زمانی که تصمیم گرفت به سوریه برود، برادرش به شدت با او مخالفت کرد. اما سجاد، عزمش را جزم کرده بود. قبل از رفتن، حتی خواستگاری هم کرده بود و انگشتری برای نشان خریده بود، اما درست قبل از اعزام، تماس گرفت و گفت:
“همه چیز را منتفی کنید. این مسیر من است و شاید دیگر بازنگردم!🙂
نحوه شهادتش را اینطور روایت کردهاند که سجاد جانشین یکی از گروهانهای فاطمیون بود. شب قبل شهادت سجاد، دشمن تک کرده بود و در حین درگیری نیروهای اسلام با تکفیریها شهید الوانی با اصابت تیر مستقیم دشمن به شهادت میرسد.
عملیات تا فردا ساعت ۷ صبح ادامه پیدا کرده بود. سجاد و تعدادی از بچهها در عملیات عقب راندن دشمن شرکت داشتند تا خط تثبیت شد. بعد از اینکه منطقه به دست بچههای خودمان افتاد، ساعت ۱۲و نیم ظهر بود که سجاد همراه با تعدادی از نیروهای تازهنفس برای تقویت قوا به بالای خاکریز میرود و در حین دیدبانی با اصابت خمپاره به خاکریز ترکشی از میان بشکههایی که در روی خاکریز قرار داشت به صورت و سمت چپ سرسجاد اصابت میکند که همین امر باعث آسمانی شدن سجاد می شود به آرزوی دیرینهاش رسید. او به شهادت رسید و پیکرش در قطعه ۵۰ بهشت زهرا (س) آرام گرفت.💔😔
https://eitaa.com/sarvbm
کتاب حواسم هست زندگینامه داستانی شهید مدافع حرم سجاد زبرجدی هست که کتابی جذاب و خواندنی هست!✨💛
https://eitaa.com/sarvbm
انشاءالله یه روزی بیاد، رفیقامون پای تابوتمون، اینطوری بیصدا گریه میکنن.. 💔