eitaa logo
‹ سـایـه سـار ¹³³›
304 دنبال‌کننده
423 عکس
139 ویدیو
1 فایل
بسم رب العباس :) می گفتند "سایه‌سار" یعنی پناه! جایی برای آسودن، برای فراموش کردن زخم‌ها و دوباره جان گرفتن . . . اصلا عبـاس(ع) یعنی : مصداق بارز یک آغوش امن در همه لحظه هــا ، امام امید هاے خرد شده :) و اینجا ؟ سایه سار ابوفاضل..!
مشاهده در ایتا
دانلود
خب خب بریم سراغ روایت از شهید جاویدالاثرمون آقای حاج علی قوچانی💛
سردار جاویدالاثر شهید حاج علی قوچانی 💛 تاریخ تولد :۱۳۴۲/۴/۱ محل تولد : اراک تاریخ شهادت : ۱۳۶۴/۱۱/۲۴ محل شهادت : عملیات والفجر ۸ منطقه فاو
درروز اول تیرماه ۱۳۴۲ درشهر اراک به دنیا آمدم. 👼🏻 در کودکی به همراه پدر و مادرم از اراک به اصفهان آمدم، از همان دوران کودکی با کاستی‌ها وسختی‌ها انس گرفتم و بسیار جسور، چالاک و کنجکاو بودم.👀 دردوران انقلاب با اینکه سن چندانی نداشتم به اندازه توانم در رویدادهای انقلاب شرکت و فعالیت داشتم و با سفر به روستاهای سمیرم و میاندشت به محرومین و مستضعفین کمک می‌کردم.👥 باشروع درگیری‌ها در جبهه‌های جنوب و غرب و کردستان شرکت فعالانه و مستمرم تبدیل به فرمانده‌ای صبور ، رازدار، زاهد شب و … شدم، و بارها تا مرز شهادت پیش رفتم.🥲 درسال ۱۳۶۳به مکه رفتم و پس از چندی ازدواج کردم.🤵🏻‍♂👰🏻 سرانجام پس از شش سال رشادت و جانبازی در سن ۲۲ سالگی روح و جسم خودرا نثار حضرت دوست کردم.💓
عملیات والفجر ۸ برنامه‌ریزی شده بود. قبل از عملیات برای بچه‌ها سخنرانی کرد،🗣 برادران توجه داشته باشید که در این عملیات باید با نهایت کوشش تا سرحد شهادت بجنگیم.🥲( چقدر جمله "جـان میـدیـم امـا خـاڪ نـه " بین صحبت های علے آقا موج میزنه) من در عملیات‌های گسترده‌ای شرکت کرده‌ام ولی اکنون احساس آرامش عجیبی دارم و یقین دارم پیروزی از آن ماست.💪🏻(اون ارامشه از حس قشنگ شـهـادت نشات میگیره ها 🙂) روز چهارم عملیات والفجر ۸ بود، همین که متوجه شد ظهر شده، رو به بچه‌ها کرد و گفت: وقت نماز است. یکی یکی نمازتان را بخوانید و از نماز غافل نشوید، انگار نمی‌خواست بچه‌ها نماز نخوانده شهید شوند.🥲(کاش یکم ماهم یاد بگیریم رفقا) حملات شیمیایی و بمباران‌های دشمن بسیار شدید بود، حاج علی که مسئولیت محور را بر عهده داشت با کمک فرمانده گردان حضرت ابوالفضل ع به نیروها برای استقرار در موقعیت جدید کمک می‌کرد، او می‌خواست تا آخرین نفرات را به عقب برگرداند، همه جا را سرکشی کرد تا مطمئن شود کسی جا نمانده است، لحظاتی بعد تانک‌های دشمن آخرین نفری که قصد عقب نشینی از خط را داشت مورد هدف قرار دادند.💔 او مردانه ایستاد، مشقت‌ها را تحمل کرد و روح و جسم خود را نثار دوست کرد و به آرامش ابدی و قرب الهی رسید...❤️‍🔥
روایـت از زبـان مـادر بـزرگوار شـهیـد💛 روزی علی رو کرد به من و گفت: مادر یک موضوع را از تو می پرسم جان امام به من راست بگو: چرا اینقدر به من احترام می گذاری در حالی که من باید به تو احترام بگذارم چرا در حق من اینقدر فداکاری می کنی و هر چه من می گویم همان حرف را قبول می کنی. گفتم: علی جان تو جز ء شهدا هستی من تو را به عنوان شهید می بینم. 🥀 مدتی گذشت تا اینکه یک روز به من گفت: مادر از تو چند سوال می کنم ببینم جواب مرا می دهی؟ گفتم: چه سوال هایی؟ گفت: وقتی روح رفت جسم دیگر به درد می خورد؟ گفتم: نه گفت: آنوقت جسم را به خاک نسپارند این ناراحتی دارد؟ گفتم نه، یعنی مفقود الاثر، ادامه داد خدا فردی را که دوست دارد روح و جسمش را با هم می برد تا دست افراد گناهکار به تابوت او نخورد. 💔 از من خیلی تشکر کرد و گفت: از اینکه نظر تو این است خیلی خوشحالم.🙂 یک عکس از خودش به من داد و گفت: این را دم دست بگذار تا هنگام شهادتم دنبال عکس نگردی و رفت. 😢 همان شب خواب دیدم که هواپیمایی آمد با گل لاله همه را گلباران می کند. یکی از آن گلها روی سر من افتاد. هنگامی که سر خود را بالا آوردم دیدم خلبان آن حاج علی است. فریاد کشیدم: علی جان من اینجا هستم. گفت: آره می بینمت.💖 ناگهان هواپیما دور شد و رفت. پس از این خواب صبح روز بعد تلفن کرد، گفت: من می خواهم به یک مسافرت بروم. اگر دیگر آمدم منتظرم نباشید. چند روز بعد خبر شهادتش رسید.💔 هنگامی که از شهادت ایشان مطلع شدم وضو گرفتم و دو رکعت نماز شکر خواندم چون همیشه حاج علی می گفت: اگر مرا دوست داری دعا کن به آن کسی که دوستش دارم برسم.💘
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای‌امام‌رضا؛ انگارکه‌عادت‌‌شماست بازکردن‌آغوش‌برای‌ِقلب‌هایِ‌بی‌ پناه که‌به‌شما‌پناه‌آوردن❤️‍🩹!
