1387-07-01--166 Ali(A) va Ghadr.mp3
زمان:
حجم:
31.7M
سخنرانی
علی (ع) و قدر
shabe ghadr88haghe ali adashod(shabe 19).mp3
زمان:
حجم:
9M
مداحی شب نوزدهم رمضان
@sarallah73
اللهم عجل لولیک الفرج بحق حضرت زینب سلام الله علیها
ملاقات اصبغ بن نباته با امام على عليه السّلام و گزارش او
اصبغ بن نباته نقل مىكند: هنگامى كه امير مؤمنان عليه السّلام
بر اثر ضربت ابن ملجم بسترى شد، مردم به در خانۀ او آمدند و اجتماع كردند، و انتظار اعدام ابن ملجم را داشتند.
امام حسن عليه السّلام از خانه بيرون آمد و به مردم فرمود: «اى گروه مردم! پدرم وصيّت فرمود كه كار ابن ملجم را تا بعد از وفات او تأخير بيندازم، اگر آن حضرت از دنيا رفت، اختيار او با ما است، وگرنه خودش دربارۀ او فكرى خواهد كرد، از اينجا به خانههاى خود بازگرديد، خدا شما را رحمت كند» .
اصبغ بن نباته [كه از ياران مخلص و شيفتۀ على عليه السّلام بود]مىگويد:
مردم پراكنده شدند، ولى من در آنجا ماندم.
امام حسن عليه السّلام بار ديگر از خانه بيرون آمد، وقتى كه چشمش به من افتاد فرمود: «اى اصبغ! مگر سخن پدرم را كه من آن را ابلاغ كردم نشنيدى؟» .
گفتم: «شنيدم، ولى من حال جانسوز آن حضرت را ديدم، مشتاق هستم تا با او ملاقات كنم، و از او حديثى بشنوم، خدا تو را بيامرزد براى من از آن حضرت اجازه بگير تا به محضرش برسم» .
امام حسن عليه السّلام وارد خانه شد، و جريان را به پدر عرض كرد. امام على عليه السّلام اجازه فرمود. پس از لحظهاى امام حسن عليه السّلام از خانه بيرون آمد و به من فرمود: وارد خانه شو!
وارد خانه شدم و كنار بستر على عليه السّلام رفتم، ديدم دستمال (زردى) بر سر بسته، ولى ديدم كه زردى رنگ چهرهاش، از زردى دستمال بيشتر بود «و قد علت صفرة وجهه على تلك العصابة» ديدم آن حضرت بر اثر شدّت ضربت و اثر بسيار زهر، همواره از اين زانو به آن زانو مىشد، آنگاه به من فرمود: «اى اصبغ! آيا سخن مرا كه توسّط حسن عليه السّلام ابلاغ شد، نشنيدى؟» .
عرض كردم: «اى امير مؤمنان! سخن شما را شنيدم، ولى شما را در حالى ديدم كه مشتاق شدم بار ديگر با شما ملاقات نموده و حديثى را از شما بشنومامام على عليه السّلام به من فرمود: «بنشين، گمان نمىكنم كه بعد از اين، از من حديثى بشنوى، بدان اى اصبغ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بسترى بود، به عیادت آن حضرت رفتم، همان گونه كه تو اكنون به عيادت من آمدهاى، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به من فرمود: «بيرون برو، و مردم را به اجتماع براى نماز فرا خوان» [دستور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را اجرا كردم، مردم در مسجد اجتماع كردند]پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به من فرمود: بالاى منبر برو، و يك پلّه پائينتر از جايگاه من قرار بگير و به مردم چنين بگو:
«آگاه باشيد! آن كس كه با پدر و مادرش بدرفتارى كند، لعنت خدا بر او باد، آگاه باشيد! غلام و بندهاى كه از مولاى خود فرار كند، لعنت خدا بر او باد، آگاه باشيد! آن كس كه به اجير خود در مورد مزدش ظلم كند، لعنت خدا بر او باد» .
اى اصبغ! دستور حبيبم پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را اجرا نمودم، مردى از نقطۀ آخر مسجد برخاست و گفت:
«اى ابو الحسن! سه سخن را به اختصار گفتى، آن را براى ما شرح بده!» .
