هدایت شده از اقیانوس آلفرد
تابستون خیلی وقت بود که شروع شده بود و عجیب بود، تابستون گرم، خیلی گرم، انگار خورشید زمین رو بغل کرده بود،
۲۲ خرداد اقیانوس رو تو ایتا زدم، چون تقدیمیهای باحالی داشت و بعد برای سرگرمی چندتا چیز میز گذاشتم و یجوری شد که در آخر هر روز یهمتنی گذاشتم، ریپلی دیدن، دکتر طاعون و آخر داستان، خاکستر هلیوس، ماجراها، متن های بالا بلند، متن وال، سرباز، بال و اتش، تولد ۱۶ سالگی، کیک تولد خونگی، اوه چقدر بد، خوندن سنگ کاغذ قیچی و تعجب کرد، قیچی من کاغذ تو را میبرد، بله دوست عزیز من هنوز هم میگویم کاش یکی بود مثل خودم برای خودم، مرور خاطرات، به امید دلبستم، شوق و اشک،ناتوان خوندن و روز اول ۱۱۱ صفحه خوندن، هری پاتر رو برای اولین بار دیدن، دراکو مالفوی، سیریوس، نقاشی اشتراکی کشیدن، بیرون و عکسهای خفن، جام جهانی دیدن، باختن تیم هایی که طرفشون بودم، گریه و غم، بعد بازی رونالدو هری پاتر تموم شد، کنسر، کنسر، کنسر، گرانی قیمت و گفتن که زمستون میخرم ولی نمیخرم، آبی خاکستری، آلبالو پلو و کشتار آلبالو ها، خوندن کتاب چارلی و کارخانه شکلات سازی، ویلی ونکا، کای و کیت، متن چشمها، دراکو، قبل تر از اینها، آشنا شدن با چارلی، کنکور، گرفتن نقاشی، کوکو، آبی من رو تعریف نمیکنه، من خود آبیم، سید، دو قسمت عصر یخبندان دیدن، کاش همه کارتونها رو میداد، پایان جام جهانی، پر کردن دندون، صحبت با فرمانروا، دانلود یه ویدئو درسی که ندیدمش، خوندن maybe living a life و تایم گرفتن، تست نزدن، سرباز و پادشاه خوندن، ۱۴۰۵/۰۵/۰۵ هیچی مثل اولش نمیشه، هیچی، نمیدونم سرچی اینو گفتم ولی حق با مشتری همیشه، ۷ مرداد، شروع بریکینگ بد دیدن، ۲۶ قسمت دیدم، زنده نگه داشتن جسی، خوندن هری پاتر۱، تنفر از هری، بریکینگ بد و هری، مکالمه کوتاه با سید، دیدن یه مستند، نهنگ قاتل، دیدن قصه های جزیره، کاش بینهایت قسمت داشت، گاس، گاس، گاس، چنل کاسترا و سقوط، چنل کتابخونه یه خدای کوچولو، چنل دنیایی برای سایهها، چنل اوراین پکس و هر چنلی که چک کردم، خوندن دوباره چتر تابستان، حق رای زنان، آبی آبی، ادوارد دست قیچی، نوبل، الان فهمیدم آلفرد نوبل اسم اینجا هم اقیانوس آلفردِ ولی ربطی بهم ندارن، خاکستری من، کنکور دادن، امروز یه جوری خوابیدم که انگار خودم رفته بودم کنکور داده بودم و حالا وقت استراحتم بود.
اینکه سال بعد دوازدهمم، خودش میتونه یه دور برام فروپاشی روانی بیاره.
من که هیچوقت نخواستم ۱۸ ساله بشم، همین ۱۶ سالگی هم از سرم زیاده، بالاتر نریم دیگه، مرسی، سراشپز دیدن، سراشپز و همهی عوامل مخصوصا استاد جعفری، رافائل، متن نوشتن ها، کلمات، ایدهی یه داستان که اسمش یادم نیست، پیدا کردن قل، قل رو خیلی رندوم پیدا کردم، کائنات، دزدین متن های چارلی، برلین، برلین، برلین تا ابد، تموم شون قصه های جزیره، پادکست، اریانفر، کلاستابستونی، اساطیر فیزیک و ریاضی و شیمی و زیست، یاد اَلِک همهجای زندگیم، گریه، دزدان دریایی کارائیب، ویل ترنر و جک اسپارو، شبیه ویرجینیا وولف، لئو، دل تنگی، آهنگ قدیمی گوش دادن، ریواچ انجمن شاعران مرده، برلین، شبیه نیل بودن، متن قصه ها که تموم میشه، اُراین و کارلوس و آلفرد، دیدن انمیشن های زوتوپیای۲، گربهی چکمه پوش۲، موآنا، اُراین و تاریکی، آب و اتش، صفر، عینک گرفتن، سراشپز ۳ تموم شد، دیدن فیلم هلی جسی ایزنبرگ، مرور راه و رسم زندگی، یاد اَلِک، گریه ها، بی برنامهگی، شت، دمت گرم، غمت کم، قربونت برم، شهروند شجاع، عینک گرفتن، پارک رفتن، دل تنگ بچگی شدن، عکس های کودکی، متن خوندن ها.
