در اين باره خداوند بر من آيه اى نازل نموده است : انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يؤ تون الزكاه و هم راكعون .
سپس فرمودند: من از جبرئيل خواستم كه از خداوند بخواهد مرا از تبليغ اين امر معذور بدارد، چون به كمى مؤ منين و زيادى منافقين و استهزاء كنندگان به اسلام آگاهم . آنگاه فرمودند: معاشر الناس هو الامام المبين ، روى بر مگردانيد از ولايت او. فهو الذى يهدى الى الحق و يعمل به . اوست كه هدايت به حق مى كند و عمل به آن مى نمايد. او را فضيلت دهيد كه خدا او را فضيلت داده و او را قبول كنيد كه خداوند او را منصوب نموده است .اى مردم ، او امام از طرف خداست . منكر ولايت او آمرزيده نخواهد شد و توبه اش قبول نمى شود. بعد از من افضل از همه زنان و مردان على است . ملعون و مورد غضب الهى است كسى كه قول مرا رد كند و موافق آن نباشد. بدانيد جبرئيل خبر داد كه خداوند متعال مى فرمايد: هر كس با على دشمنى كند و او را دوست نداشت باشد لعنت و غضب من بر او باد.
بعد فرمودند: خداوندا، تو شاهد باش . من رسالتم را ادا كردم . من رساندنم آنچه فرموده بودى . من بر همگان واضح نمودم . آگاه باشيد، غير از برادرم على بن ابى طالب (عليه السلام ) ديگرى امير المؤ منين نيست . امارت مؤ منين بعد از من براى احدى جز على بن ابى طالب (عليه السلام ) حلال نيست .
معرفى على بن ابى طالب (عليه السلام )
در اينجا بازوى على (عليه السلام ) را گرفتند و در همين حال على (عليه السلام ) دستان مباركش را به طرف آن حضرت بلند كرد. پيامبر (صلى الله عليه و آله ) آن حضرت را بالا برد به حدى كه پاهاى مبارك حضرت تا سر زانوهاى پيامبر (صلى الله عليه و آله ) رسيد. سپس فرمود: الست اولى بكم من انفسكم ؟ همه گفتند: ((الهى بلى )). فرمودند: هذا عل اخى و وصيى ، من كنت مولاه فهذا على مولاه و هو على بن ابى طالب . هركس كه من مولى و صاحب اختيار اوست . مكان و منزلت او مثل مكان و منزلت من نزد شماست . بار الها، دوست بدار هر كس او را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و كلماتى ديگر براى تاءكيد فرمان الهى و اقرار مردم بيان نمودند. سپس فرمودند: خبر غدير را حاضرين به غايبين و پدران به فرزندان به فرزندان تا روز قيامت برسانند.
بيعت لسانى و عملى
همين كه آن حضرت از منبر پايين آمدند، مردم با صداى بلند با زبان و دست بيعت كردند و پيامبر (صلى الله عليه و آله ) مى فرمود: هنثونى به من تبريك بگوييد.
بعد دستور دادند تا چادرى جداگانه براى امير المؤ منين (عليه السلام ) زدند و فرمود: همه بروند و به آن حضرت سلام كنند و بگويند: السلام عليك يا امير المؤ منين . عمر آمد و سلام كرد و گفت : بخ بخ يابن ابى طالب ، اءصبحت مولاى و مولى كل مؤ من و مؤ منه .
ابوبكر نيز در اين تهنيت با عمر شريك بود. بيعت سه روز طول كشيد و در اين سه روز نماز ظهر و عصر را با هم مى خواندند. بعد از نماز بيعت تا غروب ادامه داشت ، و نماز مغرب و عشاء را نيز با هم مى خواندند.
بيعت زنان
براى بيعت زنان ، ظرف آبى زير پرده اى قرار دادند، به طورى كه نصف ظرف در طرفى و نصف ديگر آن در طرف ديگر پرده قرار داشت . يك طرف امير المؤ منين (عليه السلام ) دست مبارك خود را داخل ظرف آب قرار داده بودند، و طرف ديگر زنها دست خود را مى گذاشتند و ضمن تبريك مى گفتند: ((السلام عليك يا امير المؤ منين )). حضور حضرت صديقه طاهره (عليها السلام ) زينت بخش مراسم بود.
از سوى ديگر بيعت عايشه اين سابقه او را در اذهان ثبت كرد تا روزى كه جنگ جمل را بر پاكرد، و در مقابل صاحب غدير صف آرايى نمود و با خوارى و ذلت از لشكر ولايت شكست خورد.