به او پاسخى ندادم تا به حضور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رفتم، و عرض كردم مردى شرح اين سخن را از من خواسته است.
اصبغ مىگويد: در اين هنگام على عليه السّلام دستم را گرفت و فرمود:
«دستت را بگشا» ، دستم را گشودم، آن حضرت يكى از انگشتان مرا گرفت و فرمود:
اى اصبغ! همين گونه كه من انگشت تو را گرفتم، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله انگشتم را گرفت و فرمود:
«اى ابو الحسن! اعتنا نكن و آگاه باش! همانا من و تو دو پدر اين امّت هستيم، كسى كه به ما جفا كند، لعنت خدا بر او باد، آگاه باش، همانا من و تو آقاى اين امّت مىباشيم، كسى كه از ما فرارى شود، لعنت خدا بر او باد، آگاه باش همانا من و تو دو اجير اين امّت هستيم كسى كه در اجرت ما ظلم نمايد، لعنت خدا بر او باد، سپس خود آن حضرت گفت: آمين، من نيز گفتم: آمين»
@sarallah73
1392-05-03--377 Laylatol Ghadr.mp3
زمان:
حجم:
31.2M
سخنراني
لیلة القدر
زیارت امام حسین علیه السلام در شب قدر
یکی از اعمال مستحبی شب قدر، زیارت امام حسین علیه السلام است.
شیخ عباس قمی (ره) مینویسد:
بدان كه احاديث در فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام در ماه رمضان خصوص شب اول و نيمه و آخر آن و در خصوص شب قدر بسيار است.
از حضرت امام هادی عليه السلام منقول است كه هر كه زيارت كند امام حسين عليه السلام را در شب بيست و سوم ماه رمضان و آن شبى است كه اميد هست شب قدر باشد و در آن شب هر امر محكمى جدا و مقدر مى شود مصافحه كنند با او روح بيست و چهار هزار ملك و پيغمبر كه همه رخصت مى طلبند از خدا در زيارت آن حضرت در اين شب و در حديث معتبر ديگر از امام صادق عليه السلام مروى است:
كه چون شب قدر مى شود منادى از آسمان هفتم از بطنان عرش ندا مى كند كه حق تعالى آمرزيد هر كه را كه به زيارت قبر حسين عليه السلام آمده.
در روايت است كه هر كه شب قدر نزد قبر آن حضرت باشد و دو ركعت نماز گزارد نزد آن حضرت يا آن چه كه ميسر شود و از حق تعالى سؤال كند بهشت را و پناه برد از آتش حق تعالى به او عطا فرمايد سؤال او را و پناه دهد او را از آتش و ابن قولويه از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده:
كه هر كه زيارت كند قبر امام حسين عليه السلام را در ماه رمضان و بميرد در راه زيارت از براى او عرض و حسابى نخواهد بود و به او بگويند كه داخل بهشت شو بدون خوف و بيم.
#رمضان
#شب_قدر
#امام_حسین_ع
@sarallah73
اللهم عجل لولیک الفرج بحق حضرت زینب سلام الله علیها
طبق فرمایش امام صادق علیه السلام از کتاب مفاتیح الجنان مستحب ترین عمل شب قدر از سر شب تا به صبح در رکوع و سجود قیام و در تمام اوقات
خواندن دعای سلامتی حضرت مهدی علیه السلام هست.
اَللَّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ
خدايا براي ولي ات باش
الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ و علی ابآئِهِ،
حجت بن الحسن كه درودهايت بر او و پدرانش باد،
في هذِهِ السَّاعَةِ، وَفي كُلِّ ساعَة، وَلِيّاً وَحافِظاً، وَقآئِداً وَناصِراً،
در اين ساعت،و در هر ساعت سرپرست و نگهبان و پيشوا و ياور
وَدَليلا وَعَيْناً، حَتّي تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً، وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً .
و راهنما و ديده بان باش،تا او را با رغبت مردم در زمينت سكونت دهي،و زماني طولاني بهره مندش سازي
@sarallah73
در تفسیر" فرات " از امام صادق(علیه السلام) در ذیل آیه شریفه " انا انزلناه فی لیلةالقدر" نقل کرده است که فرمود:
اللیلة فاطمة، و القدرالله ، فمن عرف فاطمة (سلام الله علیها) حق معرفتها فقد أدرک لیلة القدر، و إنما سمیت فاطمة لأن الخلق فطموا عن معرفتها.
