eitaa logo
‹ سـایـه سـار ¹³³›
304 دنبال‌کننده
430 عکس
141 ویدیو
1 فایل
بسم رب العباس :) می گفتند "سایه‌سار" یعنی پناه! جایی برای آسودن، برای فراموش کردن زخم‌ها و دوباره جان گرفتن . . . اصلا عبـاس(ع) یعنی : مصداق بارز یک آغوش امن در همه لحظه هــا ، امام امید هاے خرد شده :) و اینجا ؟ سایه سار ابوفاضل..!
مشاهده در ایتا
دانلود
ذوقی که امروز دارم ❤️‍🔥>>
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حیدر ، حیدر ضربان دلم شده نامت...🎉
شهید مجید بهرمن تاریخ تولد: ۱۳۷۲/۱۱/۱۳ محل تولد:اصفهان تاریخ شهادت:۱۴٠۵ محل شهادت:اصفهان
شهید مجید بهرمن💔 ایشون در شهر اصفهان و در خانواده ای مذهبی ـ انقلابی به دنیا آمدند و بزرگ شدند. بعد از چند سال تحصیل و قبولی در رشته ی افسری،به لبنان و سوریه رفتند. از سال ۱۳۹۸ تا سال ۱۴۰۵ و چند روز قبل شهادتشان،در لبنان زندگی می کردند. کم پیش می آمد که بیاید به خانه. مثلا بعد از ۵ یا ۶ ماه او را می دیدیم و ۲ـ۳ ساعت دیدار💔 تقریبا چیزی از بدنش پیدا نشد. به جز یک لباس نظامی و یک دست و پا چیزی از او پیدا نکردیم.تقریبا بدنش سوخته بود💔
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان شهادتش محمدمهدی بیرامی» متولد ۱۳۸۳،نیروی پدافند هوایی هوافضا بود. جوان ترینِ مدافعانِ آسمان این سرزمین، که در شهر قدس زندگی می کرد و تک فرزندِ خانواده بود. شانزدهم اسفند ماه، در گرمدره، حمله رژیم صهیونیستی رقم خورد. محمدمهدی و ۴۱ تن از همکارانش، در حینِ انجام وظیفه، گرفتارِ این حمله شدند. تونلِ محلِ خدمتشان بمباران شد و راهِ خروجشان بسته شد. حدود ۱۸ساعت، در شرایطی که امکانِ خروج نبود، این، ۴۲جوانِ غیور در آنجا ماندند. وقتی پیکرِ مطهرشان پیدا شدند، مشاهده شد که هیچ یک از آن ها حتی کوچک ترین آسیبی ندیده بودند، اما به دلیل نبودِ اکسیژن کافی، رگ های صورتشان متورم شده بود و از بینی و دهانشان خونِ پاکشان جاری بود. تصورِ لحظاتِ سختِ این ۴۲برادر در کنارِ هم، واقعاً دلخراش است. چگونه چشمِ دلِ آنان شاهدِ این فداکاریِ بزرگ بود؟ مادرِ شهید از دلتنگی های محمدمهدی اش می گفت. از روزهایی که قرار بود برایش خواستگاری بروند، اما محمدمهدی گفته بود:«مادر، صبرکن؛ اول جنگ تمام شود، بعد داماد می شوم.» و افسوس که آرزویِ دامادی اش در خاک و خونِ دفاع از وطن، جامه ی شهادت پوشید. نکته قابل تامل اینکه، محمدمهدی در هفتمِ رمضان متولد شد و در هفدهمِ رمضان نیز به شهادت رسید. پیوندِ ویژه ای که نشان از عروجِ او به ملکوت داشت. روحش شاد و یادش تا ابد جاوادنه...
فردی می‌گفت: «نزد ِآقاامام‌زمان'عج'بودم ، داشت‌ڪارهایم‌وگناهایم‌رامیدید وگریہ‌می‌ڪرد . .🙂💔 گفتم:آقا گفتند:جان ِآقا؟بہ‌من‌نگو‌آقا،بگوبابا :) سرم‌را‌پایین‌انداختم‌و‌گفتم : بابا‌،شرمندم‌بابت ِگناهام💔 ؛ جواب‌داد : نبینم‌سرت‌پایین‌باشہ‌هااا . .🙂 عیب‌نداره‌بچہ‌هرڪاری‌ڪنه ، به‌پای‌باباش‌می‌نویسن .»❤️‍🩹 می‌فہمید یعنی‌چی؟ :) اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌱
بسم رب المهدی یه چله ی داریم اسمش چله ی وصاله برای بچه های قدمگاه امام زمان هرکسی توفیق حضور در چله رو نداره توضیحات داخل گروه هست این یه چله ی عادی نیست نیت چله دیدن روی گل امام زمانه https://eitaa.com/joinchat/3845785121Cbb4fe31534
هدایت شده از ‹حجـره ۱۳۳›
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من‌هرجای‌زندگیمو‌نگاه‌میکنم‌تو‌هستی(:
◾پسر بی ادعا سید امیرسجاد غدیری برای خیلی‌ها فقط یک آدمِ فعال و دلسوز نبود؛ ستونِ بی‌سر و صدای خیلی از کارهایی بود که شاید هیچ‌وقت دیده نمی‌شدند، اما اگر نبود، همه چیز زمین می‌ماند. از جور کردن بانی برای مراسم‌ها گرفته تا برق‌کاری و آماده‌سازی مسجد... اگر کاری روی زمین می‌ماند، انگار خودش را مسئول می‌دانست. هیچ کاری را عار نمی‌دید. اگر لازم بود دوربین دست می‌گرفت و عکاسی می‌کرد، اگر کسی نبود چای بریزد، خودش آستین بالا می‌زد. با همه شوخی می‌کرد، همیشه خنده‌رو بود و آن‌قدر جنبه داشت که جمع با حضورش گرم می‌شد. شب بیستم اسفند، در ایست بازرسی، آسمانی شد؛ اما جای خالی‌اش تازه حالا بیشتر از همیشه دیده می‌شود... این روزها که به عید غدیر و بعد از آن به ماه محرم نزدیک می‌شویم، میان این همه کار و رفت‌وآمد و آماده‌سازی مسجد، نبودنش عجیب به چشم می‌آید. حالا خیلی‌ها باید کنار هم قرار بگیرند تا فقط بخشی از کارهای یک نفر را انجام بدهند؛ همان یک نفری که بی‌ادعا، بی‌سروصدا، همه جا حضور داشت. بعضی آدم‌ها وقتی می‌روند، تازه می‌فهمی چقدر از بارِ زمین روی دوششان بوده... و سید امیرسجاد، یکی از همان آدم‌ها بود.
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عشق‌یـ؏ـنۍ‌دل‌میـٰان‌سینہ‌ات‌بـٰاشدولۍ ؛ نیمہ‌شب‌هـٰادرنجف ، گرددبہ‌دنبـٰال ِ‌علۍ!
بسم الله الرحمن الرحیم