♪ دنیایی برای سایه ها ♪
مبارزه جدید من و ساتسوجین یه چیزی شبیه این بود به قصد کشت میزدیم همو ولی خب بالاخره اونم باید یاد بگیره.( مشکی منم )
https://eitaa.com/zehneashfteh/942
اوخ ببخشید قاطی کردم یه هر حال هر کاری از دستم بر بیاد میکنم
♪ دنیایی برای سایه ها ♪
https://eitaa.com/zehneashfteh/941 اکه خواستی میتونم کمکت کنم هینا چان.
پس باید تصحیح کنم آکیرا سان
هورااااا یه عضو جدید تر( اصلا اینی که گفتم کلمه به حساب میاد ؟ )خوش اومدی✨✨✨
...ادامه
بعد از اینکه قیافه جدی و قویتو مبینیم مطمئن میشم که از پسش بر میای، چون حالت چشمات جوریه که معلومه دنبال انتقام از اون تیرانداز لعنتی ای. قبول میکنم ولی میگم:«میتونی بیای و حسابشو برسی، ولی به شرطی که نمیری. اگه به مردن فکر کنی، خودم میکشمت، پس نمیر.» بعد رو به ساتسوجین میگم: « تو خودت یه پا مجروح حساب میشی، پس باید بمونی خونه و هم به زخم گربه رسیدگی کنی و هم به خودت برسی. ما میریم و تو حق نداری پاتو بیرون بزاری.»
#امیلی
~~~~~~
لبخند مرموزانه ای میزنم و بعد از پوشیدن دستکش هام باهات همراه میشم .
با دست های مشت کرده پشت سرت راه میرم تو جلوتر میری بیرون و یا اون پنجاه نفری که کمین کردن مواجه میشی ، منم پشت سرت یهو ظاهر میشم و میگم :« جذابه مگه نه ؟»