جنگ پایان خواهد یافت و باقى میماند آن مادر پیرى که چشم به راه فرزند شهیدش است و آن دختر جوانى که منتظر معشوق خویش است و فرزندانى که به انتظار پدر قهرمان شان نشسته اند؛ نمیدانم چه کسى وطن را فروخت، اما دیدم چه کسى بهاى آن را پرداخت!
اونجا که شاملو میگه:
"برای تو، برای چشمهایت، برای من، برای دردهایمان، برای ما، برای این همه تنهایی، ای کاش خدا کاری کند"
روزی در تاریخ، نامِ ما "جان سخت" خواهد بود؛
برایِ آنچه دیدیم، شنیدیم و تاب آوردیم...