♪ دنیایی برای سایه ها ♪
روز دوم مهمونی #دورهمی
بیشتر از سه ساعت است که مادرش برنگشته ، دخترک آدم برفی ساخته بود ، برف بازی کرده بود آدم برفی اش را خراب کرد و دوباره از نو ساخت ولی مادرش نیامد . او قول داده بود دخترک میدانست مادرش زیر قولش نمیزند دخترک تنها یادگار مادرش که شال آبی رنگش بود را محکم تر در آغوش گرفت و روی زمین دراز کشید. مادرش بر میگشت حتما بر میگشت .او هیچ وقت زیر قولش نمی زند مخصوصا وقتی که قول انگشتی بدهد . دخترک با خود آواز همیشگی شان را تکرار میکرد و کم کم خوابش گرفته بود . پلک هایش سنگین شدند و آخرین نجوا ها در دهانش تا تمام ماند :
دختر مهتاب
زیر نور ماه
آروم و خندان
شاداب و رقصان
منتظر میمونه
تا مامان برگرده
دختر مهتاب
زیر نور ماه ...
آروم و خندان
شاداب و ...
دخترک خوابید، و منتظر مادرش ماند . او هیچوقت دیر نمیکند امکان ندارد .
دخترک آرامتر نفس کشید تا حرف مادرش را گوش کرده باشد. مادرش گفته بود اگر آرام و بی سر و صدا باشد برایش در راه شیرینی خواهد خرید .
شیرین های شکلاتی دخترک عاشق شکلات بود از آن مهم تر عاشق مادرش بود . مادرش هر روز برایش قصه میخواند و آواز های جدید یادش میداد و شب ها هم برای صورت های فلکی را رسم و داستان هایشان را تعریف میکرد.
دخترک آرام تر شد . ضربان قلبش رفته رفته ضعیف تر شد . دخترک دیگر نفس نمیکشید به گمانم آرامتر از آنچه مادرش میخواست شده بود .
#سباستینمککویین
#روزدوم
نیمه شب فرا رسید و ستاره ها کم کم رخ نشان دادند و این فقط آغاز یک پادشاهی عظیم است . شب تان به خیر و خوشی ساکنان سایه ها هر چند فکر نمیکنم در قلمرو سایه ها چنین چیزی پیدا کنید .🌑
هدایت شده از تقدیمیون
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای https://eitaa.com/satsojen
لقب شما سایوری🎀
از طرف سکوت
هدایت شده از خونـه درختے
GANGSTER GANG6782ce88-4621-4c9e-bdfb-383d044c20db.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
I will meet you at the graveyard
Where you lay down, where you stay now
Faced up, cold heart, no longer by my side now
Wish we were together, now I don't know when I will see you
#آهنگ