eitaa logo
یادداشت‌های پراکنده | حسین ییلاقی اشرفی
2.9هزار دنبال‌کننده
89 عکس
65 ویدیو
7 فایل
🔺️کانال رسمی حسین‌ییلاقی‌اشرفی 🔺️کارشناس ارشد مدیریت رسانه 🔺️فعال فرهنگی‌اجتماعی 🔺️مدرس آزاد 📲 تماس: @H_Yeylaghi_Ashrafi
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم به کانال یادداشت‌های پراکنده خوش آمدید. این فضا، جایی برای اندیشه و گفت‌وگو دربارهٔ دنیای پرتحول اطراف ماست. قرار است در این فضا تحلیلها و دیدگاههای خود را درباره موضوعات زیر با شما به اشتراک بگذارم: · مسائل روز ایران و جهان · چالش‌ها و مسائل شهری و تأثیر آنها بر کیفیت زندگی. · مشکلات زندگی شهری و راهکارهای ممکن برای رفع آنها. هدف این کانال، نه فقط گزارش رویدادها، که واکاوی عمیق‌تر ریشه‌ها و انعکاس صداهایی است که کمتر شنیده می‌شوند. با همفکری، دانایی را گسترش دهیم. 🔻 حسین ییلاقی اشرفی 🔻https://eitaa.com/Scatterednotes_Hya
علم و ایمان، دو بال پرواز انسان به سوی کمال و مقام خلیفه‌اللهی هستند که در تعاملی ژرف و ناگسستنی، هویت و مسیر حرکت او را تعریف می‌کنند. این دو، نه تنها در تضاد با یکدیگر نیستند، بلکه مکمل و تقویت‌کننده هم بوده و در منظومه فکری اسلام، هر یک بدون دیگری ناقص و گاه خطرآفرین است. ۱. علم: چراغ عقلانیت و شناخت · ابزار کشف حقایق: علم، توانایی درک قوانین حاکم بر جهان هستی است. این قوانین، چه در طبیعت (علوم تجربی) و چه در جامعه و روان انسان (علوم انسانی)، همه «آیات تکوینی» خداوند هستند که منتظر خوانده شدن توسط بشرند. علم، چراغی است که تاریکی‌های جهل را می‌زداید و راه را برای پیشرفت، تسخیر طبیعت و بهبود زندگی مادی نشان می‌دهد. · عامل قدرت و مسئولیت: علم به انسان توانایی و قدرت عمل می‌بخشد. اما این قدرت می‌تواند هم برای سازندگی و هم برای ویرانی به کار رود. اینجاست که ایمان به عنوان راهنما و مهارکننده وارد می‌شود. ۲. ایمان: چراغ معنویت و جهت‌یابی · منبع معنا و آرامش: ایمان، پاسخ به عمیق‌ترین نیازهای روحی انسان است؛ نیاز به معنا، هدف و ارتباط با منبعی متعالی. ایمان به خدا، به جهان و زندگی انسان معنا می‌بخشد و آرامشی ژرف را در دل ایجاد می‌کند که هیچ موفقیّت مادی‌ای قادر به ایجاد آن نیست. · مبنای اخلاق و ارزش‌ها: ایمان، پایه و اساس ارزش‌های اخلاقی مانند عدالت، صداقت، ایثار و احسان است. این ارزش‌ها، چارچوبی را تعیین می‌کنند که علم باید در خدمت آن باشد. ایمان، علم را از افتادن در دام اخلاق‌ستیزی (مثل ساخت سلاح‌های کشتار جمعی) یا خدمت به ظلم و استثمار نجات می‌دهد. ۳. تعامل علم و ایمان در انسان کامل انسان متعادل و کامل،انسانی است که این دو عنصر را در خود به کمال رسانده باشد: · عالم بی‌ایمان: دانشی وسیع اما فاقد معنویت و اخلاق دارد. دانش او ممکن است به ابزاری برای تکبر، استثمار دیگران یا تخریب تبدیل شود. دانشمندی که بمب اتم می‌سازد، عالم است اما اگر فاقد ایمان و اخلاق باشد، علمش می‌تواند بلای جان بشریت شود. · مؤمن بی‌علم: ایمانی ساده‌لوحانه و احتمالاً همراه با خرافات دارد. عدم استفاده از عقل و علم، او را از درک عمیق تر خداوند و سنت‌های او در جهان بازمی‌دارد و ممکن است باعث جمود و خشک‌اندیشی شود. · عالم