مراد از" لیلة" فاطمه (سلام الله علیها) و مقصود از" قدر " خداوند است، پس هر که فاطمه (سلام الله علیها) را آن طور که سزاوار است و حق معرفت او است بشناسد، شب قدر را درک کرده است. و همانا آن حضرت " فاطمه" نامیده شده است؛ زیرا مردم از شناخت او بریده شده و عاجزند.
اللهم عجل لولیک الفرج به حق حضرت زینب سلام الله علیها.
@sarallah73
اصلاح امر ظهور در یک شب
امام جوادالائمه (عليهالسلام) فرمودند:
اِنَّ اللهَ تَبارَکَ و تَعالی لَیُصْلِحُ له أمْرَه فی لَیْلَةٍ کما أَصْلَحَ اَمْرَ کَلیمِهِ موسی (عليهالسلام) إذْ ذَهَبَ لِیَقْتَبِسَ لِأَهْلِهِ ناراً فَرَجَعَ و هو رَسُولٌ نَبِیٌّ... أفْضَلُ اَعْمالِ شیعَتِنا انتظارُ الفَرَجِ. 1 همانا خداوند تبارک و تعالی امر ظهور ایشان (حضرت مهدی (عجلالله تعالي فرجه الشريف)) را در یک شب اصلاح میفرماید، همانطور که کار کلیم خود حضرت موسی (عليهالسلام) را (یک شبه) اصلاح فرموده آنگاه که برای به دست آوردن آتش برای اهل خویش رفت پس در حالی که پیامبرِ فرستاده شده بود بازگشت.(کمال الدین باب36)
وجه شباهت اصلاح ظهور حضرت مهدی (عجلالله تعالي فرجه الشريف) با اصلاح امر نبوّت و رسالت حضرت موسی (عليهالسلام) در همین مطلب است که از آن به «اصلاح امر در یک شب» تعبیر شده است. اگر انسان مؤمن این حقیقت را عمیقاً باور کند، آنگاه انتظار فرج امام (عليهالسلام) برایش بسیار بسیار جدّی و ملموس خواهد شد. چون در هر زمانی وقوع فرج را ممکن و عملی میبیند و در هیچ شرایطی از تحقق آن ناامید نخواهد بود. به همین جهت حضرت جواد (عليهالسلام) پس از تشبیه فوق فرموده اند که: بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج میباشد. پس میتوان گفت که امر فرج امام عصر (عجلالله تعالي فرجه الشريف) متوقّف بر وجود نشانه و زمینه ای نیست که روی حساب های عادیِ بشری نزدیک بودن آن را برساند. و اگر غیر از این بود انتظار فرج در هر صبح و شام بی معنا میشد.
@sarallah73
لحظات آخر عمر امیرالمؤمنین (علیهالسّلام)
امام علی (علیهالسّلام) از فرزندانشان خواستند تا گریه و فغان نکنند، که با گریه حسنین (علیهالسّلام)، فرشتگان آسمانی میگریند. در اثر جراحت وارده صورت مبارک امام رو به زردی و سفیدی مایل شده بود و حضرت رو به آسمان نظر انداخت و زبانش به تسبیح و تقدیس الهی مشغول بود.
« در حالیکه امام حسن (علیهالسّلام) میگریستند. قطرات اشک بر صورت امام علی ریخت و حضرت به هوش آمدند و فرمودند:
«ای فرزندم! چرا گریه و جزع میکنی؟ همانا بعد از من تو را به زهر ستم شهید میکنند و برادرت حسین را به تیغ شمشیر به شهادت میرسانند. به پدر و مادر خود ملحق میشوید.»
وصایا
ای فرزندم حسن (علیهالسّلام)! تو را وصیت میکنم و میدانم تو، وصی خوبی برایم خواهی بود، تو را وصیت میکنم به آنچه رسول خدا مرا وصیت کرده است. ای فرزندم! هنگامی که از دنیا رفتم (اگر اصحاب من، با تو موافقت نکردند) پیوسته در خانه خود باش و دنیا را بزرگترین مقصود خود قرار نده.
