♪ دنیایی برای سایه ها ♪
https://eitaa.com/satsojen/2911 امیلی و ساتسوجین سریع بر میگردن به جایی که قبلش نشسته بودن و سعی میک
سباستین حرفی نمیزنه و میشینه روی همون مبل قدیمی . چند دقیقه بعد صدایی از پشت در خونه میاد . سباستین میگه :« خودم باز میکنم . »
و بعد از جاش بلند میشه و به سمت در میره . یه مرد پست چی پشت دره و یه جعبه بزرگ رو روی دستاش گرفته ، رو به سباستین میگه :« شما مک کویین هستید؟»
_ بله خودمم.
_ بفرمایید این بسته برای شماست ، وای فرستنده ناشناسه .
_ که اینطور ممنونم .
سباستین بسته رو میگیره و مستقیم به سمت اتاقش میره . امیلی و ساتسوجین با نگاهشون دنبالش میکنن و در آخر با بسته شدن در تعقیب شون تموم میشه .
سباستین روی صندلی میز کار قهوه ای سوخته اش میشینه و با آرامش جعبه رو باز میکنه . جعبه یه کتاب داره با یه سری اعداد چینی که روی کاغذ سفید کنارش نوشته شده . کتاب یه لغتنامه ست . رمز گشایی این برای سباستین آسونه . چند دقیقه بعد که رمز گشایی تموم میشه دوباره به جک زنگ میزنم و میگه :« فقط همین ؟»
_ بیشتر از این چیزی گیرم نیومد . دنبال چی هستی ؟
_ هیچی فقط میخوام یه تهدید رو حذف کنم .
_ یه تهدید برای خودت یا اون دو تا ؟
_ هی عوضی بهت اخطار دادم ، اگه یه بار دیگه بفهمم تو خونه ام یا بیرون از اون شنود بذاری می کشمت .
_ اگه اینکارو نکنم چطور بفهمم زنده ای یا نه ؟
_ تو قبل از من میمیری .
و دوباره تلفن را قطع کرد . دوباره اطلاعات را بررسی کرد آدرس خانه محل کار و اسم و تمام مشخصات آن تک تیر انداز و کسانی که به خانه سباستین حمله کرده بودند در همان تکه کاغذ کوچک بود .
سباستین با خودش فکر کرد :« به محض اینکه امیلی اجازه بده ... کلک تکدتک شونو میکنم ...با دستای خودم.
هدایت شده از حسینیه سیاسی
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیروز تا ساعت سه بیدار بودم بعدش دیگه نتونستم ادامه بدم ، خوابیدم . ( همون مردم خودمون )
هدایت شده از اژدها سواران کتابخوان🏴
چیز سباستین اگه میخواستی دنیا رو فتح کنی و همش رو مال خودت بکنی انگیزه ات چی بود؟-
♪ دنیایی برای سایه ها ♪
چیز سباستین اگه میخواستی دنیا رو فتح کنی و همش رو مال خودت بکنی انگیزه ات چی بود؟-
خب ببین من از شرور ها خوشم میاد ولی نه هر نوع شروری ، شروری که بی دلیل شرور باشه . اونی که اصلا رحم حالیش نیست و در آخر با شکوه بمیره .
برام خیلی مهمه که شرور تا آخرش شرور بمونه پس اگه این سوال رو ازم بپرسی باید بگم تنها انگیزه ام حکم فرمایی عه.
حکومت و قدرت .
https://eitaa.com/satsojen/2922
سباستین چند دقیقه هم تو اتاقش میشینه و نقشه میکشه. که چطور از خونه بیرون بره. چطور بیرون بره که امیلی نفهمه. یه نقشه به سرش میزنه که به نظر شدنی میاد، ولی سباستین همیشه کار هارو عالی انجام میده، پس چند دقیقه بیشتر فکر میکنه و بالاخره یه نقشه ای میکشه که مو لای درزش نمیره. از اتاق خارج میشه و میره آشپزخونه. فقط باید منتظر بمونه نقشه اش کار کنه. البته لازم نیس زیاد صبر کنه، چون همین الانشم هوا داره رو به تاریکی میره و البته،
ادامه داره
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
ادامه
همین الانشم در حال هم زدن دو لیوان آب میوه ی خوش مزه ست. برای اینکه کسی شک نکنه یه لیوان هم برای خودش میریزه، البته بدون داروی خواب آور با دوز بالا. خواب آوری که باعث میشه فرد حداقل تا ۱۲ ساعت تو رویاها سیر کنه.
#امیلی
~~
سباستین لیوان رو بر می داره و میره تو اتاق. آبمیوه رو کامل میخوره تا امیلی شک نکنه بعد هم لباساشو عوض میکنه . با خودش میگه :«حتما امیلی اون یکی لیوان رو با خودش بخوره و یا به ساتسوجین بده به هر حال خوبه که یکیشون بخوابه .»
شلوار چرم سیاه رنگش به همراه کت چرم مخصوص موتور سواریش رو بر میداره و تنش می کنه این پروسه یکم دردناکه و طول میکشه ولی سباستین وقت رو تلف نمیکنه و سریع انجامش میده . کلاه مشکی رنگش رو بر می داره و میذاره روی سرش تا موهای بنفشش رو بپوشونه و بعد سوییچ موتورش رو از داخل جیب اون یکی شلوارش در میاره .
پنجره رو باز میکنه و آروم از پنجره میزنه بیرون . هوای بیرون یکم سرده و از اون جایی هم که شب شده کسی نمیتونه سباستین رو تشخیص بده .
موتورش داخل پارکینگ پشت خونه است . سباستین آروم آروم قدم بر میداره تا به جایی که موتورش پارک شده برسه و بعد سوار موتورش میشه ، سوییچ وارد میکنه و میچرخونه تا موتور روشن بشه صدای غرش موتور بلند میشه و سباستین ساعتش رو روی تایمر میذاره حدودا ده دقیقه طول میکشه که امیلی بفهمه اون رفته خوشبختانه قرار نیست بفهمه کجا رفته . سباستین گاز میده و سریع از پارکینگ خارج میشه و وارد خیابون اصلی میشه بعد از چند دقیقه از سمت راست وارد بزرگراه میشه . سرعتش رو بالا میبره و میرسونه به صد کیلومتر بر ساعت حس خوبی بهش میده ولی الان باید دنبال آدرس بگرده احتمالا تو بخش جنوبی شهر باشه و هرچه زودتر به اونجا برسه بهتره .
هدایت شده از وروجک سیاسی 😊 🇮🇷🇵🇸
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همونی که شهید رییسی خطاب به رییس جمهور آمریکا گفت:
@vorojaksiyasi
هدایت شده از حسینیه سیاسی
بمباران وحشیانه در جنوب لبنان از صبح امروز
⚠️ آقایان! حداقل به امضای خود پایبند باشید،شرط اول توافقتان چند ده بار نقض شده!
🆔@hosiniye