مؤمن: این ترکیب ایده‌آل است. انسانی که با چراغ عقل و علم، قوانین جهان را می‌شناسد و با چراغ ایمان، مسیر درست استفاده از این دانش را می‌یابد. علم او، ایمانش را عمیق‌تر می‌کند (چرا که هر چه بیشتر بشناسد، بیشتر به عظمت آفریدگار پی می‌برد) و ایمانش، به علم او جهت و مسؤولیت می‌بخشد. چنین انسانی علم را در راه خدمت به بشریت، عدالت و آبادانی به کار می‌گیرد. علم و ایمان،دو گوهر گرانبها برای انسان هستند که یکدیگر را کامل می‌کنند. علم، قدرت عمل می‌دهد و ایمان، جهت درست آن را نشان می‌دهد. علم، درخت پرثمری است که ریشه در ایمان دارد و ایمان، کشتی نجات‌بخشی است که علم، بادبان آن است. رسالت انسان مسلمان این است که با بهره‌گیری از عقل (منبع علم) و وحی (منبع ایمان)، خود را به کمال برساند و جهان را به سویی صلح، عدالت و قرب به خداوند سوق دهد. وَ قُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا (سوره طه، آیه ۱۱۴) و بگو:«پروردگارا، بر دانشم بیفزا.» إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ (سوره فاطر، آیه ۲۸) در حقیقت،از میان بندگان خدا، تنها دانایانند که [به راستی] از او می‌ترسند. 🔻حسین ییلاقی اشرفی 🔻https://eitaa.com/Scatterednotes_Hya
در هفته‌ی دفاع مقدس، حماسه‌ی جاودانِ ایستادگی و عزت را سپاس می‌گوییم و ارج می‌نهیم. این هفته، یادآور دلاوری‌های ملتی است که در پرتوی ایمان استوار و مجاهدتی خالصانه، برگ‌های زرینی از تاریخ ایران اسلامی را به رشته‌ی تحریر درآورد. این ایام، فرصتی گران‌قدر برای تجدید پیمان با آرمان‌های بلند شهدا، ایثارگران و همه آنان است که در راه پاسداری از میهن و ارزش‌های مکتبی، جان را به کف گرفتند. دفاع مقدس، نمونه‌ای کامل و راستین از نقش‌آفرینی یکپارچه‌ی ملت، رهبری مدبرانه‌ی ولی‌فقیه و مدیران و کارگزارانی بود که در مسیر خدمت به اهداف متعالی نظام، استوار ایستادند. آن دوران طلایی، نماد مدیریت جهادی و خردورزیِ برخاسته از ایمان بود که در آن، اراده‌ی ملت تحت هدایت نظام اسلامی، در مسیری یگانه به حرکت درآمد. در آن سال‌های سخت و حسّاس، رهبری حکیمانه‌ی امام خمینی (ره) چراغ راهی فروزان بود که جهتِ درستِ پیکار را نمایان می‌ساخت. ایشان با درکی ژرف از شرایط و تکیه بر مبانی استوار دینی، نه‌تنها روحیه‌ی مقاومت را در جان‌های مردم زنده نگاه داشتند، که با شجاعتی کم‌نظیر و دوراندیشی‌ای ستودنی، راهبردهای کلانی را طراحی نمودند که دشمن را در گردابی از درماندگی فروبرد. اوج این پیروزی، حضور آگاهانه و خودجوش قشرهای گوناگون مردم بود که با توکل بر خدا و اعتمادی راسخ به رهبری، همه‌ی هستی خویش را بر سر اخلاص نهادند. این همکاری همگانی آشکار ساخت که هنگامی که مسئولان ارشد نظام نیز همچون ولی‌فقیه، ایمانی قلبی به نظامی مردم‌بنیاد داشته باشند و عرصه‌ها و میدان‌ها را برای نقش‌آفرینی مردم آماده سازند، ملت، بزرگ‌ترین پشتیبان برای تحقق آرمان‌های بلند نظام خواهد بود. پاینده باد یاد و خاطره‌ی حضرت امام روح‌الله خمینی (ره) و شهیدان والامقام، و جاودانه باد مجاهدت‌های ایثارگران دفاع مقدس. 🔻حسین ییلاقی اشرفی 🔻https://eitaa.com/Scatterednotes_Hya
