بزارید اطلاعاتمو از منبعی به نامه پدربزرگم کامل کنم بیام بقیشو بگم براتون🙆🏻♀
اسمه اصلیش سه تخته:))
جریانه اسمشم اینکه که سه تا روستای کوچولو بودن دور از هم که ضعیف بودن راهزن و دزد بهشون حمله میکرده نمیتونستن از خودشون دفاع کنن
اینا میان یه روستا میشن،سه روستا،سه تا خان ام داشته هر روستا برا همین اسمه روستا میشه سه تخت
بعد اهالیه روستا رو با اسمه خانشون صدا میکردن مثلن بابای من و جدشون اهله روستایی بودن که خانش احمد بوده اسمش اینارو احمدخانی ها صدا میزدن
Seved Messages.³
یسری سنگ تو یه بخشه دور افتاده ی روستا هس سنگای بزرگ که گرد دوره هم چیده شودن
اسمش چهل خانه حالا با لحجه ترکی و اینا میگنش من فارسی و راحتشو گفتم
بابابزرگم میگه چهل خونه یعنی چهل مرده جنگی با چهل تا خونه پر از وسایله جنگ و طلا و جواهرات که احتمالن زیره همون سنگای بزرگه چون قسمته کوچیکی ازشو یسریا پیدا کردن و بردن
یسریا اومدن این آثاره باستانی رو این کوه هارو روستا رو با اسمه آباد کردن روستا،و حفره معدن و ساخته خونه خراب کردن و از توش هرچی گنج و طلا بوده رو زدن به جیب و فرار
آثار و سنگارو خراب کردن بدونه اهمیت به اینکه اینا چقد ارزشه معنوی دارن فقط به گنج و طلاش فک کردن و بردن
Seved Messages.³
از جادو ها و طلسم ها و کیمیا هایی که اینجا پیدا شوده بگذریم-
بزارید یچی ترسناک بگم یه حمومه خیلی خیلی قدیمی بوده که ازش استفاده نمیشوده سقفش هم سطحه زمین بود و روش یسری سوراخ بوده