eitaa logo
♪ دنیایی برای سایه ها ♪
77 دنبال‌کننده
321 عکس
830 ویدیو
4 فایل
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1dbcqqw&btn=Sebastian می دانم نیاز به صحبت با همچین پادشاه مغروری ندارید ولی باز هم اگر دردسری درست کردید یا گیر افتاده بودید من هستم . https://abzarek.ir/service-p/msg/4470490
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از سکوت‌نوشته_
پسر، قلمش را برداشت و نوشت: "برادر عزیزم، سلام. این نامه برای توست. برای تویی که در این دنیا، تنها رفیق حقیقی من بودی و هستی! می‌خواهم برایت از روزهای زمستان بنویسم. آن‌روزها که راس ساعت هشت صبح، شالگردن‌ها و کلاه‌هایمان را می‌پوشیدیم و به معدن زغال سنگ می‌رفتیم. چه روزهای سختی بود نه؟ به یاد داری نزدیک‌ غروب، هنگامی که از معدن بیرون می‌آمدیم چقدر زندگی برایمان دل‌انگیز بود؟ بی‌توجه به آنکه صورت‌هایمان به کریه ترین حالت ممکن سیاه شده بودند، از هوای تازه و اندک نور باقی‌مانده از خورشید لذت می‌بردیم. یادش بخیر برادر عزیزم یادش بخیر؛ هرچند دوران مشقت باری بود؛ موافقی؟" _سکوت
هدایت شده از اقیانوس آلفرد
پناهگاهی برای سایه‌ها، مثلا سایه‌ درختی که قراره فردا قطع بشه یا سایه یه بچه که اسباب بازی خریده، کینگ، سربازی که تو راهروها میدوه، ماه و ابر، ماه شکسته شده و ستاره، تفاوت، ریاضی، اعداد، هندسه، معادلات، تاج و تخت، کتاب.
https://eitaa.com/silent_words_13/581 ماشاالله به ذوق هنریت (دروغ چرا انگیزه گرفتم )✨✨✨❤️
https://eitaa.com/silent_words_13/582 نهههه ما نیازت داریم نرووووو (تو هم مثل من نمیتونی دووم بیاریییی نروووووو)
هدایت شده از نیمه تاریک مولتیورس✨
اهم، اهم. (صاف کردن گلو) اهالی عزیز ایتا؛ چون من خیلی تنبلم که بشینم براتون نقاشی بکشم، در عوض میتونید این پیام و فوروارد کنید توی چنلتون و از بین 1 تا 14 یه عدد و انتخاب کنید تا من از بین طرحای سه سال دبیرستانم یکی و تقدیمتون کنم. اگه م چنل ندارید فدای سرتون آیدی تونو بذارید. (نکته) Tag | Limit | channel
هدایت شده از خونـه درختے
《جابه‌جا》 وقتی مادرم فهمید خواهرم بعد از به هم زدن با دوست پسرش مخفیانه به خودش آسیب می زند، خیلی عصبانی شد؛ یا شاید بیشتر...ناراحت شد‌. فکر میکنم بیشتر از چیزی که خواهرم تصور می کرد واکنش نشان داد چون وقتی سیلی محکمی به او زد و بعد او را محکم در آغوش گرفت، خواهرم همراه با او شروع به گریه کرد. آن روز اولین بار بود که گریه هردویشان را می دیدم، با دیدن آن اشک ها...نه، با دیدن آن خراش های دردناک روی بازوی خواهرم به این فکر کردم که...مگر این "عشق" که می گویند چیست؟
فکر کنم منم باید یه لیست از همسایه ها بچینم
هدایت شده از کاستِرا
مهر آمد و شهر در تکاپو است. بچه ها چند روز دیگر با کوله پشتی هایشان دوباره سال تحصیلی جدیدی را آغاز می‌کنند. باز هم در مدرسه ها شور و غوغایی به پا می‌شود. اما امسال فرق دارد.. از امسال تا ابد، جای ۱۶۸ نفر در مدرسه خالی می‌ماند...
https://eitaa.com/ocean_gaia/1905 به هر حال من عاشق این اقیانوسم هر طور هم که باشه دوسش دارم