تعلیم و تربیت، سنگ بنای ساختن فردایی روشن و زمینه ساز حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی است. این فرآیند، تنها انتقال دانش نیست، بلکه پرورش انسان‌هایی خردورز، اخلاق‌مدار و مسئولیت‌پذیر است. چنین انسان‌هایی با تلفیق علم روز و معارف ناب اسلامی، پیشگامان عرصه‌های گوناگون علم و فناوری خواهند شد. آنان با ایمان راسخ و عقلانیت برآمده از دین، توانایی حل چالش‌های پیچیده جامعه بشری را پیدا می‌کنند. بنابراین، مدرسه و دانشگاه، کارگاه‌های انسان‌سازی و کانون اصلی شکل‌گیری تمدنی بزرگ و نوین هستند. امید است این سال تحصیلی، گامی بلند در مسیر شکوفایی استعدادها و ساختن ایران عزیزمان باشد. آغاز سال تحصیلی جدید بر تمامی فرهنگیان پرتلاش و دانش‌آموزان و دانشجویان مستعد ایران اسلامی مبارک باد. 🔻حسین ییلاقی اشرفی 🔻https://eitaa.com/Scatterednotes_Hya
رهبر انقلاب با سخنانی صریح و بدون تعارف، پیام خود را مستقیماً از طریق رسانه ملی به مردم انتقال دادند. این اقدام که در آستانه سخنرانی رئیس‌جمهور در سازمان ملل انجام شد، حکایت از اتمام حجتی روشن داشت مبنی بر اینکه «مذاکره با آمریکا بن‌بست کامل است.» به نظر می‌رسد تذکرات قبلی در جلسات داخلی مورد توجه مسئولان ذی‌ربط قرار نگرفته بود که منجر به این اعلام موضع شفاف و بی‌واسطه از سوی معظم‌له شد. 🔻حسین ییلاقی اشرفی 🔻https://eitaa.com/Scatterednotes_Hya
مذاکره با آمریکا؛ تله‌ای برای نابودی رقیب بر اساس تجربه تاریخی، مذاکره با آمریکا برای کشورهای مقابل، سرشار از عوام‌فریبی، نیرنگ و نقض سیستماتیک تعهدات بوده است. به نظر می‌رسد واشنگتن هرگز در پی دستیابی به یک توافق عادلانه و پایدار نبوده، بلکه مذاکره را به عنوان مکمل جنگ و ابزاری برای خلع سلاح، تضعیف و در نهایت نابودی رقیب خود می‌داند. برای بررسی تاریخ مذاکرات آمریکا با کشورهای مختلف و نتایج آن‌ها شاید به چند جلد کتاب نیاز باشد اما صرفا در این مجال به بررسی سه نمونه عراق، لیبی و سوریه از دهه ۸۰ تا امروز می پردازیم ۱. عراق: مذاکره برای تدارک بهانه جنگ آمریکا از ابتدا قصد داشت رژیم صدام حسین را سرنگون کند، اما برای توجیه حمله به یک کشور مستقل در نزد افکار عمومی جهانی، به یک «مجوز» بین‌المللی نیاز داشت. واشنگتن عراق را در یک بازی مذاکره‌ای پیچیده و غیرممکن گرفتار کرد. بازرسی‌های بی‌پایان و تغییر مداوم معیارها به گونه‌ای طراحی شد که عراق هرگز نتواند خود را به طور کامل «پاک» اعلام کند. هدف، ایجاد یک عملیات روانی برای متقاعد کردن جامعه جهانی مبنی بر غیرقابل مهار بودن تهدید صدام حسین بود. آمریکا از فرآیند مذاکره به عنوان سکوی پرشی برای جنگ استفاده کرد. حتی زمانی که بازرسان سازمان ملل گزارش دادند که هیچ مدرکی از سلاح‌های کشتار جمعی نیافته‌اند، آمریکا این یافته‌ها را نادیده گرفت و با اتکا به ادعاهای اثبات‌نشده به عراق حمله کرد. در این پرونده، مذاکره تنها بهانه‌ای برای مشروعیت‌بخشی به تهاجم بود. ۲. لیبی: تله مرگبار «اعتمادسازی» این مورد، نمونه کلاسیک «فریب استراتژیک» آمریکا محسوب می‌شود. واشنگتن به معمر قذافی وعده امنیت و رفاه در ازای خلع سلاح کامل داد. آمریکا و متحدان اروپایی‌اش با وعده‌های فریبنده، قذافی را ترغیب کردند تا بدون