eitaa logo
‹ سـایـه سـار ¹³³›
304 دنبال‌کننده
427 عکس
139 ویدیو
1 فایل
بسم رب العباس :) می گفتند "سایه‌سار" یعنی پناه! جایی برای آسودن، برای فراموش کردن زخم‌ها و دوباره جان گرفتن . . . اصلا عبـاس(ع) یعنی : مصداق بارز یک آغوش امن در همه لحظه هــا ، امام امید هاے خرد شده :) و اینجا ؟ سایه سار ابوفاضل..!
مشاهده در ایتا
دانلود
خدا اونوقت میگه : حالا که به خاطرِ من چشم‌تو بستی حالا که به خاطرِ من از اون صحنه‌ی قشنگِ گناه‌آلود گذشتی منم برات یه جوری تلافی می‌کنم که تو خودت بمونی!
جای اون نگاهی که نکردی یه نور می‌ذارم تو چشمت
که وقتی به آسمون نگاه می‌کنی منو ببینی جای اون لحظه‌ای که هوس کردی و نرفتی.. یه حسِ سبکی بهت می‌دم که تا حالا تجربه نکردی
خدا میگه: منِ خدا وقتی ببینم بنده ام داره تلاش می‌کنه که چشمش رو پاک نگه داره… وقتی ببینم داره با نفسش میجنگه
منم دست‌شو می‌گیرم نمی‌ذارم زمین بخوره نمی‌ذارم نگاهش‌ آلوده بمونه
خدا خیلی خیلی مهربون‌تر از این حرفاست…
این بخش اول محفلمونه ، بقیه اش بمونه برای بعد!
هدایت شده از روحِ‌حنا؛
من دلم برای تهران می‌سوزد! برای شهری که سایه‌ی غم قرار نیست حالاحالاها دست از سرش بردارد. دلم می‌سوزد و گمان دارم که نتواند به این زودی سر پا شود. راستش اینبار چروک های صورتش را دیدم؛ ترک های قلبش را دیدم و زانوهای خمیده اش را.. حالا اصلا ما به کنار؛ تهران بدون شما چگونه دوام می آورد آقای خیابان کشور دوست؟ اصلا چه میشد یکی از خیابان های اصلی شهر را به نام خودتان میزدید تا دلش خوش باشد؟ ناسلامتی شخص اول مملکتی هستید. آنقدر اجازه اش را صادر نکردید تا احتمالا بعده ها بعد از کلی اصرار از سمت مردم خیابانی به نام شهید آیت الله خامنه ای مزین شود و شاید بعدش یک عالمه غصه بخورد و به تهران گلایه کند که نمیشد پیش از اینها-خیلی قبل تر از آن روزی که برای همیشه تهران حفره ای درون قلبش جا خوش کند-؛ نامم خیابان آیت الله خامنه ای باشد؟ دلم برای تهران می‌سوزد و کاری از دستم بر نمی‌آید. فقط می‌توانم بعد از این مراسمِ وداعِ باور نکردنی سعی کنم به یاد نیاورم که در و دیوار اینجا التماس میکردند که شمارا از آنجا نبرند. آخر میدانید آقا؟ من دلم برای تهران میسوزد!
بعضی‌ وقت‌ها شهید‌ها تو رو انتخاب می‌کنن تا کمکت‌ کنن و از منجلاب بکشنت‌ بیرون . دیروز به قدری رندوم با ایشون آشنا شدم و بعد شنیدن داستان اقای‌ معلم مبهوت بودم که هنوز نتونستم حضم‌ش کنم . خلاصه دمت گرم آقای عبدی . جَلدِ مزار‌ت‌یم شاید توفیق داشتیم دست مارو هم گرفتی .
اشتباه زدی بیچاره کمک نبود عزرائیل بود 😂 . .