هایش را نزدیک این دنیا بیاورد. هر کس دری از خیر و نیکی را در این روز فرا گیرد هر که نماز مستحبی در این روز ادا کند هرکه در این روز، روزه بگیرد هر که میان زن و شوهرش یا پدر و فرزندش یا خویشاوندانش یا مرد و زن همسایه اش یا مرد و زن بیگانه صلح برقرار کند کسی که طلبی از کسی دارد از او کم کند کسی که قرضی را که صاحبش از بازگشت آن مأیوس شده به یادآورد و آنرا ادا کند کسیکه کفالت یتیمی را بر عهده بگیرد کسیکه قرآن یا چیزی از آنرا بخواند کسیکه خدا را به یاد آورد و نعمت‌های او را بشمارد و او را شکر کند کسیکه مریضی را عیادت کند کسی که به پدر و مادر یا یکی از آن‌ها نیکی کند کسی که جنازه‌ای تشییع کند کسی که مصیبت زده را تسلیت گوید کسی که کار خیر انجام دهد. 🌺 حتماً به شاخه‌ای از درخت طوبی آویخته می‌شود. همچنین اگر دری از شرّ و گناه را در این روز فرا گیرد کسی که در ادای نمازش کوتاهی کند و آنرا ضایع کند کسی که فقیری در نزد او بیاید و او قادر بر تغییر حالش باشد و به وی نرسد،ولی او را کمک نکند کسی که بدکاری از او عذرخواهی نماید، امّا او عذر او را نپذیرد بلکه او را بیشتر از بدی او عقوبت کند کسی که میان زن و شوهرش، پدر با فرزندش یا میان دو همسایه جدایی اندازد کسی که بر تنگدستی سختگیری بگیرد کسی که بر یتیمی جفا کند و به او آزار رساند و همچنین مال او را تباه نماید کسی که خوانندگی کند و در آن خواندن بر معاصی و گناهان برانگیزند کسی که کار‌های قبیح خود را در جنگ‌ها و انواع ستم‌های خود را بر بندگان بشمارد و بر آن‌ها افتخار کند کسی که به عیادت مریض خود نرود کسی که جنازه‌ای را تشییع نکند به دلیل خوار و پست بودن آن فرد در نظرش کسی که از مصیبت زده دوری نماید و به او به خاطر حقارت و کوچکی جفا کند کسیکه پدر و مادر خود یا یکی از این دو را عاق کند حتماً به شاخ‌های درخت زقّوم آویخته می‌شود البته منافقین، بیشتر به شاخه‌های او آویخته می‌شوند. ««اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اللهم عجل لولیک الفرج بحق حضرت زینب سلام الله علیها»» @sarallah73