بعد از اعلام ولايت در غدير، جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد: اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا: ((امروز براى شما دينتان را كامل نمودم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را بعنوان دين شما راضى شدم )).
منبع:کتاب تقویم شیعه وزیری. عبدالحسین نیشابوری
@sarallah73
Eid Said Ghadir Khom.mp3
زمان:
حجم:
44.8M
#سخنرانی
«عید سعید غدیر خم»
@sarallah73
Sokhanrani.mp3
زمان:
حجم:
35.8M
#سخنرانی
شیعه(اراده مطیع بودن)
«عید سعید غدیر خم»
@sarallah73
#تشرف
از علامه سیدباقر پسر آیه الله حجت سیدمحمد هندی(متوفای ۱۳۲۹) نقل شده که حضرت ولی عصر(عج) را در شب عید غدیر در خواب به حالت افسرده و غمگین دید. پرسید: اقای من! چه شده که شما را امروز غمگین و افسرده می بینم با این که مردم از عید غدیر خوشحال و مسرورند؟
حضرت فرمود: در یاد و غم و اندوه مادرم می باشم، سپس فرمود:
لا ترانی اتخذت لا و علاها بعد بیت الاحزان بیت سرور
سوگند به شرف مقام آن حضرت مرا نخواهی دید که پس از بیت الاحزان، خانة خوش بگیرم!
پس از آن که سید از خواب بیدار شد، قصیده ای در حالات غدیر و ستم هایی که پس از رحلت حضرت رسول (ص) بر حضرت زهرا وارد شد سرود و بیتی را نیز که حضرت سروده بود، در آن قصیده گنجانید. قصیدة او موجود و مشهور است و مطلعش چنین می باشد.
کل غدر و قول افک و زور هو فرع من حجد نص الغدیر
هر نیرنگ و تهمت و ناروا، فرعی از انکار نص صریح غدیر است.[۱]
[۱] - فاطمه الزهرا(س)، بهجه قلب المصطفی، ترجمه افتخار زاده، ص ۸۲۶.
منبع: كتاب آتش در حرم
@sarallah73
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود :
روز غدیر خم برترین عید هاى امت من است و آن روزى است که خداوند بزرگ دستور داد ؛ آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار ( و فرمانده ) امتم منصوب کنم ، تا بعد از من مردم توسط او هدیت شوند ، و آن روزى است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین براى آنان پسندید .
@sarllah73
قتل عثمان
در اين روز در سال 34 ه عثمان بن عفان بعد از محاصره خانه او توسط مسلمين در سن 81 يا 90 سالكى به دست مردى از اهل مصر كشته شد(859).
عثمان را بعد از كشتن از خانه اش بيرون آوردند و در يكى از مزبله هاى مدينه انداختند. از ترس مهاجرين و انصار كسى او را دفن نمى كرد، تا بعد از سه روز با نيرنگ او را به مقبره يهوديان مدينه به نام ((حش كوكب )) بردند و دفن كردند. معاويه در دوران خلافتش خانه هاى بين اين قبرستان و بقيع را خراب كرد، و آن را به قبرستان مسلمين متصل كرد.
خلافت غاصبانه عثمان
عثمان بعد از عمر بن خطاب به جاى او نشست . عمر در زمان حيات خود بارها گفته بود كه بعد از من خلافت آن عثمان است (861)، ولى به ظاهر امر خلافت را به شورى گذاشت ، و آن را به گونه اى پيش بينى كرد كه سرانجامش خلافت عثمان شود.
بدعتهاى عثمان
عثمان در ايامى كه حكومت را به دست داشت خلافهاى بزرگى انجام داد:
1. منازلى وسيع و زيبا از سنگ و آجر و ساروج و دربهايى از چوبهاى هندى و خوشبو و گران قيمت ساخت . باغها و زمينها و چشمه هاى زيادى را مالك شد، و اموال بسيارى را در خزانه خود جمع آورى كرد. هنگامى كه كشته شد صد و پنجاه هزار دينار و يك ميليون در هم نزد خازن او بود. اضافه بر زمينهاى اطراف حنين كه صد هزار دينار قيمت داشت ، و گاو و گوسفند و شتر فراوانى كه از او بر جاى مانده بود(862).
2. به گروهى چون عبدالرحمن بن عوف و زبير بن عوام آن قدر مال و باغ و زمين داد كه آنها هم خانه هاى سنگى و آجرى و گچ كارى شده بنا كردند. فقط زبير بعد از مرگ پنجاه هزار دينار، هزار غلام و هزار اسب از خود بر جاى گذاشت (863).