داشتن هیچ اهرم دفاعی (مانند یک برنامه هسته‌ای)، خود را به طور کامل در برابر غرب آسیب‌پذیر کند. آن‌ها می‌دانستند لیبی غیرهسته‌ای و خلع‌سلاح‌شده، در آینده به راحتی قابل هدفگیری خواهد بود. به محض تحویل سلاح‌ها توسط قذافی، غرب منتظر فرصتی (مانند بستر بهار عربی) ماند تا به بهانه‌های حقوق بشری، اقدام به حذف فیزیکی او کند. پیام آمریکا به رهبران جهان این بود: «تسلیم شدن برابر است با نابودی. اما داشتن بازدارندگی هسته‌ای، مانند کره شمالی، ضامن بقا است.» این اقدام، درس حساب‌شده‌ای بود تا دیگران از همکاری با آمریکا بترساند. ۳. روسیه: نقض عمدی وعده‌ها برای محاصره استراتژیک پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا به جای کمک به ظهور یک روسیه دموکراتیک و مستقل، در پی آن بود تا برای همیشه رقیب ژئوپلیتیک خود را از پای درآورد. رهبران آمریکا به طور عمدی به وعده‌های شفاهی داده‌شده به میخائیل گورباچف و بوریس یلتسین در مورد «عدم گسترش ناتو به سمت شرق» پشت پا زدند. آن‌ها می‌دانستند که این عمل، حس تحقیر و تهدید عمیقی در روسیه ایجاد خواهد کرد. هدف، تحریک مسکو برای انجام عکس‌العمل‌های احساسی و اشتباه بود تا آمریکا بتواند به بهانه «تهاجم‌طلبی روسیه»، حضور نظامی و نفوذ خود در اروپا را گسترش و تثبیت کند. آمریکا با این سیاست‌ها، عمداً یک دشمن جدید برای بلوک غرب ساخت. وجود یک روسیه «تهدیدکننده» به ناتو مشروعیت می‌بخشد و موجب می‌شود اروپا برای امنیت خود کاملاً به واشنگتن وابسته بماند. مذاکرات با روسیه هرگز به قصد یافتن راه‌حل نبود، بلکه برای نگه داشتن این کشور در موضع ضعف و واکنش‌گرایی طراحی شده بود. از این منظر، آمریکا یک قدرت هژمونیک بی‌رحمانه تصویر می‌شود که تنها در صورت همسویی با منافعش، قواعد بین‌المللی را محترم می‌شمارد. برای آمریکا، مذاکره یک هدف نیست، بلکه وسیله‌ای برای سردرگم کردن، تفرقه‌انداختن و در نهایت نابودی حریف است. نقض تعهدات (مانند وعده‌های داده‌شده به روسیه یا لیبی) امری تصادفی نیست، بلکه بخشی از یک طرح کلان برای ضربه زدن به رقبا در بلندمدت است. آمریکا از نهادهایی مانند شورای امنیت تنها زمانی استفاده می‌کند که بتواند از طریق آن بر کشورها فشار بیاورد (مانند تحریم عراق)، اما خود را بالاتر از آن می‌داند و در صورت تضاد با منافعش، آن را نادیده می‌گیرد (مانند حمله به عراق). بدبینی نسبت به نقش آمریکا در مذاکرات بین‌المللی، نه یک احساس که یک واقع‌بینی استراتژیک مبتنی بر سابقه تاریخی غیرقابل انکار این کشور است. از این زاویه، هر کشوری که پای میز مذاکره با واشنگتن می‌نشیند، باید آگاه باشد که در حال ورود به یک میدان مین دیپلماتیک است که هدف نهایی طرف آمریکایی در آن، نه رسیدن به توافق، بلکه وادار کردن طرف مقابل به تسلیم یا نابودی اوست. 🔻حسین ییلاقی اشرفی 🔻https://eitaa.com/Scatterednotes_Hya
اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه پیشنهادی روسیه و چین برای تمدید قطعنامه ۲۲۳۱ و تعویق ۶ ماهه بازگشت تحریم‌های ایران را رد کردند. این قطعنامه با چهار رأی موافق، ۹ رأی مخالف و ۲ رأی ممتنع رد شد. با رد شدن این قطعنامه پیشنهادی، فرانسه، انگلیس و آلمان تا پایان 30اکتبر ( 8 آبان) فرصت دارند تا "مکانیسم ماشه" را فعال کنند؛ در غیر این صورت قطعنامه 2231 و همه قطعنامه های قبلی ملغی خواهند شد. مکانیسم ماشه یا اسنپ‌بک (Snapback Mechanism) یک سازوکار حقوقی و سیاسی است که در چارچوب توافق هسته‌ای ایران (برجام) و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل تعریف شده. هدف آن بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران در صورت نقض جدی تعهدات برجامی است. تعریف ساده مکانیسم ماشه یعنی اگر یکی از کشورهای عضو توافق برجام ادعا کند که ایران به تعهداتش پایبند نبوده، می‌تواند روندی را آغاز کند که در نهایت تحریم‌های لغو‌شده سازمان ملل به‌طور خودکار و بدون نیاز به رأی‌گیری مجدد، دوباره اعمال شوند. مراحل فعال‌سازی 1. اعلام تخلف: یکی از اعضای دائم شورای امنیت (مثل آمریکا، روسیه، چین، فرانسه یا بریتانیا) ادعای «عدم پایبندی اساسی» ایران را مطرح می‌کند. 2. آغاز دوره بررسی: یک دوره ۳۰ روزه آغاز می‌شود که در آن شورای امنیت می‌تواند قطعنامه‌ای برای جلوگیری از بازگشت تحریم‌ها صادر کند. 3. بازگشت خودکار تحریم‌ها: اگر چنین قطعنامه‌ای تصویب نشود (و معمولاً با وتوی یکی از اعضا مواجه می‌شود)، تحریم‌ها به‌طور خودکار بازمی‌گردند. نکات مهم - این سازوکار فقط مربوط به تحریم‌های سازمان ملل است، نه تحریم‌های یک‌جانبه مثل تحریم‌های آمریکا یا اتحادیه اروپا. - عبارت «مکانیسم ماشه» در متن رسمی برجام نیامده، بلکه در گفتمان سیاسی و رسانه‌ای برای توصیف این فرایند استفاده شده است. - یکی از ویژگی‌های کلیدی آن، غیرقابل وتو بودن بازگشت تحریم‌هاست. 🔻حسین ییلاقی اشرفی 🔻https://eitaa.com/Scatterednotes_Hya
یادداشت‌های پراکنده | حسین ییلاقی اشرفی
اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه پیشنهادی روسیه و چین برای تمدید قطعنامه ۲۲۳۱ و تعویق ۶ ماه
اما سوال مهمی که در صورت فعال سازی مکانیسم ماشه در ذهن بسیار ی از مردم ایران شکل می گیرد آن است که این مساله بر روابط ایران با کشورهای دیگر، هم در سطح دیپلماتیک و هم در سطح اقتصادی و امنیتی چگونه خواهد بود و چه اثری بر اقتصاد ملی ما خواهد داشت؟ تأثیر مکانیسم ماشه بر روابط ایران با کشورهای دیگر، هم در سطح دیپلماتیک و هم در سطح اقتصادی و امنیتی، می‌تواند عمیق و چندلایه باشد. «روابط با سازمانهای بین المللی و قدرت‌های جهانی، تأثیر اقتصادی و تجاری، أثیر امنیتی و منطقه‌ای، تأثیر بر دیپلماسی عمومی و افکار جهانی» 🔻حسین ییلاقی اشرفی 🔻https://eitaa.com/Scatterednotes_Hya
یادداشت‌های پراکنده | حسین ییلاقی اشرفی
اما سوال مهمی که در صورت فعال سازی مکانیسم ماشه در ذهن بسیار ی از مردم ایران شکل می گیرد آن است که ا
1- روابط با سازمانهای بین المللی و قدرت‌های جهانی ایالات متحده و کشورهای اروپایی (فرانسه، آلمان و بریتانیا) با فعال‌سازی مکانیسم ماشه حتی پس از خروج واشنگتن از برجام، به‌طور مشترک تنش‌ها را افزایش خواهند داد و عملا نشان می دهند که از ابزارهای حقوقی برای اعمال فشار حداکثری بهره می‌گیرند. این اقدام، قطعا باعث بی‌اعتمادی عمیق ایران و بسیاری از کشورها نسبت به مشروعیت حقوقی غرب در نهادهای بین‌المللی خواهد