8.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یاران! گوش جان باز کنید؛
شهیدی با ما راز میگوید...!💔
ندیدم آینهای چون لباسخاکیها
همان قبیله که بودند غرقِ پاکیها
به عشق زنده شدن،«عند ربِّهم» بودن
شده ست حاصل آنها ز سینه چاکیها
دلیل غربتشان، اهلِ خاک بودنِ ماست
نه بی مزار شدنها، نه بی پلاکیها
به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند:
«زمین چقدر حقیر است، آی خاکیها!»
#تربیت #جهاد_تبیین
♡@sarayehekmaatt♡
💌 حـــــکایـــت
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈
به اهل دلی گفتند:
_آقا! از گرگان تا کرمان چقدر راه است؟
_او جواب داد: یک قدم!
_گفتند: از کرمان تا گرگان چقدر راه است؟!
_جواب داد: یک قدم! همین جایی که شما ایستاده اید_ یک قدم پایین تر، زیر پایتان، جایی که کِرم ها لول میخورند_ "کرمان" است و یک قدم بالاتر، که من و تو، مثل گرگ به جان هم افتاده ایم، "گرگان" است!
از "گرگان" تا "کرمان" فقط یک قدم است و فاصله چندانی میان دنیا و برزخ نیست❕
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈
#حکایت
☆@sarayehekmaatt☆
🧏♂احترام کن به کسی که بر تو برتری دارد❗️
به سیره علما و بزرگان بنگرید که چگونه عالمان را تکریم میکردند؛ خدا رحمت کند آیت الله کوه کمری را که در زمان شیخ انصاری از بزرگان نجف بود.
ایشان مجلس درسی داشت که روزی زودتر از شاگردان خود سر درس حاضر شده بود؛ پیرمردی را دید که در گوشه ای نشسته است و به چند نفر درس میدهد؛ نزدیک رفت تا ببیند آن پیرمرد چه میگوید؛ پای درس نشست و دید که اتفاقاََ چه درس خوبیست!
روزهای بعد نیز میآمد و درس این مرد را بررسی و دنبال میکرد. بعد از چند روز به همه شاگردان خود گفت: از امروز همه پای درس ایشان خواهیم نشست! چند روزی است که من پای درس ایشان مینشینم و درس ایشان واقعا عالیست!
حال این پیرمرد که بود؟ شیخ انصاری(ره) بود...!
ایشان با اینکه خودش عالم و استاد بود، امّا به محض اینکه دید شیخ انصاری در درس دادن از او بهتر است، ایشان را این چنین احترام و تکریم کرد!
🎤 حجت الاسلام محمد طاهری
#احترام #اخلاق
💢 @sarayehekmaatt
♥️راز محبوب شدن بین مردم چیست؟♥️
.
قسمت اول
قسمت دوم
3⃣ قسمت آخر و کلیدی🗝
.
#نهج_البلاغه #تربیت #اخلاق
♡@sarayehekmaatt ♡
16.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
❓اگر زندگیِ من و شما بدون امام یک زندگی واقعیست، پس زندگی یاران، در آغوش حسین(ع) چه بود؟!!
⏱ لحظه ای بدون او این زندگی را
تحمّل نخواهیم کرد اگر؛
"امـــــــام را به درســـــتی بـــــشناسیم!"
.
#شب_جمعه #امام_حسین #امام_زمان
♡@sarayehekmaatt♡
.
💌 حـــــکایـــت
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈
مردی عطار بود و مغازه عطاری داشت؛ یک روز چند جوان آمدند تا از او سدر و کافور بخرند؛ او تا آن جوانان را دید، با خود گفت: انگار این جوانان با بقیه فرق دارند! از آنان پرسید: شما که هستید؟ آنان گفتند: ما آمده ایم سدر و کافور بخریم! عطار گفت: نه! شما با این چهره های نورانی با بقیه فرق دارید، بگویید که هستید.
آنان گفتند: ما از یاران امام زمان هستیم؛ یکی از دوستان ما از دنیا رفته است و حضرت گفته اند که بیاییم و از تو سدر و کافور بخریم.
عطار گفت: باید مرا نزد حضرت ببرید!
جوانان گفتند: نمیشود! حساب و کتاب دارد! اما عطار آنان را رها نکرد و دنبال آنان را گرفت و رفت. در مسیر به آب رسیدند. جوانان به عطار گفتند: ما باید این مسیر را از روی آب برویم و تنها راه عبور از روی آب، توجه خالص به امام زمان(عج) است، وگرنه درون آب فرو میرویم!
عطار قبول کرد و به امام(عج) توجه کرد تا از روی آب رد شوند، اما چندباری در آب فرو رفت و آن جوانان او را بالا میکشیدند. در مسیر به خیمه ای رسیدند؛ آنان گفتند: تا اینجا را با ما آمدی، اما از اینجا به بعد را باید خود حضرت اذن بدهد.
ناگهان از سوی حضرت صدایی به گوش رسید؛ 《رُدّوه فاِنَّه رَجُل صابونی》
جوانان گفتند: حاجی! جریان چیست؟
حاجی بر سرش کوبید و گفت: آیا دیدید که در مسیر چندبار در آب فرو رفتم؟ وقتی ابرها را دیدم، به یاد صابون هایی افتادم که پخته و روی پشت بام پهن کرده بودم و با خود فکر کردم که اگر باران ببارد، صابونهایم را خراب میکند و در آن لحظه از یاد حضرت غافل میشدم و در آب فرو میرفتم!
حضرت گفتند: او را برگردانید؛ او مرد صابونی است! او امام زمانی نیست!
و تعلق خاطر عطار، به صابونهایش، او را از دیدار امامش محروم ساخت!
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈
#حکایت #امام_زمان
☆ @sarayehekmaatt☆
حکمت137_۲۰۲۳_۱۲_۳۰_۲۰_۳۸_۳۵_۴۱۸.mp3
2.13M
چیکار کنیم رزقمون زیاد بشه⁉️
دستورالعملی جهت وسعت رزق💰
💠 گزیده ای از حکمت ۱۳۷ نهجالبلاغه
#نهج_البلاغه
◇ @sarayehekmaatt ◇