3. عبيد الله بن عمر را به خاطر قتل سه مسلمان قصاص نكرد بعد از دفن عمر بن خطاب ، عبيد الله پسر عمو چون دسترسى به ابولؤ لؤ پيدا نكرد، بر در خانه او دختر كوچكش را كشت . هرمز عجمى مسلمان و جفينه غلام سعد بن ابى وقاص را هم كشت ، به جرم اينكه چند روز قبل از كشته شن عمر آن دو نفر را ديده بود با فيروز در حال گفتگو هستند.
سعد و قاص عبيد الله بن عمر را به زمين زد و شمشيرش را گرفت و به غلامانش دستور داد او را حبس كردند، تا امر شورى تمام شود. عثمان كه خليف شد، على بن ابى طالب (عليه السلام ) و ديگران گفتند: ((او را قصاص كن )). عثمان او را آزاد كرد و گفت : ديروز پدرش كشته شده ، امروز پسرش را بكشم ؟ من به عنوان خليفه مسلمين ، عبيد الله را بخشيدم
4. حكم بن ابى العاص پدر مروان كه دشمن خدا و رسول بود با احترام به مدينه آورد. او عموى عثمان بود كه به عداوت با پيامبر (صلى الله عليه و آله ) و اهل بيت (عليهم السلام ) مشهور بود. حكم به خاطر جسارتهايى كه به پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نموده بود، از طرف آن حضرت به طائف تبعيد شد. بعد از شهادت پيامبر (صلى الله عليه و آله ) ابوبكر و عمر شفاعت عثمان را براى حكم قبول نكردند. همين كه حكومت به دست عثمان رسيد، عموى خود حكم و مروان را با اطرافيان آنها به مدينه آورد و مخالفت صريح با امر پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نمود.
ديرى نگذشت كه به جاى حكم ، ابوذر را بعد از ضرب و شتم بسيار تبعيد كرد. از سوى ديگر صد هزار درهم از اموال مسلمين را به حكم داد. همچنين خمس افريقيه را كه صد هزار دينار بود و همه مسلمين در آن شريك بودند، با فدك به مروان داد! و نيز مروان را براى وزارت و كتابت اسرار خود انتخاب كرد و حال اينكه پيامبر (صلى الله عليه و آله ) مروان و حكم را بارها لعنت فرموده بود(865).
5. وليد بن عقبه را كه پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود: ((اهل آتش است ))، والى كوفه كرد. وليد مردى فاسق و شارب الخمر بود و شبى تا صبح باكنيزان و مغنيه ها مشروب خورد و صبح همان حال به مسجد رفت و نماز صبح را چهار ركعت خواند و گفت : دوست داريد بيشتر بخوانم ! او در حالتى كه سجده را طول داده بود مى گفت : ((اشرب و اسقنى.
قتل عثمان به دست مردم
آخر الامر تعداد زيادى از مردم كوفه و مصر و بصره به عنوان اعتراض نزد عثمان آمدند و چون او اوضاع را خطرناك ديد با واسطه قرار دادن امير المؤ منين (عليه السلام )، وعده داد كه به درخواست آنها عمل كند، و حكام را تعويض و حسن سيره و عدل را پيشه كند. اما هنگامى كه معترضين به شهرهاى خود باز مى گشتند، پيك مخصوص عثمان را ديدند كه از بيراهه مى رود. او را گرفتند و نامه اى از طرف عثمان ديدند كه به والى مصر نوشته است : به محض آمدن اينها، يكى را بكش ، و دست ديگرى را قطع كن ... . آنان برگشتند و افراد زيادى در مسير همراه آنها به مدينه آمدند و حدود پنجاه روز خانه او را محاصره كردند.
عثمان در ايام محاصره ، از امير المؤ منين (عليه السلام ) آب طلبيد. حضرت سه مشك آب سرد بردند، ولى آخر الاءمر معترضين به منزل او ريختند و مردى مصرى عثمان را كشت .
@sarallah73
خلافت ظاهرى امير المؤمنين (عليه السلام )
در روز قتل عثمان در سال 34 ه مردم با امير المؤ منين (عليه السلام ) بيعت كردند.
@sarallah73
1387-01-23.mp3
زمان:
حجم:
30.1M
#سخنرانی ۸۷/۱/۲۳
ولادت تا ولادت
@sarallah73
1387-01-30.mp3
زمان:
حجم:
34.8M
#سخنرانی ۸۷/۱/۳٠
حب و اخلاص
@sarallah73