این چه تمنایی است که جسم برای جسم احساس میکند، تنها به این علت که از آن خودش نیست، بلکه به روح دیگری تعلق دارد.
– کوه جادو ؛ توماس مان
شما و همه کسانی که دوستشان دارید، روزی خواهید مرد. فقط بخش کوچکی از چیزهایی که گفتهاید یا کارهایی که کردهاید؛ آن هم فقط مدتی کوتاه برای افراد کمی اهمیت خواهد داشت. این حقیقت زندگی است. هرچیزی که به آن فکر میکنید و هرکاری که انجام میدهید، فقط گریزی استادانه از این حقیقت است.
– همه چیز به فنا رفته ؛ مارک منسون
نظرشخصی:
خب اینم جلد دوم دخترمهتاب و خواستم بگم تا صفحهات آخر کتاب شوکه بودم و نمیخواستم باور کنم...
فوق العادس از جلد اول خفن تر بود
پیشنهادش میکنم🤝
ژانر : درام ؛ فانتزی
- 𝖲𝖺𝗒
نظرشخصی: خب اینم جلد دوم دخترمهتاب و خواستم بگم تا صفحهات آخر کتاب شوکه بودم و نمیخواستم باور کنم...
خلاصه:
پس از سفری خطرناک و دشوار برای آزادی مادرش، شینگین بعد از مدتها بالاخره میتواند از آرامش بوجود آمده لذت ببرد. اما آسایش شکننده او با کشف جادویی عجیب در ماه و تغییراتی نگرانکننده در پادشاهی افلاک به دلیل طمع امپراتور به افزایش قدرت خود، بار دیگر به خطر میافتد. در حالی که شینگین مصمم است از خطرات روزافزون دور بماند، کشف یک حقیقت تکاندهنده او را با تقابلاتی خائنانه و خطرناک مواجه میکند.
در حالی که وحشتی وصف ناپذیر سراسر قلمرو را فرا میگیرد، شینگین باید حقیقت قلب خود را کشف کرده و خود را از ویرانی نجات دهد تا قبل از اینکه این اهریمن تمام چیزهایی که برایش عزیز است و دنیاهایی که عاشقش شده را نابود کند، به هر قیمتی که شده در برابرش بایستد.
در قفل شده.pdf
82.24M
نظر شخصی:
این کتاب از بقیه کتابهای فریدا مک فادن جذابتر و قشنگتر بود.
– ژانر : معمایی ؛ جنایی
- 𝖲𝖺𝗒
نظر شخصی: این کتاب از بقیه کتابهای فریدا مک فادن جذابتر و قشنگتر بود. – ژانر : معمایی ؛ جنایی
خلاصه:
وقتی نورا 11 ساله در اتاقش مشغول انجام تکالیف مدرسه بود حتی فکرش را هم نمیکرد که پدرش در زیرزمین خانه مشغول به قتل رساندن آدمها باشد! تا روزی که سر و کله پلیس پیدا میشود و پدرش به زندان میافتد. پدر نورا یک قاتل بود، قاتل دخترهایی که چشمهای آبی و موهای مشکی داشتند.چندین سال از به زندان افتادن پدر نورا میگذرد و نورا یک جراح مشهور و موفق میشود. هیچکس حتی گمان نمیکند که پدرش یک قاتل زنجیرهای باشد و او هم قصد دارد همیشه به عنوان یک راز نگهش دارد. تا اینکه نورا متوجه میشود یکی از بیمارانش به قتل رسیده، دقیقا به همان شیوهای وحشتناکی که پدرش این کار را میکرد.یک نفر هویت واقعی نورا را میداند و میخواهد او را مقصر جلوه دهد. ولی او یک قاتل نیست و پلیس هم بر علیه او مدرکی ندارد، مگر تا زمانی که وارد زیرزمین خانهاش شوند.
آنها که چیزی نیاموختهاند چیزی برای فراموش کردن ندارند.
ضد خاطرات | آندره مـٰارلو .
من ناراحت نمیشوم، تو هم لازم نیست ناراحت شوی. داشتن اعتقاد متفاوت نباید موجب جدایی آدمهای باشعور بشود.
نامه به فلیسه | فرانتس کافکـٰا .