شد. رفتار هماهنگ و هم‌راستای آمریکا و اروپا، که در ظاهر خواستار حفظ برجام بودند اما در عمل با انفعال و همراهی در برابر مکانیسم ماشه، نقش شریک جرم را ایفا کردند، نه‌تنها تلاش‌های دیپلماتیک غرب را بی‌اثر خواهد ساخت بلکه اعتماد ایران به تعهدات آن‌ها را نیز به‌شدت تضعیف می کند. در مقابل، روسیه و چین با مخالفت صریح با مکانیسم ماشه، تلاش دارند تا موقعیت خود را به‌عنوان متحدان راهبردی ایران تقویت کرده و ایران را به سمت همکاری‌های بلندمدت سوق دهند. (البته که هر دو کشور می‌دانند اگر ایران در مناقشه خود با غرب شکست بخورد کار آمریکا در برگرداندن مجدد هژمونی خود بسیار آسان خواهد شد و بسیار راحت تر از قبل به مقابله با آنها خواهد پرداخت) در واکنش به فشارهای غرب، ایران نیز می‌تواند با نزدیک‌تر شدن به پیمان‌های منطقه‌ای مانند سازمان همکاری شانگهای و گسترش همکاری‌های اقتصادی با چین و روسیه، عملاً بر وزن ژئوپلیتیک شرق بیافزاید و با توجه به موقعیت جغرافیای سیاسی خود و توانمندهای راهبردی که دارد جایگاه خود را به عنوان شریک راهبردی چین و روسیه پررنگ تر کند 🔻حسین ییلاقی اشرفی (https://eitaa.com/Scatterednotes_Hya) 🔻https://eitaa.com/Scatterednotes_Hya
یادداشت‌های پراکنده | حسین ییلاقی اشرفی
اما سوال مهمی که در صورت فعال سازی مکانیسم ماشه در ذهن بسیار ی از مردم ایران شکل می گیرد آن است که ا
۲- تأثیر اقتصادی و تجاری، تأثیر امنیتی و منطقه‌ای بررسی پیامدهای فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» نشان خواهد داد که این اقدام، علیرغم جو روانی ایجاد شده، تأثیر محسوسی بر تشدید تحریم‌های عملی علیه ایران نخواهد داشت. چراکه تحریم‌های شورای امنیت که مکانیسم ماشه آنها را بازخواهد گرداند، ماهیتاً «اشاعه‌محور» خواهند بود و بر محدودیت‌های تسلیحاتی و فناوری‌های دوگانه متمرکز خواهند شد، درحالی‌که فشار اصلی اقتصاد ایران ناشی از «تحریم‌های ثانویه آمریکا» خواهد بود که مستقل از این مکانیسم ادامه خواهند یافت. در عمل نیز، بازگشت این تحریم‌ها با موانع جدی مواجه خواهد شد: اولاً، اجرای مفاد آن مانند بازرسی محموله‌ها، نیازمند «دلایل معقول» و رضایت کشور صاحب پرچم خواهد بود که امکان اجرای گسترده آن را محدود خواهد کرد. ثانیاً، مخالفت قدرتمند چین و روسیه در شورای امنیت، هرگونه اقدام جدید مانند افزودن نام افراد یا تشکیل نهادهای نظارتی را مسدود خواهد کرد. ثالثاً، ایران (در صورت هوشمندی) با تجربه‌ی کسب‌شده در دور زدن محدودیت‌ها و تقویت روابط با شرق، توانایی مدیریت اثرات آن را خواهد داشت. واقعیت آن خواهد بود که فعال‌سازی مکانیسم ماشه بیشتر تهدیدی حقوقی-سیاسی خواهد بود تا اقتصادی، و در فضای چندقطبی کنونی جهان، توان ایجاد اجماع بین‌المللی جدید علیه ایران را نخواهد داشت. 🔻حسین ییلاقی اشرفی 🔻https://eitaa.com/Scatterednotes_Hya
یادداشت‌های پراکنده | حسین ییلاقی اشرفی
اما سوال مهمی که در صورت فعال سازی مکانیسم ماشه در ذهن بسیار ی از مردم ایران شکل می گیرد آن است که ا
