هر طرفش یه بزرگواری مونده بود که شهید نشده بود و خاطرات رو تعریف میکرد برات
‹ سـایـه سـار ¹³³›
یه جامونده ای بهشون گفته
میگفت دارید رو شهدا قدم میزارید
بنده خدا میگفت هر تیکه که میرفتی یه تابلو زده بود از حرفایی که شهیدا زده بودن