eitaa logo
‹ سـایـه سـار ¹³³›
304 دنبال‌کننده
427 عکس
140 ویدیو
1 فایل
بسم رب العباس :) می گفتند "سایه‌سار" یعنی پناه! جایی برای آسودن، برای فراموش کردن زخم‌ها و دوباره جان گرفتن . . . اصلا عبـاس(ع) یعنی : مصداق بارز یک آغوش امن در همه لحظه هــا ، امام امید هاے خرد شده :) و اینجا ؟ سایه سار ابوفاضل..!
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم رب صبـور✨
🔸🔹۵تاسوره یاسین ♦️این شهیدِ دهه هشتادی حافظ قرآن بوده و خادم امام رضا علیه السلام و ورزشکار. 🔺که توی جنگ دوازده روزه پای لانچر مظلومانه شهید شده. ‌ پدر و مادرشون امروز سر مزار بودند. دیدنشان عین برکت بود.نشستم کنار مادرشان و کمی گپ‌ زدیم. ‌ گفتند: چند شب پیش خواب مهدی رو دیدم. بهش گفتم مهدی چیکار کنیم؟ چی بخونیم که تو این‌ جنگ پیروز بشیم؟! با یه آرامش عجیبی گفت: مامان پنج‌ تا یاسین. همین ‌ ‌ گفتم: حاج خانم خوابتون رو می‌نویسم تا هرکسی دید بخونه و‌ پخشش کنه تا آدم‌های بیشتری به توصیه‌ی این شهید عمل کنند‌ ‌ https://eitaa.com/joinchat/3754492311C40a62601b3
شاید‌که‌تورا‌ندیده‌باشم‌ ... اما‌دلم‌هرلحظه‌تنگت‌میشود:)🫠 یاصاحب‌الزمان‌ ؛ العجل🥲
چرا هرجا میخوان از امام زمان حرف بزنن عکس گل نرگس میذارن ؟! چون اسم مامانش نرگس بوده ؟! + چون گل نرگس زمستون درمیاد . وقتی که خاک به نظر مرده میاد ، درخت ها بی برگ شدن ، سرما دنیا رو گرفته ، و دیگه کمتر کسی امید داره به بهار... اون وقته که گل نرگس میاد...❤️‍🩹
هـواشنـاسی اعـلام کرد : هـوای مهـدی فـاطمـه را داشتـه بــاشید خیـلی تنـهاست💔 سـلامتیـش ۵ تا صـلوات خجـالت نکـش رفیـق کپـی کـردنش عشـق میـخواد) ✨
مفقودالاثر داریم . . پرونده ماکان نصیری، کودک کلاس اولی مدرسه شجره طیبه میناب با عنوان مفقودالاثر بسته شد. از او فقط یک لنگه کفش ماند و یک پلیور آبی ...
‹ سـایـه سـار ¹³³›
یاد بود امشبمون به نیت شهید محمد رضا دهقان 🌱 یه فاتحه و ۵ صلوات سهم شما هدیه به شهید 🌱 شـبـتـون خـوش
شرمنده فعالیت امروز کانال چندان مفید نبود ان شاءالله فردا روند کانال مثل قبل میشه منتظر باشین🙂 یاد بود امشبمون به نیت شهداے مدرسه شجره طیبه میناب هست 🥺 یک فاتحه و ۵ صلوات بفرست و هدیه کن به این عزیزای دل😞♥️!
به نام او ...
شهیدعلے حاتمی تاریخ تولد: 2 اردیبهشت 1337 محل تولد : تهران تاریخ شهادت: 16 دی 1359 محل شهادت :هویزه
امروز یه داستان داریم از علے آقا🙂 در زمستان سال ۱۳۳۷ کودکی به دنیا امد که حال ستاره ی راه ما شده ... علے آقای داستان ما بعد از گذروندن دوران دبیرستان تصمیم گرفت در رشته دامپزشکی ادامه تحصیل بده ، علے آقا درس خوند و درس خوند و تونست با رتبه ۲۹ به راحتی به دانشگاه بره 😇 بعد از چند وقت روزنامه هایی منتشر شد با موضوع جهاد سازندگی ... علے آقا و چندی از رفقاشون عازم جهاد سازندگی استان چهار محال بختیاری شدند و چندین سال در شرایط سخت زندگی کردند 😢 علے آقا حول وحوش سال ۵۸ به عنوان یکس از دانشجویان پیرو خط امامی در اتفاقاتی که منجر به تسخیر لانه جاسوسی شد شرکت کرد ، ایشون در راس گروهی از دانشجویان وارد سفارت شدند و اونجا رو تسخیر کردند💪🏻 با شروع جنگ تحمیلی علے آقا با اجازه از مادرشون راهی جبهه شدند و در درگیری سخت و نفس گیر در هویزه همراه ده ها نفر از رفقاشون به درجه رفیع شهادت نائل امدند 💔 و شهادت هنر مـردان خداسـت❤️‍🩹
داستان کوتاه و معنوی درباره امام زمان (عج)**: --- عنوان: «نامه‌ای بدون نشانی» پسربچه‌ای به نام *مهدی* هر شب بعد از نماز، روی کاغذی می‌نوشت: «آقا جان! دلم برایتان تنگ شده، زودتر بیایید تا دنیا زیباتر شود.» نامه را تا می‌کرد، توی یک پاکت می‌گذاشت و رویش می‌نوشت: «نشانی: صاحب‌الزمان (عج)، هر جا که هستید.» بعد هم آن را درون چشمه‌ی نزدیک خانه‌اش می‌انداخت و می‌گفت: «آب خودش شما را پیدا می‌کند.» سال‌ها گذشت. مهدی بزرگ شد، دانشجو شد، اما هر وقت دلش گرفته بود، کنار همان چشمه می‌رفت و یاد نامه‌های کودکی‌اش می‌افتاد. روزی در همین لحظه‌ی دلسردی، پیرمردی ناشناس به او نزدیک شد و گفت: «هر که دلش برای ما تنگ شود، نامه‌اش به مقصد می‌رسد… حتی اگر نشانی ننویسد.» مهدی برگشت تا تشکر کند، اما کسی نبود. فقط صدای چشمه می‌آمد که آرام زمزمه می‌کرد: «نشانیِ او، دلِ توست.» ---
 الـــــلام‌علٻڪ‌یا‌حجـہ‌اللھ‌ف‍ے‌ارض‍ه🪴