3- تأثیر امنیتی و منطقه‌ای فعال‌سازی مکانیسم ماشه، پیامدهای امنیتی و منطقه‌ای عمیقی برای ایران به همراه دارد که در نهایت به تقویت راهبرد کلان «مقاومت فعال» می‌انجامد. این اقدام غرب در فضای داخلی ایران به منزلهٔ نمود دیگری از خصومت ساختاری غرب با "ایران قوی" تعبیر شده و گفتمان غرب‌ستیزی و ضرورت خوداتکایی را تقویت می‌کند. چنین اقدامی به سیاست‌گذاران ایرانی توجیهی مستحکم برای تداوم و حتی تشدید برنامه‌های دفاعی و راهبردی، از جمله توسعهٔ توان موشکی، ارائه می‌دهد. در عرصهٔ منطقه‌ای، این رویداد به مثابه یک تیغهٔ دولبه عمل می‌کند؛ از یک سو با عیان‌تر کردن شکاف میان متحدان اروپایی آمریکا و کشورهای عربی منطقه، زمینه را برای دیالوگ امنیتی مستقیم‌تر ایران با همسایگان عرب، بدون واسطه‌گری واشنگتن، فراهم می‌سازد. از سوی دیگر، ایران با نشان دادن بی‌اثر بودن فشارهای حداکثری، قدرت چانه‌زنی خود در مذاکرات غیرمستقیم را افزایش می‌دهد. در پاسخ به این شرایط، ایران می‌تواند با افزایش فعالیت‌های نظارتی در خلیج فارس، تعمیق همکاری‌های امنیتی با محور مقاومت و نفوذ بیشتر در کانون‌های حیاتی منطقه، هزینه‌های امنیتی غرب را افزایش دهد. از منظر بازیگران فرامنطقه‌ای، این وضعیت برای روسیه و چین فرصتی مغتنم جهت تعمیق همکاری‌های راهبردی و نظامی با تهران و افزایش نفوذ در اوراسیا فراهم می‌آورد. در مقابل، اسرائیل را با نگرانی از بی‌اثر شدن اهرم‌های بین‌المللی و تمایل به اقدامات تحریک‌آمیزتر روبرو می‌سازد. در جمع‌بندی کلی، مکانیسم ماشه را نه یک تهدید امنیتی فوری، بلکه عاملی شتاب‌دهنده به روندهای جاری از جمله تقابل فزاینده با غرب، همگرایی هرچه بیشتر با شرق و تثبیت نقش تعیین‌کنندهٔ ایران در معادلات امنیتی منطقه باید دانست. 🔻حسین ییلاقی اشرفی 🔻https://eitaa.com/Scatterednotes_Hya
یادداشت‌های پراکنده | حسین ییلاقی اشرفی
اما سوال مهمی که در صورت فعال سازی مکانیسم ماشه در ذهن بسیار ی از مردم ایران شکل می گیرد آن است که ا
4- تأثیر بر دیپلماسی عمومی و افکار جهانی این اقدام آمریکا و متحدان اروپایی آن، علیرغم خروج قبلی واشنگتن از برجام، موجب شده تا بسیاری از کشورها این رویکرد را فاقد مشروعیت حقوقی و غیرمنطقی ارزیابی کنند، که به تضعیف اعتبار غرب در افکار عمومی جهانی می‌انجامد. از سوی دیگر، بازگشت تحریم‌ها از مسیر شورای امنیت، این تصور را تقویت کرده که نهادهای بین‌المللی تحت نفوذ قدرت‌های بزرگ عمل می‌کنند و استقلال قضاوتی لازم را ندارند، که به بی‌اعتمادی فزاینده به این نهادها دامن خواهد زد. البته ایران نیز می‌تواند با بهره‌گیری از دیپلماسی عمومی فعال، این اقدام را نمادی از بی‌عدالتی ساختاری نظام بین‌الملل معرفی کرده و روایت مظلومیت خود را در رسانه‌های جهانی تقویت کند. هرچند در سطح افکار عمومی جهانی، فعال‌سازی این مکانیسم فضای روانی منفی برای همکاری با ایران ایجاد کرده و پیام روشنی به بازیگران اقتصادی مبنی بر پرریسک بودن تعامل با ایران ارسال می‌نماید. این مسئله به ایجاد دوگانگی در برداشت‌ها انجامیده؛ به گونه‌ای که در حالی که برخی کشورها آن را اقدامی بازدارنده در برابر برنامه‌های هسته‌ای می‌دانند، بسیاری دیگر آن را اقدامی سیاسی و غیرقانونی تلقی می‌کنند که به انزوای بیشتر ایران می‌انجامد تا حل اختلافات. 🔻حسین ییلاقی اشرفی 🔻https://eitaa.com/Scatterednotes_Hya