eitaa logo
در امتدادِ شعر.
24 دنبال‌کننده
4 عکس
1 ویدیو
0 فایل
اینجا، حرف ها شعر می‌شوند.
مشاهده در ایتا
دانلود
نمیدانم چه رازی خفته در چشمان زیبایت که عاقل سمت چشمت میرود ، دیوانه می‌آید
گیرم‌ که هزاران غزل از هجر نوشتیم جرئت که نداریم به دلدار بگوییم . .
دل به دلدار سپردن کار هر دلدار نیست؛ من به تو جان می سپارم دل که قابل دار نیست
با تو دیوونگی هم قشنگه
صدایم کن تا بفهمم هنوز در این جهان تاریک نقطه ای هست که مرا می‌خواهد که در ازدحام این‌چهره های بی روح کسی هنوز شکل مرا به یاد دارد.
عهد بستم که دگر دل به کسی نسپارم چشم تو دیدم و دل دادم و دل بردی و دل رفت ز دست
قصه‌ی روز و شبِ من سخنی مختصر است روز در خواب خیالاتم و شب بیدارم
دل به دل راه ندارد که به عینی دیدم دل من غرق در آشوب و لبش خندان بود .
"آدمها هنگامی که مطمئن می‌شوند عمیق دوستشان داریم میروند"
از در درآمدی و من از خود به در شدم، گویی کز این جهان به جهان دگر شدم .
با تو باید عشق را با چه زبانی حرف زد ؟ أنتَ في قلبي ، مَنیم جانیم بُلورسن ، فور اِوِر