تو سخت‌تـرین و تاریك ترین شبایِ زندگیم، پناه بهتر و امـن‌تر از خانه پدری ندیدم ..♥️! بابارضاجونم❤️‍🩹
💗 بچـه‌مذهبی‌ای‌ڪـه🌱 یـه پاش‌یکسره‌تو‌پایگاه‌🏴 بسیج‌و‌مسجدو...باشه🪖 یـه پاش‌هم‌تو‌فضای‌مجازی📲 درحالِ‌فیلتر‌کردن‌دشمن،🕶 و‌یِکسره‌هم‌بگه شهادت...؛🪖 ولی... - نمازش‌اول‌وقت‌نباشـه...🚫 - احترام‌به‌والدین‌سرش‌نباشـه...🚫 - و‌برای‌شـهید‌شدن‌هیچ‌کاری انجام‌نده؛🚫 بچـه مذهبی‌نیست!⛔️
یاد بود امشبمون به نیت شهید حاج علی قوچانی💛 رفـیـق ، یه فاتحه و ۵ صلوات هدیه کن به روح این شهید عزیز🌼 شبتون حسینی 🙃!
بــســم‌رب‌الحــســین..♥️! ❤️‍🩹
شهید شیر علی سلطانی 💚 معروف به سردار بی سر🥺💔 تاریخ تولد : ۱۳۲۷ محل تولد : شیراز تاریخ شهادت : ۱۳۶۱/۱/۱ محل شهادت : عملیات فتح المبین
زندگینامه شهید شیرعلی سلطانی💚 شهید شیرعلی سلطانی سال ۱۳۲۷ در خانواده‌ای متدین در محله کوشک قوامی شیراز متولد شد 👶🏻 تحصیلات ابتدایی را در مکتب‌خانه آغاز کرد و تا کلاس ششم ادامه داد، اما شور و علاقه‌اش به معارف اسلامی او را به حوزه علمیه کشاند ✍🏻 از همان سال‌های جوانی، در مبارزات انقلابی علیه رژیم پهلوی حضور فعال داشت و بارها توسط ساواک بازخواست شد. 😥 او در کنار فعالیت‌های سیاسی، به تبلیغ دین، روشنگری علیه بهائیت، و ارتباط با علمای بزرگ شهر همچون شهید دستغیب و شهید محلاتی پرداخت. همین خصوصیات باعث شد در دل مردم جایگاه ویژه‌ای پیدا کند.💚 راهش را با واسطه‌ی عشق به آقا انتخاب کرد و می‌گفت در خواب دیده لباسی سبز به او هدیه شده و او را «سرباز امام زمان» خطاب کرده‌اند. ❤️‍🔥 همین عشق به حسین(ع) بود که پایش را به جبهه باز کرد و مسیر زندگی‌اش را رقم زد. 🌱 علاوه بر فعالیت‌های تبلیغی، ذوق ادبی او زبانزد بود؛ دو دیوان شعرش را با اجازه امام خمینی(ره) به چاپ رساند. شهید شیرعلی سلطانی مسئول تبلیغات سپاه شیراز بود.👌🏻 شهید سلطانی در عملیات فتح بستان بر اثر موج انفجار به شدت مجروح شد و حتی به‌اشتباه در کنار پیکر شهدا به سردخانه منتقل شد؛ اما نشانه‌ای از حیات دوباره در وجودش دیده شد و بار دیگر به میدان بازگشت.🙃 سرانجام در عملیات فتح‌المبین، یکم فروردین ۱۳۶۱، همراه جمعی از رزمندگان در خط مقدم جبهه شوش به شهادت رسید.😞 این‌ها تنها بخش کوچکی از پازل زندگی شهیدی است که ایمان، اخلاق و بصیرت سیاسی‌اش الهام‌بخش نسل‌هاست...🌱اما برای لمس همه زوایای این زندگی، باید به روایتی کامل‌تر پناه برد؛ روایتی که در کتاب خانوم‌ماه با ظرافت و با استناد به خاطرات همسر ایشان به تصویر کشیده شده است. 📝 اثری که نه‌تنها شرح زندگی یک شهید، بلکه روایتی عاشقانه از روزگار جنگ است.❗️