هدایت شده از شب های اکباتان.
این سخنان دبیر آزمایشگاه بچههای تجربیه و من از طرف بهار قرار شد براتون بفرستم:(دقت کنید تمام اینها فقط برای یک جلسهست)
-شما جز خوشبختترین دانشآموزایید که با موجودی مثل من آشنا شدید.
-من جز اقلیت هستم.
-تو ایران مثل خودم پیدا نکردم.
-خانم اسلامی (مدیر) به شما لطف کرده منو آورده.
-کلاس آزمایشگاه اسمش قلابیه. درواقع شیشه تولید میکنیم.
-تو خواهر صبایی؟ خیلی عجیبه که من این شباهت رو درک کردم.
-این کلاس آزمایشگاه نیست. هیچکی نمیدونه دارم با شما چیکار میکنم.
-هیچ مدرسهای تو ایران مثل ما نیست.
-یه پسره از هشتم شروع کرد کچل شد.
-من با نوشتن مخالفم.
-کرم خاکی میلوله ولی عقاب سر میخوره. با روش من مثل عقاب میسرید.
-من دنبال شهرت نیستم به اندازه کافی دارم.
-الان میرید میگید یه خانم خوشگل اومد تو کلاسمون.
هدایت شده از هذیان
تازه میگفت با روش دبیر خودتون مثل کرم میلولید و با روش من مثل عقاب سر میخورید اما خب گاهی اوقات هم نیازه بلولید هم سر بخورید
هدایت شده از هذیان
-بچهها جغرافیا از توش پول در نمیاد برای همین من و همسرم دفتر ازدواج داریم.
+آمار طلاق بیشتره یا ازدواج؟
-ازدواج. اینم شماره من اگر کاری داشتید..
+خانم ببخشید آدرس دفترتون کجاست؟
-برای کی میخوای؟
+برای خودم
|ʙʀᴀɪɴ ʜᴜʙ سابق
بچه ها این هفته واقعا ناز بود واقعا
امروز بشدت سر زنگ زبان خندیدم🤣🤣🤣🤣