eitaa logo
سرباز شو
142 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
909 ویدیو
4 فایل
❣️با اهل خانواده برای امام زمانت، سرباز شو❣️ 🔥پیام ناشناس🔥(😎بدون اینکه شناخته بشید😉) https://harfeto.timefriend.net/16752678638969 ؛ @Ar_vahdani. :ادمین :
مشاهده در ایتا
دانلود
🌄 🌹 به یاد شهیدان وطن که این روزها مورد هجمه بی‌وطن‌ها قرار گرفته‌اند و به یاد زنان تاثیرگذار واقعی این سرزمین
15.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روسری نداشتند ما بهشون روسری دادیم...(: ولی وقتی خودشون رو تو آینه دیدند....😳 کلی ذوق کردند..😍😇
🌼 امیر المومنین علی(علیه السلام): هر کس در صدقه بدهد خداوند روز قیامت در بهشت او را به ثوابی گرامی می‌دارد که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به خاطر بَشَری خطور نکرده است. (بحارالانوارج۹۷ ص۳۳ به نقل از امالی صدوق) 💚💚💚صدقه به نیت سلامتی در ماه فراموش نشه🌹🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 ببینید این دختر چقدر شگفت‌زده‌ هست و هِی میگه الحمدلله بیش از سه ماهه که مسلمان شدم و می‌خوام بگم با اسلام، زندگیم چه تغییراتی کرده ...
🌿حجاب فریضه ایست که 🍃ترک آن فرصت قضا ندارد...🌴
11.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥😁😂برخورد متفاوت یک آخوند با دختری که کشف حجاب کرده
🌸بانو حجاب تو را زمین نمی‌زند... 🦋در آسمان ها برایت رکورد میزند...
🌹 کتاب یادت باشه عنوان کتابی است که بنا داریم ازامشب دربخش قصه شب بارگذاری کنیم..🍁 این کتاب زندگی نامه شهید مدافع حرم حمیدرضا سیاهکالی مرادی از زبان همسر ایشان خانم فرزانه سیاهکالی مرادی است..🌺 یک عاشقانه بسیار زیبا و تأثیرگذار که ارزش چندین بار خواندن هم دارد..❤️ امیدواریم که نظرشما همراهان گرامی جلب شود،و مثل همیشه در اداره کانال ماروتنهانگذارید...❣ و اما قصه .....
🌹 حمید سیاهکالی مرادی تولد ۱۳۶۸در قزوین شهید پاییزی حرم پاییزسال۱۳۸۹سفرکربلا پاییز سال ۱۳۹۱ جشن عقد پاییز سال ۱۳۹۲جشن ازدواج پاییز سال ۱۳۹۴شهادت....❣ 🌱بخش اول زندگی نامه 🌱فصل اول یک کرشمه،یک تبسم،یک خیال 🌹برگ اول زمستان سرد سال نود،چند روز مانده به تحویل سال،آفتاب گاهی می‌تابد گاهی نمی تابد. از برف و باران خبری نیست، آفتاب و ابرها باهم قایم باشک بازی می کنند. سوز سرمای زمستانی قزوین کم کم جای خودش را به هوای بهار داده است ،شبهای طولانی آدم دلش می خواهد بیشتر بخوابد یانه شب ها کناربزرگترها بنشیند و قصه های کودکی را درشب نشینی های صمیمی مرور کند. چقدر لذت بخش است تو سراپا گوش باشی،دوباره مثل نخستین باری که آن خاطرات را شنیده ای از تجسم آن روزها حس دلنشینی زیرپوستت بدود وقتی مادرت برایت تعریف کند:«تو داشتی به دنیا می اومدی همه فکر میکردیم پسر هستی، تمام وسایل و لباساتو پسرونه خریدیم،بعد از به دنیا اومدنت اسمت رو گذاشتیم فرزانه، چون فکرمیکردیم در آینده یه دختر درس خون و باهوش میشی.» همانطور هم شد،دختری آرام و ساکت،به شدت درس خوان و منظم که از تابستان فکر وذکرش کنکور شده بود. درس عربی برایم از هردرسی سخت تر شده بود،بین جواب سه و چهارمرددبودم،یک نگاهم به ساعت بود یک نگاهم به متن سؤال،عادت داشتم زمان بگیرم و تست بزنم،همین باعث شده بود که استرس داشته باشم،به حدی که دستم عرق کرده بود،همه فامیل خبرداشتند که امسال کنکور دارم،چندماه بیشتر وقت نداشتم،چسبیده بودم به کتاب و تست زدن و تمام وقت داشتم کتابهایم را مرور می کردم،حساب تاریخ ازدستم در آمده بود و فقط به روز کنکور فکر می کردم. نصف حواسم به اتاق پیش مهمانها بود و نصف دیگرش به تست و جزوه هایم،عمه آمنه و شوهرعمه به خانه ما آمده بودند، آخرین تست را که زدم درصد گرفتم شد هفتاد درصد جواب درست. با اینکه بیشترحواسم به بیرون اتاق بود ولی به نظر خودم خوب زده بودم،درهمین حال و احوال بودم که آبجی فاطمه بدون در زدن پرید وسط اتاق و باهیجان در حالی که در را به آرامی پشت سرش می بست، گفت:«فرزانه خبرجدید!»،من که حسابی درگیرتست ها بودم متعجب نگاهش کردم و سعی کردم ازبین حرفهای نصف و نیمه اش پی به اصل مطلب ببرم...💕
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا قصه عشق من و زلف تو دیدن دارد نرگس مست کجا همدمی خار کجا سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست ور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجا💔
1_2548910729.mp3
7.37M
با یه سلام فرمانده انرژی بگیریم.... 💚💚💚💚💚 سلام امام زمانم