eitaa logo
در امتدادِ شعر.
21 دنبال‌کننده
4 عکس
1 ویدیو
0 فایل
اینجا، حرف ها شعر می‌شوند.
مشاهده در ایتا
دانلود
"گر چه او هرگز نمی‌گیرد ز حال ما خبر درد او هر شب خبر گیرد ز سر تا پای ما"
ای سرو خوش بالای من ! ای دلبر رعنای من لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده ای؟
خالی نمی‌گردد دلم از مستی چشمان تو ترسم که لغزد این دلم، بار دگر عاشق شود.
اگر یک روز خاطره‌هایت را آتش زدی، بگو کدام خاکستر بوی من می‌داد؟
عشق آن نیست‌ که غمگین بکند دل‌ ها را دل اگر عاشق یارش بشود می‌خندد.
شب‌ها گذرد که دیده نتوانم بست مردم همه از خواب و من از فکر تو مست
تو مپندار که این قلب من از سنگ شده شرم دارم که بگویم دل من تنگ شده.
"دوستت دارم ولی گاهی نگفتن بهتر است رازداری از جواب نه شنفتن بهتر است"
من زخم تو را به هیچ مرهم ندهم یک موی تو را به هر دو عالم ندهم.
قصد جانم کرده ای؟ جانم فدای قصد تو
اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم؟! اوست گرفته شهرِ دل، من به كجا سفر برم؟