eitaa logo
♪ دنیایی برای سایه ها ♪
52 دنبال‌کننده
178 عکس
450 ویدیو
1 فایل
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1dbcqqw&btn=Sebastian می دانم نیاز به صحبت با همچین پادشاه مغروری ندارید ولی باز هم اگر دردسری درست کردید یا گیر افتاده بودید من هستم . https://abzarek.ir/service-p/msg/4470490
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/satsojen/4012 سباستین بعد از بستن در اتاق، به سمت امیلی میره که هنوز خوابه.امیلی دیگه تب نداره، ولی دستاش هنوز سردن و حالا صورتش هم مثل دستاش منجمده. با اینکه ضربانش معمولیه و نفس هاش هم منظمه، ولی همین موضوع یخ بودن بدنش به تنهایی هم میتونی نگران کننده باشه. سباستین از امیلی دور میشه و به اون سمت اتاق و به سمت تخت خودش میره. اروم روی تختش میشینه و سعی میکنه فکراشو مرتب کنه. اگه اوضاع دقیقا همونطور که رولان گفت پیش بره، امیلی هنوز دو روز تا بیدار شدنش باقی مونده. ~~~~~~~~~~ نفس عمیقی می‌کشه یه دم طولانی و ولی وقتی میخواد نفسشو بیرون بده به مشت خون از دهنش پرت میشه بیرون . سباستین سرفه می‌کنه و خون بیشتری روی لباسش می‌ریزه . سعی می‌کنه آروم نفس بکشه و بعد خون های روی دهنشو پاک میکنه . به موقع ش باید یه فکری هم به حال اون دنده ها و پای شکسته بکنه ، سباستین سعی می‌کنه آروم نفس بکشه چون احتمال انفس عمیق دیگه نمیتونه جزو راه های آروم کردنش باشه . دوباره لباسشو عوض می‌کنه اینبار فقط پیراهن شو و یه پیراهن سفید آستین بلند میپوشه که بازم آستین هاشو تا آرنج تا میزنه . بعد از روی تخت بلند میشه تا به سرباز دم در دستور که دوباره طرف آب رو برای در کنن و دستمال تمیز براش بیارن تا اگه امیلی تب کرد آماده باشه که یهو صدایی از سمت تخت امیلی میاد .
https://eitaa.com/satsojen/4021 واو به به بریم برای چرت و پرت گفتن و بعد در همون حین بیهوش شد ~~~~~~~~~~~~~~ اوکی عالیه بزن بریم
https://eitaa.com/satsojen/4023 مرسی ولی خب بعضی وقتا میگم شایدم همیشه نمیدونم ~~~~~~~~~~~~~~ ببین کلا هیچوقت
https://eitaa.com/satsojen/4024 ممنون امیدوارم همینطور باشه ~~~~~~~~~~~~~~ صد در صد همینطور
https://eitaa.com/satsojen/4021 سباستین سریع به سمت امیلی میچرخه. به کمک عصاش و با سریعترین سرعتی که با توجت به دنده ها و پاش میتونه بره، به سمت تخت امیلی راه میوفته. صدا شبیه یه ناله ی خیلی کوتاه و ضعیف از درد بود. سباستین کنار امیلی تخت امیلی روی زمین روی زانو هاش میشینه و با نگرانی به صورت امیلی خیره میشه. بعد سباستین متوجه حرکت خفیف انگشت امیلی میشه. کمی بعد امیلی به زور و خیلی اروم چشماش رو تا وسط باز میکنه. _امیلی؟صدام رو میشنوی؟اگه صدام رو میشنوی انگشتتو تکون بده... ادامه داره ~~~~~~~~~~
ادامه: امیلی اروم سرش رو به سمت جایی که سباستین نشسته بر میگردونه. _هوففف، خدارو شکر که میتونی تکون بخوری.حالت خوبه؟ جاییت درد میکنه؟ میخوای بگم برات چیزی بیا.. و اون موقع، امیلی حرفای سباستین روقطع میکنه و بعد از چند روز، حرف میزنه. _س..باس..تین... صداش خش داره. امیلی شروع میکنه اروم سرفه میکنه. بعد از چند تا سرفه، بالاخره با صدایی بهتر ادامه میده. _تو... _اوه تو داری حرف میزنی. این عالیه. گشنته؟ میخوای بگم.. _لا..زم..نیست..من..خو..بم. ادامه داره شرمنده احتمالا قراره یکم طولانی شه. ~~~~~~~~~~~~~~ نه اتفاقا این عالیههههه
ادامه سباستین با آسودگی هوف ای میگه. _چرا اینکارو کردی؟رولان بهم گفت.من ارزششو نداشتم نباید خودتو به خطر می انداختی.. _بس..کن.من حتما..صلاح دونستم..که اینکارو..کردم و حالا..بهم بگو وقتی که..نبودم..چی اتفاقاتی،افتاده. _که اینطور. خب، از شرق بهمون حمله کردن، توی یه تیم ۲۰ نفره، از هک گرفته تا بمب گذاری انجام دادن ولی همشون رو خنثی کردیم و شکستشون دادیم. تقریبا یک ساعت پیش هم مراسم خاکسپاری سرباز هایی که توسط افراد کارلوس کشته شدن، تموم شد. اتفاق خاص دیگه ای نیوفتاده. ادامه داره ~~~~~~~~~~~~~~
ادامه _باورم نمیشه،که دارم اینو،میپرسم ولی،خودت حالت،خوبه؟ سباستین کمی شوکه میشه. نمیتونه به امیلی بگه چند تا دنده ی شکسته و یه پای شکسته داره،پس جواب میده: _اره.خوبم.به لطف این کار تو،الان هیچ زخمی ندارم. چه دروغ بزرگی. _بعدا باید برام.. جبران کنی. سباستین لبخند میزنه. _باشه. _میخواستم یه ،چیزی رو،بهت بگم.من..متاسفم که،اینجوری،شد.منو،ب..بخش. _چی داری میگی؟ _بهم،بگو.بگو که،منو،میبخشی. _منظورت چ.. _فقط..بگو _میبخشمت. امیلی نفس عمیقی میکشه و بعد دوباره چشم هاش بسته میشن. ~~~~~~~~~~~~~~ واییی چه احساسیییی
سباستین من تقریبا نیم ساعت دیگه میرم بخوابم فردا کلاس دارم. ~~~~~~~~~~ اشکال نداره من احتمالا کارم طول بکشه برو بخواب فردا شب ادامه میدیم
https://eitaa.com/satsojen/4029 حیحییی تازه سباستین دستشم گرفته بو- (ننوشتم چون مطمئن نیستم گرفته یود یا نه- ) ~~~~~~~~~~~~~~ اوخوداااا
https://eitaa.com/satsojen/4030 باشه ممنون پس شب بخیر✨ ~~~~~~~~~~~~~~ خواهش شب بخیر