https://eitaa.com/satsojen/7210
رو خوناشاما هیچ جادویی اثر نداره
بدون استثنا
یوهاهاها
#امیلی
~~~~~~~
درد و نفرین
https://eitaa.com/satsojen/7215
مواظب باش یه وقت نپرم گلوت🤡
#امیلی
~~~~~~~
نمیپری
https://eitaa.com/satsojen/7216
هعی حیف اون همه کتک
#امیلی
~~~~~~~
والا
https://eitaa.com/satsojen/7214
نصف میکنیم میخوریم
#امیلی
~~~~~~~
خوبه ممنون
https://eitaa.com/satsojen/7211
سباستین میبینی زمونه چه پیشرفت کرده
قبلا غذا ها حرف نمیزدن
#امیلی
~~~~~~~
دقیقا علم اومده وسط
https://eitaa.com/satsojen/7219
افرین بهم چه غذای خوبیام-
#امیلی
~~~~~~~
آره
نوشتی؟
https://eitaa.com/satsojen/7224
اوهوم دارم مینویسم
#امیلی
~~~~~~~
ممنونم
(از ذوق دارم میمیرممممم)
https://eitaa.com/satsojen/7225
حیحی زنده بمون
#امیلی
~~~~~~~
چشششششش
https://eitaa.com/satsojen/7225
سباستین بی حرکت کنار درخت افتاده. تئو سریع میره پیشش و کنارش میشینه.
_حالتون خوبه؟ صدامو میشنوید؟ استاد؟
سباستین سعی میکنه تکون بخوره ولی با درد شدیدی متوقف میشه.
فقط اروم سرشو تکون میده. چشماش کمی تار میبینن. تمام بدنش درد میکنه. بالاخره بعد چند دقیقه کمی تکون میخوره و زیر لب میگه
_فکر کنم مچ پام...اسیب دیده.
تئو نگاهی به مچ پای سباستین میندازه و کمی بررسیش میکنه.
_یکم کبود شده. احتمال شکستگی هست ولی نمیشه قطعی گفت. میتونید بلند شید؟
ادامه داره جا نشد
#امیلی
~~~~~~~
باوش
https://eitaa.com/satsojen/7179
چخبره ولم کنیدددد🤣
#هیناتا
~~~~~~~
خوشمزه اییی