هدایت شده از ذهن اشفته من (๑•﹏•)
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از خونـه درختے
《جابهجا》
بعد از خودکشی خواهرش سایو همیشه فکر می کرد مگر عشق چیست که می تواند حتی جان انسان ها را بگیرد؟
اما...
این دیگر چیست؟ چرا باید بدن خودش را رو به رویش ببیند؟ انگار...انگار جای او با پسری که نجاتش داده جابهجا شده!
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
https://eitaa.com/joinchat/2208827054C9f4a889519
هدایت شده از کاستِرا
e2e678bbba14104499ecb2b77a2038a1.jpg
حجم:
838.1K
هدایت شده از از آن سوی تاریکی
دلم میخواهد در برابر آن موجود تاریک و پلید درونم بنشینم و از او بپرسم که چرا؟ چرا به وجود آمده و کیست؟
چرا که هر کجای خاطراتم را میگردم لحظه ای که این موجود نحس را به وجود آوردم
پیدا نمیکنم؛گویی که مهمانی ناخوانده بوده که برای خودش وارد افکارم شده،وارد قلبم و وارد وجودم.
شاید بهتر باشد که با او دعوا کنم و به نشان بدهم که موجودی اضافه بیش نیست. اما نمیتوانم چرا که هر بار خواستم در برابرش بایستم همانند آیینه ای عمل کرد که فقط گناهان و اشتباهات زندگی ام را به رخ میکشید و نمیتوانستم
آن ها را انکار کنم.
ای کاش هیچوقت وجود نداشت....
هدایت شده از وروجک سیاسی 🇮🇷🇵🇸
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای دخترانِ شجاعِ آخرین نبردمون 😂🚶🏻
آهنگ عوعو رو بخونید...!
@vorojaksiyasi
تا ۱۲ دقیقه دیگه رسما پاییز شروع میشه
فصل مورد علاقه من ، دلتنگم
ولی نمیدونم دلتنگ چی ...
هوا درگیره میدونید حداقل برای من حس دوری میده
نمیدونم حالم خوبه یا بده ولی خب همچین بدم نیست.
دلتنگ این حالم بودم ...
بچه که بودم فکر نمیکردم شدنی باشه ، فکر نمیکردم یکی دلتنگ غم بشه و حالا ...
غم حس قشنگیه عمیقأ دوسش دارم اصلا آدمی با غم آفریده شده (منظورم این نیست که خدا وقتی کارو آفریده ناراحت بوده نه منظورم اینه که ما آدمیم بالاخره ناقصیم و از خیلی لحاظ کمبود داریم بالاخره هیچکی کامل نیست غیر خدا . پس ما پر کاستی هستیم «صرفا خودمو میگم » غم هم به نوع کاستیه در واقع نبود شادیه)
غم باحاله زندگی بدون اون یه چیزی کم داره انکار بدون اون نمیدونیم چطور قدر شادی رو بدونیم
خلاصه که منم خواستم یهو از احساس و اینا صحبت کنم (البته که احساسی ندارم)
به هر حال امیدوارم از فردا بهتون خوش بگذره
♪ دنیایی برای سایه ها ♪
تا ۱۲ دقیقه دیگه رسما پاییز شروع میشه فصل مورد علاقه من ، دلتنگم ولی نمیدونم دلتنگ چی ... هوا درگ
سه نفر سین ؟
کی بیداره این وقت شب؟
https://eitaa.com/satsojen/7904
میو
این وقت شب؟
هنوز سر شبه
#امیلی
~~~~~~~
علیک میو😐
واسه خون آشاما اره سر شبه ولی داداش شما فردا مدرسه نداری ؟