ای فرزندم حسن (علیهالسّلام) تو را وصیت میکنم که نماز را در وقت فضیلتش به جای آوری و زکات را به موقع به اهلش برسانی و در هر چیز که برای تو مبهم و مشتبه است، خاموش باش. و در کارها، میانهرو بوده، و حالت خشنودی و غضب، با عدالت رفتار نمایی. و با همسایگان خود، به نیکی رفتار نموده و مهمان را گرامی بداری و بر اهل بلا، ترحم نمایی، و صله ارحام کنی.»حضرت به امام حسن (علیهالسّلام) فرمودند: «ای فرزندم صبر پیشه کن که به زودی فتنهها و آشوبهای منافقان از هر سو به طرف شما نشان میرود و از شما انتقام میگیرند. پس صبر پیشه آنگاه امام به فرزند خود محمد حنفیه فرمودند: «آیا آن چه به این دو برادر وصیت کردم، به خاطر سپردی»؟
عرض کرد! آری. فرمودند: «تو را نیز به همانها، و بزرگداشت و احترام دو برادرت که حق بسیاری بر تو دارند، وصیت میکنم. پس از فرمان آنها پیروی کن و بدون نظر آن دو، اقدام به کاری نکن»
آنگاه به حسن و حسین (علیهالسّلام) فرمودند: «شما را نیز در حق برادرتان وصیت مینمایم، زیرا او جفت و پسر پدر شما است و میدانید پدرتان او را دوست میدارد.»
به امام حسین (علیهالسّلام) فرمودند: «ای فرزند تو را شهید خواهند کرد. پس تقوای الهی را پیشه کن و بر بلای او صبر نما.»
دیدههای خود را گردانیدند و به تمام اهل بیت خود نگاه کردند و فرمودند: «همه را به خدا میسپارم خدا، همه را در راه حق و راست قرار دهد و از شر دشمنان حفظ نماید. خدا خلیفه و ناصر من بر شماست و خدا برای این امر کافی است.»
آنگاه فرمودند: «ای فرستادگان خدا! سلام من بر شما باد.»
و فرمودند: «ولمثل هذا فلیعمل العاملون[۸]» «ان الله مع الذین اتقوا والذین هم محسنون[۹]»
«باید اهل عمل، برای چنین ثواب و منزلتی عمل کنند، به درستی که خدا با پرهیزکاران و نیکوکاران است»
آنگاه بر پیشانی آن حضرت عرق نشست و آن حضرت پیوسته به ذکر خداوند سبحان مشغول بودند و مدام «لا اله الا الله» میگفتند و شهادتین را بر زبان میآوردند.
کمی بعد، رو به قبله نمودند و دیدههای خود را بر هم نهادند و دستها و پاهای خود را به سوی قبله دراز کردند و شهادتین جاری کردند.
پس از آنکه آن حضرت در اواخر شب ۲۱ رمضان به شهادت رسید، جنازه حضرت را امام حسن (علیهالسّلام) با کمک برادران غسل دادند و حنوط و کفن نموده و نماز خواندند و سپس در میان تابوت گذاشتند. دنبال تابوت را بلند کرده، جلو تابوت خود بلند شد و حسن و حسین (علیهالسّلام) و عبدالله بن جعفر و محمد حنفیه شبانه پیکر مطهر امام را به سرزمین نجف آوردند. ناگهان در آنجا سنگ سفید درخشانی یافتند؛ آنرا از جا کندند. ناگهان لوحی پیدا شد که در آن نوشته بودند «این قبری است که نوح (علیهالسّلام) آنرا برای علی بن ابیطالب (علیهالسّلام) ذخیره کرده است.» جنازه را همانجا به خاک سپردند و زمین قبر را هموار ساخته به کوفه بازگشتند.
بدینسان آن پیکر پاک، بیش از سپیده دم به خاک سپرده شد و همانگونه که خود وصیت فرموده بودند قبرش را نهان ساختند تا از کینه کور گماشتگان تعصب و دشمنی خوارج و دیگر تبهکاران در امان بماند.
منتهی الامال.
سوگنامه آل محمد
@sarallah73
1386-07-05--118 Laylat-ol-Fatemah.mp3
زمان:
حجم:
31.5M
سخنراني
لیلة الفاطمه
@sarallah73